نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان یک قطره عشق

 

دانلود رمان یک قطره عشق  . آهو دختری ساده و احساساتی که در زندگی هدفی

دارد و برای به دست آوردن موقعیتی که آرزویش را دارد حاضر است حتی مقابل خیلی از مخالفت‌ها

بایستد تا به هدفش برسد؛
ولی درست روزی که تصمیم قطعیش رو می‌گیرد، خبری به گوشش می‌رسد که به طور کامل

همه چیز رو خراب می‌کند

نام رمان: یک قطره عشق
نویسنده:
*Nadia_A*(نادیا.علی‌نژادی)
نام تأیید کننده:
KIMIA_A
ویراستار:
هدافتحی
ژانر:
عاشقانه، اجتماعی
سطح رمان:
درحال پیشرفت

 

مقدمه:

در جلسه‌ی امتحان زندگی،
من مانده‌ام و یک برگه‌ی سفید
یک دنیا حرف ناگفتنی
و یک بغل، تنهایی و دلتنگی!
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی‌شود!
در این سکوت بغض آلود،
قطره‌ی کوچکی؛ هـوسِ سرسره بازی می‌کند!
و برگه‌ی سفیدم
عاشقانه، قطره را به آغوش می‌کشد!
یک قطره عشق!

 قسمتی از داستان

-عزیزم تو یک سال دیگه فقط از درست مونده. تا بخوایم کارهای مهاجرتت رو جور کنیم.

شاید وقت کم بیاد. هر چه زودتر بهشون بگو.
همون‌طور که با انگشت‌های دستم بازی می‌کردم، گفتم:
-باشه طی چند رو آینده بهشون می‌گم.
-خیلی خب پس من برم. مامانت رو جای من بـبوس. دلم براش تنگ شده. بای عزیزم.
باهاش خداحافظی کردم و لپ تاپو بستم. به سمت تخت رفتم، خودم رو روش انداختم.

همون‌طور که به سقف زل زده بودم، توی فکر غرق شدم. رفتن به یک کشور پیشرفته،

تحصیل در اونجا، یکی مثل خاله آنا شدن، نهایت آرزوی یه دختر به سن من بود.
اون یه جراح موفق بود، خاله آنا هدف داشت، هدف تعیین می‌کرد و به دستش می‌آورد.
منم از بچگی عاشق دندون پزشکی بودم. باید من هم برم اونجا باید یه راهی برای

راضی کردن بابا و مامان باشه زیرلب گفتم:
-باید از رزا و روژان کمک بگیرم.

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت Jarدانلود رمان براي جاوا PDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوز ePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت Zipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده fakhrisadat

مشاهده تمامی 267 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.