نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود نمایشنامه اغوا شده

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود نمایشنامه اغوا شده

خلاصه: دانلود نمایشنامه اغوا شده کاموس: بهرام کیه؟یگانه: میخواستم بهت بگم ولی …….کاموس: الان میتونی بگی!یگانه : پدر سپهره ….ولی چند ساله که جدا شدیم کاموس: پس چرا برای زندگیت، هنوز تعیین تکلیف میکنه؟یگانه: شاید میشه گفت یه زمانی حسی بهم داشتیم…….ولی بخاطر نا توانایی من تو بچه دار شدن …….منو رها کرد

نمایشنامه اغوا شده

ژانر: خانوادگی،پلیسی
نویسنده: tromprat

دوستان توضیحی درمورد نمایشنامه بدم
نمایشنامه درمورد پلیسی فراری که با دسیسه، برادر همسر فوت شدش ،مجرم شناخته شده
و چون دادگاه عمل رو به قتل عمد ثبت کرده مجبور شده فرار کنه .
در حین فرار زخمی شده و به خونه یکی از اهالی روستای دور افتاده ،که تو مسیرش بوده پناه آورده .

صحنه اول

چراغ های خونه خاموش بود و فضای تاریکی بر خونه حکم فرما شده بود.

خونه محقر و کوچیکی بود و وسایل کهنه و کمی تو هال چیده شده بود.
کاموس دستگیره پنجره رو به آرومی در آورد و وارد خونه شد، زخمش به

شدت خونریزی میکرد و هر لحظه ممکن بود بخاطر این خونریزی شدید از

حال بره. سگ های پلیس ممکن بود از بوی خون، ردش رو تا اینجا زده

باشن.
به سمت آشپزخانه حرکت کرد تا جعبه کمک های اولیه رو پیدا کنه.
نور کمی از آشپزخونه به هال افتاده بود و مسیر رو روشن میکرد.
کاموس با درد زیاد خودش رو به دیوار تکیه داده بود و آروم به سمت آشپزخونه حرکت میکرد.
با ورودش به آشپزخونه متوجه زنی شد که پشت بهش روی صندلی

نشسته بود و شونه هاش به آرومی تکون میخورد.
کلت قدیمی کمریش رو در آورد و به آرومی بهش نزدیک شد، هدفش آزار

زن نبود ولی ممکن بود پلیس رو خبر کنه ،پس مجبور بود کمی بترسوندتش.
زن از صدای پای مرد سرش رو بلند کرد و با تعجب به کلت خیره شد ……..

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
811 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 192
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی