نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود کامل رمان بوی خون pdf

دانلود رمان بوی خون با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان بوی خون با لینک مستقیم

نویسنده: #baroon12
ژانر: #عاشقانه #پلیسی

خلاصه:
شادی دختری که تو دانشگاه گرافیک میخونه. یه روز توی کوچشون

میبینه که یه پسری داره با یه آقایی دعوا میکنه و اونو به شدت میزنه شادی که این صحنه رو میبینه تصمیم میگیره مداخله کنه اما اون پسر با شادی هم دعوا میکنه. بعد از اون روز همون پسر هر روز دنبال شادی بوده و شادی هم عصبانی از دست پسر… اما وقتی میفهمه اون پسر پلیسه باعث میشه که بترسه و حرفاشو گوش کنه سهند(همون پسره) هم از ترس شادی استفاده میکنه و…پایان خوش

بوی خون

دانلود رمان بوی خون با لینک مستقیم

شادی کلاسورش را روی سرش گرفته بود و با قدمهایی سریع گام بر میداشت تا زودتر خودش را به خانه برساند..

آب از سر و رویش می چکید و لرز بر بدن ظریفش افتاده بود…

پرایدی که صدای آهنگش کل خیابان را پرکرده بود و با سرعت از کنارش عبور کرد ،

باعث شد آبهای گلی خیابان به مانتوی سفیدش بپاشد….

با حرص به پراید که حالا خیلی دورتر از او بود نگاهی انداخت و وارد کوچه شد…

زیپ ژاکت نازک صورتی رنگش را بالا کشید ..هرچند میدانست کمکی آن چنانی به گرم شدنش نمیکند…

کمی بعد با دیدن خانه و فکر نوشیدن یک لیوان چای گرم روی کاناپه گرم و نرم جلوی تلویزیون لبخندی زد و قدمهایش را تندتر کرد…

الان وقت پخش تکرار سریال مورد علاقه اش هم بود!

چای گرم و  و سریال “عشق من”!

کلاسور را زیر بغلش گذاشت و در کیف کوچک روی دوشش دنبال کلید خانه می گشت…

انقدر داخل کیف شلوغ بود که کلید پیدا نمی شد…چند رژ لب…

پوسته شکلات..تقویم…اسکناسهای مچاله شده ی پول….در دلش گفت:پس این کلید لعنتی کجاست…الان فیلمم شروع میشه..

باکس دانلود
برای خرید این رمان مبلغ ۵۰۰۰ هزار تومان به حساب 
۶۰۳۷-۷۰۱۵-۰۶۵۵-۵۱۱۶
به نام محمد احمدی
بانک کشاورزی
واریز کنید
بعد به  moh.ah75em.com@gmail.com و یا تلگرام mpero@
پیام بدید تا این کتاب برای شما ارسال شود با تشکر

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 739 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.