نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود کامل رمان بوی خون pdf

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود کامل رمان بوی خون pdf

دانلود رمان بوی خون با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان بوی خون با لینک مستقیم

نویسنده: #baroon12
ژانر: #عاشقانه #پلیسی

خلاصه:
شادی دختری که تو دانشگاه گرافیک میخونه. یه روز توی کوچشون

میبینه که یه پسری داره با یه آقایی دعوا میکنه و اونو به شدت میزنه شادی که این صحنه رو میبینه تصمیم میگیره مداخله کنه اما اون پسر با شادی هم دعوا میکنه. بعد از اون روز همون پسر هر روز دنبال شادی بوده و شادی هم عصبانی از دست پسر… اما وقتی میفهمه اون پسر پلیسه باعث میشه که بترسه و حرفاشو گوش کنه سهند(همون پسره) هم از ترس شادی استفاده میکنه و…پایان خوش

بوی خون

دانلود رمان بوی خون با لینک مستقیم

شادی کلاسورش را روی سرش گرفته بود و با قدمهایی سریع گام بر میداشت تا زودتر خودش را به خانه برساند..

آب از سر و رویش می چکید و لرز بر بدن ظریفش افتاده بود…

پرایدی که صدای آهنگش کل خیابان را پرکرده بود و با سرعت از کنارش عبور کرد ،

باعث شد آبهای گلی خیابان به مانتوی سفیدش بپاشد….

با حرص به پراید که حالا خیلی دورتر از او بود نگاهی انداخت و وارد کوچه شد…

زیپ ژاکت نازک صورتی رنگش را بالا کشید ..هرچند میدانست کمکی آن چنانی به گرم شدنش نمیکند…

کمی بعد با دیدن خانه و فکر نوشیدن یک لیوان چای گرم روی کاناپه گرم و نرم جلوی تلویزیون لبخندی زد و قدمهایش را تندتر کرد…

الان وقت پخش تکرار سریال مورد علاقه اش هم بود!

چای گرم و  و سریال “عشق من”!

کلاسور را زیر بغلش گذاشت و در کیف کوچک روی دوشش دنبال کلید خانه می گشت…

انقدر داخل کیف شلوغ بود که کلید پیدا نمی شد…چند رژ لب…

پوسته شکلات..تقویم…اسکناسهای مچاله شده ی پول….در دلش گفت:پس این کلید لعنتی کجاست…الان فیلمم شروع میشه..

باکس دانلود
برای خرید این رمان مبلغ ۵۰۰۰ هزار تومان به حساب 
۶۰۳۷-۷۰۱۵-۰۶۵۵-۵۱۱۶
به نام محمد احمدی
بانک کشاورزی
واریز کنید
بعد به  moh.ah75em.com@gmail.com و یا تلگرام mpero@
پیام بدید تا این کتاب برای شما ارسال شود با تشکر
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,128 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی