نوول فا - شهری پر از رمان

دلنوشته آیدای بی شاملو

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۳ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دلنوشته آیدای بی شاملو

دلنوشته آیدای بی شاملو

:
آیدا،شاملو را داشت …
شاملویی پر از عشق و حس خوبِ دوست داشتن. 
آیدا زنی بود که عاشقانه پرستیده می شد…زنی پر از حس خوب دوست داشته شدن .
وقتی شاملو دلداده ی آیدا شد،تاریخ اینگونه تکرار شد: 
آیدا شد لیلی،دلبرِ مجنون…شیرین،دلبرِ فرهاد.


شاملو مردی که مجنون وار ،جان می داد برای خنده های لیلی…مردی که فرهاد وار کوه میکند برای داشتنِ شیرین! 
ولی اگر آیدا شاملو را نداشت چه؟ 
اگر شاملو نبود،آیدا خونِ در رگ های چه کسی می شد؟ چه کسی او را یگانه ی بی همتا می خواند؟ 
اگر شاملو نبود،آیدای دلبر،بهانه ی زندگی چه کسی می شد؟ 
هر زنی نیاز دارد به اینکه آیدای مردی باشد که عاشقانه هایش را به رگ هایش تزریق کند .
ولی گاهی زنی آیدایی می شود که شاملویش را کنارش ندارد …
یا که کنارش است ولی فرسنگ ها فاصله افتاده است میان دل هایشان . … 
**********
خوشی هایم را روی میز چیدم… 
همه ی خوشی هایم اسم تو را سنجاق کرده بودند! 
همه چیز تو بودی و هستی حتی… 
همه ی عاشقانه های نوشته ام، 
آن فیلم های عاشقانه ای که دم به دم غم ریختند بر جانم، تاب تاب عباسی های بچگانه، یکی بود یکی نبود های پر بغض، رمان های رمنسی که با شوق می خواندم، جیغ و داد های سرتاسر هیجان، غش غش خنده های بچگی، 
صدای آواز گنجشک ها، هم آغوشی ماه و شبِ تار، روشنی شمع در غظلت تاریکی، ناله های غم دارِ برگ های پاییزی، رد اشک باران، و… 
و چشمه ی اشک خشک شده ی من! 
همه و همه داغ نبودنت را تازه می کند در دلِ مجنونم. 
تو بگو جانِ دلم! 
با همه ی این ها،چگونه دل بکنم از سیاه چالِ چشمانت؟

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
399 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی