نوول فا - شهری پر از رمان

دلنوشته دختری از مردگان

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دلنوشته دختری از مردگان

نام دلنوشته : دختری از مردگان ??

نام نویسنده : (فاطمه تیموری )fatemeh_5656 

مقدمه : …من دختری از مردگانِ دنیای زندگان و گیتی دل باختگان هستم . و هیچ فرقی با دگر زندگان ندارم ، مگر قلبم که در دست توست و روحم که در دست دل باختگی اسیرست .و دنیای من این چنین است .

خوشتر از ایام عشق دوران نیست

بامداد عاشقان را شام نیست

# سعدی

# دلنوشته_ اول

این دنیا برای من و تو دنیا بزرگست ؛ اما در همین دنیا روزی خواهد رسید ، که نه من وجودی خواهم داشت…و نه تو وجودی خواهی داشت .

پس چگونه می شود ، در دنیایی که خودمان باقی نخواهیم ماند به کسی اعتماد کنیم ؟ مگر می شود ؟! مگر داریم ؟! اعتماد اصلا چیست ؟ از کجا آمده است ؟ از ما چه می خواهد ؟ جانمان را ؟ دل و دینمان را ؟ یا قلبمان را ؟ …نمی دانم !..من هم مثل شما از هیچ چیز خبری ندارم .

نه با ” اعتماد ” مصاحبه ای کرده ام و نه معنی اش را در لغت نامه دهخدا سرچ کرده ام ، که بدانم کیست و از کجا می آید ؛ اما می دانی روزی از همین روز هایی که در حال گذر است . نامه ای از دلداده ای به دستت می رسد. دلداه ات دختری تنها و گوشه گیرست .دخترک قصه ی ما از مردگان زنده رخست. می دانی یعنی چه ؟

یعنی اینکه مثل همه ی آدم ها

می خورد

می پوشد

می خوابد

شیون می کند

پیاده رو ها را رج می زند .

موسیقی گوش می دهد .

و به یاد خیانتی که در حقش شده …آتشی در دلش به پا می شود که همتا ندارد و تنها فرقش با آدم های معمولی آن است ، که عاشق شد ؛ اما رفت کسی که او را عاشق کرد و از همان روز دخترک قصه ی ما هم تمام کرد…..

صدای خط ممتد ضربان قلبش می شنوی ؟

تمام کرده است …و او …..
پارت_دوم

و من مردم !….

آری و رحلت من از آن روز آغاز گردید ، که تو را برای همیشه از دست دادم .

شاید اگر نمی رفتی و من همچنان غرورم را حفظ می کردم ، الان روحی زنده داشتم و بالی برای پرواز ؛ اما حال چه ؟!

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.50
[ 2 رای ]
534 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی