نوول فا - شهری پر از رمان

دلنوشته دردهای ناگفته

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش

دلنوشته دردهای ناگفته

دلنوشته دردهای ناگفته

نام کتاب:‌ دردهای ناگفته
نویسنده: شیدا _

مقدمه:
دردهای نا گفته زیاد هستند…..

البته در ابتدا درد نبودند، بیماری نبودند
در انتها درد شدند آنهم با بازگو نکردنشان….

شکست به آسانی…..
دلم را می گویم مثل گلدان ارکیده لب پنجره اتاقم…
صدای شکستنش بلند بود ، آنقدر که گوش هایم از صدایش بی حس شدند…
شوکه نگاهش کردم…
باورم نمیشد این حرفها را روزی از زبان او بشنوم…..
***

بغضم در گلویم حبس شد ، ماتم برد، از یاد بردم بغضم را چگونه بشکنم…
آب دهانم را به سختی به پایین فرستادم…
گلویم عجیب رد داشت…
دهانم را باز و بسته کردم هر چه سعی کردم حرفی نتوانستم بزنم…
تنها یک چیز توانستم بگویم…
یعنی فقط من اضافی بودم……
***

یعنی در این دنیای بزرگ جایی برای من وجود ندارد….
پس چگونه میگویند انسان به وجود آمد تا زندگی کند ، ما که داریم تیکه های کوچک روح مرده مان را جمع میکنیم و با خود حمل میکنیم…
مگر زندگی کردن در این دنیا فقط برای جسم می باشد…
گلویم عجیب تیر میکشید زمین دور سرم میچرخید با صدای در اتاقم سرم را بالا آوردم نگاه کردم چشمم چیزی را نمی دید سایه ای محو بود، چشم هایم را مالش دادم ، با شنیدن صدایم شوکه شدم گرفته بود همانند دلم…..
ازم پرسید چی شده چرا دوباره صدای دعواتون بلند شده باز دوباره چیکار کردی..
این را که شنیدم بیشتر از قبل شکستم لبخندی زدم که خودم فقط میدانستم تا چه قدر بوی مرگ و ناامیدی می دهد و گفتم هیچی ببخشید این دفعه هم من مقصر بودم،فقط برو برو نمک به زخمم نپاش.
سری تکان داد و رفت چراغ را خاموش کردم به کنج اتاقم پناه بردم ، نگاهی به قفسم انداختم در نظرم زیبا ترین زندان دنیا بود…..
گوشیم رو برداشتم

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
249 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 27
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی