نوول فا - شهری پر از رمان

رمان ایرانی زندگی اجباری شیرین است

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

رمان ایرانی زندگی اجباری شیرین است

رمان ایرانی زندگی اجباری شیرین است

داشتم به اتفاقای این ماه فکر می کردم به اون ماه سگی ! دعوا ها بهانه ها همشون مثل یه فیلم غم انگیز از جلوی چشمام می گذشت به خاطر انا ؟ انا دختر عموی من بود ولی از خواهر به من نزدیک بود یه خواهر ناز احساساتی ! به پسری که کنارم بود دقت کردم یه پسر به طاهر متشخص ! پسری که هروقت می دیدمش هرچی فحش بلد بودم می اومد تو ذهنم پارک کرد بدون توجه به امر و نهی های فیلمبردار پیاده شدم لباسم زیاد سنگین نبود ارشیا اومد کنارم ودستم رو محکم گرفت ولی نمی دونست من از بچگی هم بسکت می رفتم هم والیبال و هم باشگاه ! قدرت دستام باور نکردنی بود تمام نفرم رو ریختم تو دستم و دستش رو ناشیانه فشار دادم دستش شل شد دستش رو ول کردم شده بودم یه عروس وحشی ! عروس ؟ شوهر ؟ ازدواج ؟ …… هروقت به این کلمات می رسیدم روانی می شدم انگار مغزم به این کلمات حساسیت داشت مامانم اینا پاده شدند تو صورت همشون غم بود مامان اومد و دستم رو کشید طرف بابا اینا بابا گفت :
– می خواستی بگی خیلی قهرمانی ؟ می خواستی بگی خیلی معرفت داری اخه دختر من به تو چی بگم یک ماهه زندگیمون رو به گند کشیدی که چی ؟ که فاطمه بد بخت نشه ؟
اسم فاطمه که اومد وحشتزده سرم رو کردم بالا امیر گفت :
– اومد همه چیزو به ما گفت اونم مثل تو حاظر به بدبختی دختر عموش نیست افاق بیا از خر شیطون پیاده شو خودتو بدبخت نکن فاطمه حاظره ….
– فاطمه غلط کرده من می تونم گلیمم رو از اب بکشم بیرون اما اون نه اون یه دختر احساساتیه من به زن عمو قول دادم مراقبش باشم
مامان :
– باید وقتی یاد این حرف مرحوم می افتادی که داشت از این غلطا می کرد
– حواسم بهش نبود اشتباه کردم حالا هم باید بپای حرفم وایسم تمومش کنید تو رو خدا مگه شما نمی گفتین ازدواج کنم ؟ اینم ازدواج !
– ما گفتیم با یه ادم درست حسابی نه این پست فطرت
امیر : افاق ما همیشه خوبیت رو می خواستیم همیشه باورت داشتیم حتی وقتی گفتی کار تو بوده باور نکردیم چون می دونیم سخت می شکنی ولی بشکنی خورد می شی ………
– شما منو باور داشتین ؟ دستتون درد نکنه پس باورم کنید که می تونم گلیمم رو از این اب بکشم بیرونبابا :
– افاق این اب نیست باطلاقی هست که راه نجات نداره !
– داره ! اگه فرار نکنم داره شما نگران چی هستین ؟

دانلود در ادامه مطلب

 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.00
[ 1 رای ]
113 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان