نوول فا - شهری پر از رمان

رمان ایرانی لپ های خیس و صورتی + دانلود

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

رمان ایرانی لپ هاي خیس و صورتی + دانلود

رمان ایرانی لپ های خیس و صورتی + دانلود

می دونی بهترین یونجه مال کجاست …؟
اشکال نداره میرم از یه گاو دیگه میپرسم
ای کثافت بی شعور!
این اس ام اسای جلف چیه برایمن میفرستن! اه اه …
اس ام اس رو هنوز کامل نخونده بودم که صدای بلبل بلند شد … چه چه می زد لاکردار! زنگ بلبلی هم عالمی داره!
چادرمو برداشتم و با دمپایی های نارنجی پاره پوره کنج حیاط دویدم سمت در و داد زدم: کیه؟
مملی از پشت در گفت: اون توپ ما افتاده تو خونه ات … بدش بیاد این ور!
این ور و اون ورو نگاه کردم، کنار باغچه افتاده بود انداختم بالا و خواستم شوت کنم که یادم افتاد برادران محترم کفتر باز در حال دید زدنن! و این بود که منصرف شدم …
توپ رو از بالای دیوار پرت کردم براش و گفتم: حواست باشه دیگه این ورا نیفته ها!
داشتم بر می گشتم طرف خونه که تالاپ یه چی خورد تو سرم … ای بر پدرت لعنت!
چادرمو زدم به کمرم و به قول مامان خدا بیامرزم عین این ه?ت?ه ها (لات ها) زدم بیرون: چرا حواست نیست بچه؟
یه چاقو که گوشه ی دیوار حیاط بود برداشتم و توپو خالی کردم و پرت کردم طرفش. والا! فکر کرده من اعصاب دارم.
انجمن شورای سبزی پاک کن ها دم در بودن و داد زدن: هو دختره! چکارش داری؟ بچه یتیمو می زنی؟
تو دلم گفتم شما خفه! فعلا من از همه یتیم ترم!
برگشتم تو خونه و به در تکیه دادم و سرم رو گرفتم تو دستام . همیشه این طور بودم ، اعصابم در حد شعبون بی مخ بود!
اخوی کفتر باز از بالای بوم اطلاع رسانی کرد: بچه ها جیم شین نادر داره میاد!
حالا مثلا نادر کدوم خریه اینا ازش می گرخن!
صرفا جهت اطلاع: نادر برادر مملی (مخفف محمد علی) بود، یعنی پسرای شمسی جووون صاحبخونه ی محترم من!
همون جور به در تکیه داده بودم که بی شرف با مشت افتاد به جون در: باز کن درو … د بهت میگم باز کن!
درو باز کردم و گفتم: بله؟ فرمایشی بود؟

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.63
[ 16 رای ]
338 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان