نوول فا - شهری پر از رمان

رمان ایرانی نقطه سر خط+ دانلود

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

رمان ایرانی نقطه سر خط+ دانلود

رمان ایرانی نقطه سر خط+ دانلود

آفتاب داغ ساعت ۳ بعد از ظهر ۱۹ اردیبهشت همراه دل ضعفه ای از گشنگی که از دیشب چیزی نصیبش نشده بود، ذهن آشفتمو آشفته تر می کرد. صدای دکتر خواجه هنوز تو ذهنم اکو می خورد: گند زدی مریم می دونستم به بازی خطرناکی دامن زدم. بازیی که مطمئن نبودم می تونم از پسش بربیام یا نه؟! و نمی دونستم دقیقا عمق این اوضاعِ به قول دکتر خواجه” فاجعه” چقدره؟!
با نفس عمیقی سعی می کنم پیش خودم اینطور وانمود کنم اتفاق چندان مهمی نیفتاده و با بی خیالی ذاتیم، محوطه ی شلوغ نمایشگاه رو اسکن وار از نظر گذروندم: پس این امیر کجاست؟
دستمو به قصد برداشتن گوشیم و دادن اس ام اس به امیر تو جیبم فرو کردم ولی لرزش ویبره ی گوشی باعث شد از ترس تکون محسوسی بخورم. به خیال اینکه امیر باشه نفس حبس شدمو بیرون دادم و با اخمو شک به شماره ی ناشناس روی اسلاید گوشی خیره شده
– بله؟!
– سلام مهندسِ بعد از این
لحن پر حرص و تمسخر مهندس گفتنش چیزی نبود که با همین چند کلمه نشه فهمید کی پشته خطه. حتی اگه شماره ناشناس باشه!
– در خدمتم آقای دکتر
– خدمت از ماست خانم مهندس
با هر کلمه ای که توی گوشی می پیچید ضربه های قلبمو بیشتر توی سرم احساس می کردم. صدای تبلیغ کتاب کنکور، از بلند گویی که فاصله ی چندانی باهاش نداشتم و هر چند دقیقه یکبار رپیت می شد روی اعصابم بود. کلافه دستمو رو سرم گذاشتم، از داغیش تازه یادم اومد درست وسط محوطه و زیر آفتاب واستادم.
با نگاهی گذارا دنبال جایی سایه دار گشتم. با صدای دوباره ی دکتر مهرانفر به سمت درختای سروی که کنار
فضای چمن کاری، کاشته بودن رفتم
– سکوت آدمی به جسارت تو غیر قابل درکه
درحالی که توی دلم زمزمه می کردم ” مگه آدمای بیشعور درک دارن؟! ” پشت به بلوکایی که فضای سبز رو
از محوطه ی آسفالت جدا می کرد وایسادم. نفس عمیقی کشیدم تا ضربان قلبی که از شدت استرس بیشتر می
شد رو کنترل کنم

لینک دانلود در ادامه مطلب

  • دانلود برای کامپیوتر با فرمت پی دی اف

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,016 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 189
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی