نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید ایمیل = moh.ah75em.com@gmail.com تلگرام = mpero@

رمان عاشقونه قلب های شیشه ای

توی جاده دارم میرم… این جاده انقدر پیچ و خم داره که نمی دونی چند دقیقه بعد چی انتظارت رو می کشه… نمی دونی کدوم پیچ کدوم پستی و بلندی به تلاطمت می ندازه؟…قرار به کدوم سمت منحرف بشی؟ درست مثل این نقطه از زندگی من. سرنوشت منو به راهی منحرف کرده تا درس بگیرم . درسهای زیادی گرفتم ولی
هنوز هم کافی نیست.
طرف راستم یه جنگل سرسبز زیبا … طرف چپم یه دره عمیق خود نمایی می کنه… این جا هم مثل خودم و آینده ام مبهمه … نه به امنیت و سرسبزی این سمت دلخوش می کنم … نه از ارتفاع این دره می ترسم. مدتی یاد گرفتم بی تفاوت باشم … قدم توی راهی گذاشتم که همه چیزش مبهم و پیچیدست… حدود نیم ساعته دارم میرم ولی از آبادی خبری نیست … همه جا آباده ولی آبادی نیست …
فلسفه می بافم چون بریدم از همه چیز و همه کس …
می خوام از نو شروع کنم … می خوام خودمو از نو بسازم … این سپیده دیگه نمی خواد سپید باشه میخوام شفاف نباشم … مردم این زمونه به ادم یاد دادن که اگه شفاف باشی هر کی یه لکه روت بجا می زاره باید تیره بود. حداقل برای همه خاکستری بود.
این بار میخوام زیر باشم… رو بودن برای جماعتی که برات لایی می کشن فایده ای نداره … میرم تا خودمو برای مبارزه آماده کنم … برای انتقام…
از فلاکس برای خودم آب جوش میریزم و یه بسته قهوه فوری رو توش خالی می کنم. تلخ تلخ می خورم بی شیر بی شکر… میخوام تلخی قهوه به روحم سرایت کنه … میخوام تلخی زندگیم رو احساس بکنم … میخوام وجودم تلخ بشه زهر بشه …تلخ باشم تا تلخیش رو توی وجود نامردای زندگی گذشتم خالی کنم…
ضبط رو روشن می کنم… آهنگ بی کلام تلخی توی ماشین پخش میشه … قهوه تلخ و آهنگ بی کلام تلخ روحمو تازه می کنه… اصلا مگه میشه روح تازه بشه وقتی که روحتو نابود کردن وقتی به جای محبت و عشق واژه های خیانت و تنفر رو برات هجی کردن … اصلا روحی میمونه که تازه بشه؟!
تابلوی روستای مورد نظرم رو از دور می بینم … نوشته تابلو رو چند بار با خودم زمزمه می کنم … روستای سبز دره …
دره ای که سبزه ؟ معنیش همین میشه نه؟؟؟

باکس دانلود
برای خرید این رمان مبلغ ۵۰۰۰ هزار تومان به حساب 
۶۰۳۷-۷۰۱۵-۰۶۵۵-۵۱۱۶
به نام محمد احمدی
بانک کشاورزی
واریز کنید
بعد به  moh.ah75em.com@gmail.com و یا تلگرام mpero@
پیام بدید تا این کتاب برای شما ارسال شود با تشکر

 

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 722 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.