نوول فا - شهری پر از رمان

رمان فصل پنجم عاشقانه هایم جاوا،اندروید،pdf،ایفون

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

رمان فصل پنجم عاشقانه هایم جاوا،اندروید،pdf،ایفون

رمان فصل پنجم عاشقانه هایم جاوا،اندروید،pdf،ایفون

خلاصه:
عقیق که چندسالی می شد فداکارانه خودشو وقف مشکلات زندگی خواهر ها و برادرهاش کرده ، بر اثر یه اتفاق کوچیک پی می بره که این میون از محبت و سادگیش سواستفاده شده و اون پاسخ مناسبی در جواب این چند سال فداکاری نگرفته و حالا که  پا به سی سالگی گذاشته و با وجود دوتا نامزدی نا موفقی که تو این مدت داشته، تنهاست و نه شغل ثابتی داره و نه آینده ی  تامین شده ای. اون تصمیم می گیره خودشو از این شرایط نجات بده اما انگار لازمه برای این منظور یه سری آدما و اتفاقات  تو گذشته رو دوباره باهاشون روبرو شه و مرورشون کنه.

کجای چهار فصل نام تو می گنجد . . .؟
رویش از توست
بهار ، بهانه ، باران هم !
تو …
فصل پنجم عاشقانه های منی …!

فصل اول)

صدای تعارف مامان به شوهر مهناز تا اینجا هم می اومد. توی هال نشسته بودم و سعی داشتم قبل از اینکه آتیش پاره های  مهناز سربرسن برگه های پخش و پلای دور خودمو به زحمت جمع کنم. این پای سنگین گچ گرفته هم یاری نمی کرد. رو زمین سینه خیز شده بودم تا آخرین برگه رو با کلی تقلا بردارم که مهناز، شانار به بغل وارد شد.
_ داری تمرین شنا می کنی؟
نفس نفس زنان سرجای اولم برگشتم و با دلخوری گفتم:
_ داشتم اینارو از زیر دست و پا جمع می کردم.
چپ چپ نگام کردو شانار رو که با دیدنم ذوق کرده بود و دست و پا می زد زمین گذاشت. خم شد برگه رو برداشت و درحالیکه
زیر لب غرغر می کرد اونو به دستم داد.
_ یکی نیست بهش بگه مجبوری مگه.
شانار رو همزمان تو بغلم گرفتم و اون به عادت همیشه صورتشو تو انحنای گردنم فرو برد. بوسه ی کوتاهی رو موهای مجعد

بورش زدم و همزمان دنبال اون یکی شون گشتم.
_ پس شایلین کجاست؟

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.00
[ 1 رای ]
80 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان