نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید ایمیل = moh.ah75em.com@gmail.com تلگرام = mpero@

رمان مخصوص موبایل مرد مغرور من

رمان مخصوص موبایل مرد مغرور من

گیسو با اضطراب رو کرد به من که داشتم چایی میخوردم و گفت:
نمیدونی چه قدر با کلاس و خوشتیپه … من که از رو به رو شدن باهاش ترسیدم … لا مصب چشم های دختر کشی – – داره اون شیوا بی شعور که غش کرد
– برو بابا تو هم داری پیاز داغش را زیاد میکنی …
نه به خدا پارسا خیلی خوشتیپه اما محل سگم به هیچ کدام از دختر ها نمیده …
– خانم ضیایی هم خیلی تعریفش را میکرد تحفه که نیست اینم یکی مثل بقیه …
گمشه با اون اخلاق نچسبش حالا بی خیال این پسره امروز چی کاره ای …
– فعلا که باید یه طرح خوشمل پیدا کنم واسه نقاشی ام استاد دباغی منتظر ام است دیوانه هنوز تحویلش ندادی؟
– میگم طرح پیدا نکردم تو میگی تحویل ندادی …
ای تو روحت خوب میخواهی چی کار کنی؟
– نمیدونم فعلا پاشو بریم یه کارش میکنم
از کافی بیرون امدیم که یکهو یه سوناتا نقره ای کنارمون کشید و بوق زد گیسو چشم هاش شیش تا شد دستش را گرفتم و گفتم: بیا بریم مزاحم است
دیوانه شدی یه نگاه به این ماشین جیگرش بکن میخواهم خودم تورش کنم
– تو نمیترسی یه بلایی سرت بیاره فکر کردی واسه چی دنبالمون هست ما را که واسه چشم ابرومون نمیخواهد
اه یکم باهاش میگردیم و بعدم ولش میکنم
– اره ارواح عمه ات اونم ولت کرد
برو بابا پسر های این دوره زمونه دنبال درد سر نیستن که به زور طرف را بکشن تو ماشین از راهش وارد میشن و مخ طرف را میزنن و از اون جایی که استادت و با دست به خودش اشاره کرد اینا کاره است کار بلده پس جای نگرانی نیست و بهم طمینان کن
– من فقط به پنجه بکس تو کیفم اطمینان میکنم
همان موقعه شیشه های دودی ماشین امد پایین و یه پسر به ظاهرخوشتیپ با یه لبخند مسخره عینک دودی اش را برداشت و گفت: اجازه میدین برسونمتون …
قبل از این که گیسو چیزی بگه با صدای تقریبا بلند گفتم: خواهر مادر نداری بی تربیت مزاحم ما میشی برو پی کارت …
پسره با دهن باز من را نگاه میکرد و گیسو از این طرز حرف زدنم شوکه شده بود بچه سوسول مایه دار فکرده ما از اوناشیم …

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 722 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.