نوول فا - شهری پر از رمان

رمان میرم جای من اینجا نیست + دانلود

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

رمان میرم جای من اینجا نیست

رمان میرم جای من اینجا نیست + دانلود

سحر- الو سلام نمیتونم از فکرت درآم… من هنوزم مثل قبلاهام … هنو.. نزاشتم بیشتر واسم چهچه بزنه
– سلامو مرض سلامو برگ هویج.. الان وقت زنگ زدنه؟
سحر- پاشو پاشو کار کن کوشش کن زن و بچه گشنه ان دیگه داشت کفرم در میومد ساعت ۶ صبح زنگ زده مسخره بازی در بیاره
– مسخره بازی در نیار سحر بنال چته؟ چیکار داری؟
با لحن با مزه ای گفت: نا آرام جان من گَلت کردم حالا شوما پاچه مارو عفو کن
– اه مثل رادیو بیگانه همش زر میزنی اول صبحی
سحر- نا آرام جونم
– نا آرامو مرض چته؟
سحر- بیا اینجا….
– بیام اونجا چیکار؟
سحر- بیا بت میگم
– الان بگو خب
سحر- جون من بیا کارت دارم بیست مین دیگه اینجا باش صبحوبنه هم نخور سگ خور مهمون من تا اومدم بگم نمیام قطع کرد و از اونجایی که میدونستم بهش زنگ بزنم جواب نمیده، زنگ زدنو بیخیال شدم. ده دقیقه بعد آماده بودم یه شلوار گرمن کن مشکی با مانتو سرمه ی و شال مشکی تنم کردم، تا خونه سحر ۵دقیقه بیشتر راه نبود سریع واسه مامان یادداشت گذاشتم که من دارم می رم خونه سحر نگران نشه.
یه میس انداختم درو باز کرد از اونجایی که میدونستم مامان سحر عادت داره بعد نماز تو حال بخوابه خیلی آروم در واحدشونو باز کردم ولی نه از سحر و نه از مامانش خبری نبود همین که پامو گذاشتم تو اتاق سحر صدای پخ گفتن همانا و صدای جیغ من همانا..
– خاک بر سرت سهند سکته خفیف رد کردم این چه وضعشه؟
سهند هنوز داشت می خندید لال شده بود
– نمیری جوون؟؟
سهند- نه حال کردم قیافت دیدنی بود
دوباره زد زیره خنده
– ه? ه? ه? .. هندویج بی مزه سحر کجاست ؟ اول صبحی منو کشونده اینجا؟
سهند- cw
cw – نه و wc انقدر بر عکس حرف نزن روت میمونه ها
– این سحرم که ۲سال بعد میاد بیرون
سحر- می گن پشت بچه مردم حرف نزنید
با صدای سحر برگشتم نگاش کردم موهای لختشو بالای سرش جمع کرده بود و از صورت خیسش معلوم بود اونم تازه از خواب بیدار شده
– اولا می گن پشت سر مرده حرف نزنید دوما واسه چی گفتی اول صبحی بیام اینجا؟
سحر- مامی و ددی رفتن دوتای یزد صفا اینجا خونه مجردیه، سهندم مرخصی گرفته بترکونیم
– ایول خب زنگ بزنیم برو بچ هم بیان
سحر با خنده گفت- تو صفه کله پاچن الاناس که پیداشون بشه
اینو گفت رفت تو اتاق، سهندم رفت دوش بگیره. سهند قدش حدود ۱۹۰ ، چهار شونه، نه چاق نه لاغر، پسر ساده مهربونیه منم مثل آرش دوسش دارم با اینکه خیلی باهم راحتیم ولی حد خودشو میدونه در کل چشم پاکه من با سحر براش فرقی نمی کنم.

ادامه در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,044 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 190
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی