نوول فا - شهری پر از رمان

رمان نقطه ی پایان با فرمت پی دی اف

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

رمان نقطه ی پایان با فرمت پی دی اف

رمان نقطه ی پایان با فرمت پی دی اف

داشتم با ارامش خونه رو متر میکردم که صدا جیغ سوگند از جا پروندم سوگل میکشمت همزمان که شروع به دویدم کردم گفتم دلت میاد
-الان بهت نشون میدم که میاد یا نمیاد
سریع رفتم پشت بابام قایم شدم و گفتم
بابا منو از دست این قاتل نجات بده میخواد منو بکشه-
– چیکار کردی باز وروجک
-هیچی بابایی فقط یکم تفریح
-اره هیچی فقط تو کیف پول من سوسک گذاشه
– پلاستیکی نبود؟
– نخیر
– اا من فک کردم پلاستیکیه
بابام قش قش داشت مخندید بعد برگشت به من گفت خیلی کارت باحال بود بعدم دوباره شروع به خندیدن کرد خب بابای منه دیگه منم به بابام رفتم گویا بابام جوون بوده از این کاره زیاد میکرده خو ادم وقتی حوصله اش سر میره چیکار کنه؟
سوگند یه نگاه خبیصانه به من انداخت گفت
-دارم برات
با نیشه باز براش ابرو بالا انداختم رفتم تو اشپزخونه سوگند ۲۵ سالشه و من ۲۲ سال خونواده ی خیلی گرمی وصمیمی داریم مامانم مهربونه وارومه سوگند هم مثل مامی جان اما بابام اروم نیس من مثل اونم شر شور باصدای مامانم از فکر اومدم بیرون
-باز تو اتیش سوزوندی؟
-نه بابا اتیش چیه ؟زبونم لال! اتیش خودش میسوزه
مامانم اروم خندید چیزی نگفت
سوگند اومد شروع کردیم به میز اماده کردن منم از سوگند پرسیدم
-میگما کار پیدا کردی؟
-اره
-چی؟
– تربیت تو

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
934 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی