نوول فا - شهری پر از رمان

رمان یاقوت کبود از کریستین گی یر برای دانلود با فرمت pdf,java,apk

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

خامه ای

مهر پاتوق

رمان یاقوت کبود از کریستین گی یر

رمان یاقوت کبود

نام رمان : رمان یاقوت کبود

به قلم : کریستین گی یر

امتیاز : ۴ از ۵

تعداد صفحات : ۲۴۹

حجم رمان : ۳.۶۸ مگابایت پی دی اف , ۱.۲ مگابایت نسخه ی اندروید

خلاصه ای از داستان رمان:
گوئنت شپرد در خانواده‌ای متولد شده است که وارث ژن عجیبی هستند: سفر در زمان.

برای شانزده سال، دخترخاله گوئنت، شارلوت برای سفر زمان آموزش دیده و آماده شده بود ولی بر خلاف تصور همه،

گوئنت وارث این ژن بوده است. آنچه انتظار او را می‌کشد ماجرایی مرموز و پیچیده در قرن هجدهم لندن است که ممکن است حتی به قیمت زندگی او تمام شود.

گوئنت باید همراه با حامل ژنی دیگر از خانواده‌ای مرموز، گیدئون دو ویلر، پرده از رازی که در پس حلقه مرموز مسافران زمان است بردارد. و در این راه به هیچ کس، حتی قلب خودش، نمی‌تواند اعتماد کند…

رمان یاقوت سرخ جلد اول مجموعه جواهرات گرانبها
دانلود رمان یاقوت کبود از کریستین گی یر با فرمت pdf
دانلود رمان یاقوت کبود از کریستین گی یر با فرمت apk
دانلود رمان یاقوت کبود از کریستین گی یر با فرمت java

صفحه ی اول رمان:

خیابان‌های ساوت‌وارک۱ تاریک و خلوت بود. هوا بوی خزه، فاضلاب و ماهی مرده می‌داد. پسر جوان از روی غریزه دست دخترک را محکم‌تر گرفت.
زیرلب گفت: “باید مستقیم از کنار رودخونه راه می‌رفتیم. آدم خیلی راحت تو این کوچه‌های پیچ و واپیچ گم میشه.”
“بله، و هر گوشه‌ای ممکنه یه دزد یا قاتل قایم شده باشه.” به نظر می‌رسید خوشحال باشد.
“عالیه، نه؟ خیلی خیلی بهتر از نشستن تو اون اتاق خفه تو معبد و نوشتن تکالیف مدرسه‌ست!”
دامن سنگین لباسش را بلند کرد و با عجله به راهش ادامه داد.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
171 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 1 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


admin
حوا
دوشنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۶
پاسخ

سلام
می خواستم بدون جلد سوم این مجموعه کی میاد؟

[Reply]


نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان