نوول فا - شهری پر از رمان

مجموعه اشعار صوتی آخرقصه

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

مجموعه اشعار صوتی آخرقصه

خلاصه:

مجموعه اشعار صوتی آخرقصه آخر قصه را این بار از اول بگویم:یکی بود؛ یکی نبود. دیگری در فکر یار و عاشقی بی انتها، در فکر رفتار مجنونش به جنون رسید تا شاید حس نکند تنهایی اش را تا شاید نبیند رفتنش را…

دلم پر است شبیه تفنگ یک شکارچی پیر
که مردد مانده است ماشه را بکشد یا اجازه دهد بچه آهو از شیر خوردن فارغ شود.

دلتنگی

چمدانی ست قدیمی که وقت رفتن

هرچقدر هم بزرگ باشد

مجبور میشوی قسمتی از وجودت را

رها کنی و…

بروی….

تو چند نفر بودی
که با رفتنت
اینقدر تنها شده ام

ترس از تنهایی ست
حرف زدن با خویش در خلوت
سوت زدن در تاریکی
وگرنه هیچ دیوانه ای
با خودش حرف نمیزند
هیچ عاقلی
از تاریکی خالی نمیترسد

هر شعر زخم کهنه ایست
که وقت و بی وقت
توی خلوت یا شباهنگام
خون تازه میچکد از آن

از خانه من

تا خانه تو ؛ راهی نیست

خط کش و قلم را بردار

روی نقشه ایران ؛ امتحانش کن

کجا برده ای مرا…..!؟

دگر به خود

باز نتوانم گشت….!

با تو

شاعران زیادی تا صبح

بیدار بوده اند

بی خودی نیست که شهر

اینقدر خسته و بی حال است.

کرم شب تابی بودم

که شب های روشنت را

میخواستم روشن تر کنم.

میدانم ،نمیدانی

چقدر دوستت دارم

وگرنه بر میگشتی…

به من حق بده اگر سیگار

بهترین دوست من باشد

پا به پای من

در تمام بیداری شبها

همچو مادر که میسوزد

در تب فرزند

در کنارم بود

در کنارم سوخت…..

لینک دانلود:

آخر قصه ۱

آخر قصه ۲

آخر قصه ۳

آخر قصه ۴

آخر قصه ۵

آخر قصه ۶

آخر قصه ۷

آخر قصه ۸

آخر قصه ۹

آخر قصه ۱۰

آخر قصه ۱۱

آخر قصه ۱۲

  • نام رمان:آخرقصه
  • نویسنده:ابوالفضل سنبلی بیگدلی
  • طراح:نگار۱۳۷۳
  • گوینده:فرشته میرپور
  • هماهنگی:ملیکا سادات روحانی
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
399 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی