نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هر گونه رمان و کتاب در تماس با ما یا به ایمیل زیر پیام بفرستید و یا در تلگرام با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی کاربر انجمن نگاه دانلود

دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی . دختر داستانمون،یه روانشناسه..یه دختر عاقل که مثل خیلی ها دل میبنده،عاشق میشه و ازدواج میکنه اما…وقتی به خودش میاد که میبینه با یه بچه تنها مونده!…وقتی که یه دختر شکسته و پریشونه که فقط یه مشت قرص میتونن آرومش کنن!…رها میشه،بدون هیچ جوابی یا توضیحی از جانب شریک زندگیش.
همه چیز به نظر مرموز میاد…ماجرایی پر از علامت سوال….
آیا نیکی آروم میشه!؟
آیا میتونه یه زندگی جدید رو شروع کنه!؟
داستان از اینجا شروع میشه اما….قراره اتفاق هایی بیوفته که اصلا قابل پیش بینی نیستند…
بعد از تو ، باز هم تو…پایان خوش.

نام رمان : بعد از تو
نام نویسنده:شیرین سعادتی کاربر انجمن نگاه دانلود
نام تایید کننده رمان: Roya_77 کاربر انجمن
ژانر:عاشقانه،غمگین

قسمتی از داستان :

بعد از تو…!؟
آری…
بعد از تو من تنها شدم
بعد از تو من رها شدم
بعد از تو من ترد شدم
بعد از تو من شکستم
بعد از تو من خرد شدم
بعد از تو خیلی اتفاق ها افتاد…
و تو کجا بودی تا ببینی چه بر سرم آمد…؟
با همه قدرتم ملحفه رو تو چنگم گرفتم و جیغ زدم:عزیز!
عزیز با چادرش عرق روی پیشونیم رو گرفت و گفت:جانه عزیز؟..دورت بگردم مادر آروم باش الان میان.
با درد به زور از لای دندونهای کلید شده ام گفتم:عزیز دیگه نمیتونم تحمل کنم تو رو خدا یه کاری کن.
عزیز:قربونت برم دخترم،تحمل کن..یکم دیگه که شیر پسرت رو تو بغ*لت گرفتی تمام دردهات از یادت میره.

با ناله سرم رو کوبیدم به تخت و بلند بلند گریه کردم.
مثل مار به خودم می پیچیدم و نفسهام کند شده بود.
حس میکردم عضلات بدنم از درد دارن کش میان…حالا واقعا معنی درد زایمان رو میفهمیدم.
بدنم خیس عرق بود و داشتم جون می دادم.
عزیز هم تو صورتم فوت میکرد و تکرار میکرد«نفس عمیق بکش دخترم»

 

دانلودرمان براي اندرويد،تبلتJarدانلود رمان براي جاواPDFدانلود رمان براي کامپيوتر ، ویندوزePubدانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلتZipدانلود رمان پی دی اف بصورت zip

رمز فايل : www.negahdl.com

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده fakhrisadat

مشاهده تمامی 267 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.