نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان سفر به جزیره مرگ

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان سفر به جزیره مرگ

دانلود رمان سفر به جزیره مرگ

نویسنده: معصومه نجاتی

ژانر: تخیلی/هیجان انگیز/عاشقانه/ترسناک

خلاصه:کشتی تفریحی در میان آب های اقیانوس اطلس،قلب دریا را می شکافت و به مقصد جنوب اسپانیا در حرکت بود. در نیمه شبی آرام ،طوفانی

به پا خواست و زنی مرموز ،محبوس در چنگال اهریمن بر عرشه کشتی ظاهر شد ،همه در بهت و حیرت به زیبایی ستودنی زن خیره شده بودند و

ترس به سرتاسر وجودشان رخنه کرده بود،صدای زیبا اما وحشت برانگیز زن به گوش تمامی ساکنان کشتی رسید که به آن ها هشدار می داد:

برگردید …دور شوید…خطر…مرگ…

کشتی تفریحی ، در میان اقیانوس اطلس ،قلب دریا را می شکافت و به مقصد جنوب اسپانیا در حرکت بود . کشتی شامل ۲۵۰مسافر، ۵۰خدمه

،ناخدا و ۵دستیار زبردست در امور دریانوردی بود.
بعد ازظهر دل چسبی بود ،عده ای در حال شنا کردن در استخرهای تعبیه شده بر سکوی کشتی مجلل بودند و هر کسی به طریقی از هوای

خنک آخرین ماه های زمستان که سرزندگی بهار را درآغوش می کشید بهره می جستند.
۵آشپز درمطبخ کشتی ، درحال تدارک شام مسافران بودند و اغلب ماهی نمک سود شده و خرچنگ های مرغوب صید شده از بهترین دریاها را

طبخ می کردند، بوی خوش غذاهای دریایی دل های مسافران را مالش می داد و همگی را به خوردن شامی بی نظیر در میان اقیانوس اطلس

ترغیب می نمود.
زنان و مردان بسیار شیک پوش و خوش چهره ای بر عرشه کشتی در حال معاشرت با یکدیگر بودند ،همگی از طبقه مرفه جامعه انسانی بودند.
کلنل جان مایکل با سبیل های از بناگوش در رفته ، از خاطرات جنگ های سلحشورانه اش ،با آب و تاب فراوان ، شجاعتش را برای بانوان انگلیسی

ترسیم می کرد و آن ها نیز تمام حواس خویش را متوجه کلنل جان مایکل که جوانی باابهت و جذاب بود ، کرده بودند.
هوا رو به تاریکی می رفت

چه امتیازی می دهید؟
5 / 2.00
[ 1 رای ]
684 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 183
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


تبلیغات متنی