ناول فا

fakhrisadat, نویسنده در مجله اینترنتی ناول فا

دانلود رمان انجمن شب ( جلد سوم خانه ترس )

دانلود رمان انجمن شب ( جلد سوم خانه ترس )  زندگی گاهی بی‌رحم‎تر از آن است که فکر می‌کنیم؛ وقتی تصمیم می‌گیرد

از آرامش به تشویش و ترس همراهت کند.
فریما، دختری از مادری دورگه و پدری پری است. بعد از مرگ پدر و مادرش، تمام زندگی او پشت حفاظی از جنس

محبت قرار دارد. اکنون که بیست‎ساله شده است، برای او نامه‌ای آمده که به او دستور داده شده به انجمن شب

(در یکی از روستاهای مخوف) برود. فریما انتظارهای زیادی دارد؛ ولی چیز متفاوتی با تئوری‌های ساده‌اش می‌بیند.

دانلود رمان انجمن شب

دانلود رمان انجمن شب ( جلد سوم خانه ترس )

 

دانلود رمان بلعیده شده جلد دوم

دانلود رمان بلعیده شده جلد دوم  پس از حوادث خونین و تلخی که برای کانبرا ولارا بلیک افتاد،او

تصمیم گرفت که به خواب عمیقی فرو برود تا تنفر از خود و جسم جدیدش را از یاد ببرد و به آرامش دست‌نیافتنی‌اش

برسد؛ اما غافل از این که اهریمنان راه خودشان را به دنیا پیدا کرده بودند و قرار نبود این آرامش ادامه پیدا کند.

دنیل، دوست صمیمی‌ لارا، پس از گذشت یازده‌سال به عنوان کارآگاهی در سازمان امنیتی کانبرا مشغول به کار است

که متوجه وجود و حضور موجودات غیرانسانی می‌‌‌‌‌شود و به این فکر می‌افتد که این مشکل عظیم به یک قدرت فراانسانی

نیاز دارد که او هم کسی جز دوستش نیست.
در این فصل به علت خلأ ذهنی لارا، داستان به زبان راوی و دنیل روایت می‌‌‌‌شود.

دانلود رمان بلعیده شده جلد اول

دانلود رمان بلعیده شده جلد دوم

 

دانلود رمان لانه ی ویرانی

دانلود رمان لانه ی ویرانی ویژه نگاه دانلود ۲۵ سالم بود که زندگیم دست خوش تغییرات شد. تغییراتی که شاید اول با

اومدن اسم تو شروع شد؛ ولی آخرش به اسم تو ختم شد…و من نمی‌دونستم بازی روزگار چه‌قدر

ناعادلانه عمل می‌کنه.اول این بازی از یک وصیت شروع شد، وصیتی که باعث شد گلبرگ کهکشان یک آدم

دیگه با یک هویت دیگه بشه!

رفتن به اون عمارت برای من همه چیز بود؛ چون به تو می‌رسید! به تویی که زندگی رو ازم گرفتی…

به تویی که هویتم رو گرفتی! من فقط یک بازیگر ساده بودم با کلی خیال‌های رنگی که برای نبود

تو خوشحالی می‌کرد. من…منی بودم که خودم رو بین نقاب سادگیِ یکی دیگه پنهان کردم تا به آخر زندگیِ تو برسم.

دانلود رمان لانه ی ویرانی

دانلود رمان لانه ی ویرانی

 

دانلود رمان نابینا

دانلود رمان نابینا  رایمون پسرِ ارشد خانواده‌ای به نسبت متموله که یه اتفاق تلخ تو بچگیش باعث میشه

جوونی و نوجوونیش رنگی بگیره از جنس تنهایی و تاریکی، باعث میشه دنیاش با تموم اطرافیانش فرق کنه؛

محکوم میشه به ترحم دیدن از سمت خانواده و جامعه.
شبانه‌روزش خلاصه میشه تو سیاهی. از خانواده به اجبار فاصله می‌گیره و کنارِ مردی زندگی می‌کنه که محبتش

از جنس ترحم نیست، یاد می‌گیره با وجود مشکل بزرگی که داره چطور از پس خودش بربیاد و رو پای خودش بایسته؛

اما درست زمانی که به اصرار بقیه جهت جراحی و بهبودی توجهی نمی‌کنه، ظهور عشقی ناب باعث میشه قلبش

به تلاطم و دیدن بیفته.

دانلود رمان نابینا 

دانلود رمان نابینا

پیشنهاد :دانلود رمان مرگ مرا باور کن

دانلود رمان شکست دوست داشتنی جاوا، اندروید ، pdf

دانلود رمان شکست دوست داشتنی

نام نویسنده:نادیا.ز
ژانر:عاشقانه-احسان حالا پاس بده به بابک….بابک بلند کن واسه علیرضا….راستین دفاع کن…..دفاع کن دیگه اه…..یه لحظه بازی نکنید ببینم
بچه ها نفس نفس میزدن و نگاهشون به سرمدی بود.سرمدی دهنشو کج کرد و با تاسف گفت:
-اینطوری می خواهید جلوی حریف دربیایید!؟
بعد نگاهشو به راستین دوخت و با حرص گفت:
-کاری نکن رو نیمکت ذخیره بنشونمت خدا جو….
راستین زیر لب بهتری گفت و نگاهشو به زمین دوخت…تعجب کردم.محال بود این موقع جوابی نده به طرف مقابلش.سرمدی ادامه داد:
-برای امروز کافیه…می تونید برید استراحت…
بچه ها تک تک خسته نباشید می گفتن و می رفتن.من هم بعد از گفتن خسته نباشید خواستم برم توی رختکن که سرمدی دستم و گرفت و اروم گفت:

-بین اینا امیدم به تو….نا امیدم نکنیا…
لبخندی زدم و اونم لبخند زد.بطری اب معدنیمو از روی نیمکت برداشتم و رفتم سمت رختکن.الان دو هفته ای میشه که توی اردو هستیم.توی این دو هفته سرمدی هر بلایی خواسته سرمون اورده.کم مونده بگه کوه و پاس بدید به هم.
وارد رختکن که شدم اول از همه بوی عرقی که پیچیده بود توجهم و جلب کرد.ناخوداگاه صورتمو جمع کردم و با حالت چندشی گفتم:
-گندتون نزنه……..با اسپری اشنایی دارین؟
راستین که داشت تاپ ورزشیش و در می اورد ،از اون دور داد زد:
-بیا گمشو تو بابا….ورزشکار جماعت با این بو زندگی می کنه…اصلا نه نیا تو ….برو اون سرمدی رو بیار اینجا که زجر کشش کنیم…مرتیکه عقده ای دعوای پشت تلفنی با زنش و سر من خالی می کنه….اصلا چه دلیلی داشت به من گیر بده؟…دفاع از اون خوشگل تر؟….عین سیب زمینی پشندیه….با اون کله تاسش….والا…دروغ می گم بگو دروغ می گی…
خمیازه ای کشیدم و گفتم:
-بیا برو بیرون بابا……انقدر غر نزن…پیر میشی هیشکی زنت نمیشه میمونی رو

 

دانلود رمان شاهزاده پارت جاوا، اندروید ،pdf

نوشته fatima32

(جلد سوم آینه زمان)

جلد اول دانلود رمان آینه زمان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

حلد دوم دانلود رمان فرزند خورشید جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

اردوان به یک مأموریت به شهرستان بم فرستاده می شود . آنجا در یک عتیقه فروشی پیرمردی را ملاقات می کند که به او آینه ای هدیه می دهد . اردوان به شیراز برمی گردد . آنجا متوجه راز آینه می شوند اما برای فهمیدن راز ، باید رمز آینه را کشف می کردند که بعد از چند روز توسط نارسیس خواهر اردوان کشف می شود . با کشف رمز اتفاقات عجیب و غریبی رخ می دهد و همه مجبور می شوند از طریق آینه به چندین هزار سال قبل از میلاد یعنی به ایران باستان سفر کنند . حالا چه اتفاقاتی رخ میده و بچه ها در ایران باستان چه ماجراهایی رو پشت سر میذارن ، خودتون بخونید .

دانلود رمان اینه زمان

رمان آینه زمان ظهور و سقوط (قسمت چهارم) | fatima Eqb

استاد – مصالح ساختمانی مورد استفاده در زمان اشکانیان بیشتر سنگهای پاک تراش بود و در

زمان ساسانیان اکثراً از خشت خام، خشت پخته و سنگ لاشه استفاده می کردند . برای

آراستن ساختمانها ، کاشی های لعابدار و لاجورد و اندود گچ بکار می بردند

دانشجو – ببخشید استاد ، گچ بری هم در دوره اشکانیان رواج داشت ؟

استاد – بله صد در صد . کلاً اوج هنر گچبری در این دوره بود و نقوشی که بکار می بردند تلفیقی از هنر یونانی و هخامنشی بود
دانشجو – استاد ! چرا هنر دوره اشکانی شبیه هنر یونانی بود؟
استاد – بخاطر استیلای دولت سلوکیان بر ایران . از آن زمان هنر یونانی-ایرانی رواج پیدا کرد و بعد از آن هم ادامه داشت تا زمان ساسانیان که در آن دوره هنر یونانی منسوخ شد . خب دیگه برا این جلسه کافیه . جلسه آینده بیشتر در مورد هنر معماری اشکانیان صحبت می کنیم ، همگی خسته نباشید …
ساعت کلاس تموم شد و دانشجویان خداحافظی کردند و رفتند . استاد هم رفت تو اتاق اساتید
استاد علیپور

دانلود رمان عشق و جدایی جاوا، اندروید ،pdf

دانلود رمان عشق و جدایی

نام نویسنده: آرزو فیضی
ژانر رمان:عاشقانه،غمگین

خلاصه ؛
۱۵ سال گذشته…..۱۵ سال پر از تلخی….پر از غم…پر از عشق…پر از خیانت…پر از جدایی…و حالا بعد از این همه سال میخواد دوره کنه روزهای رفته و سوخته زندگیش رو ….میخواد بنویسه و بگه از غم بی مادری…از غم دوری پدر…از غم دوری پسر عموی عزیزش که همه کسش شده بود….از غم تنهای دخترانش…از غم عشق و خیانتش…رویای غصه من خسته از همه جا…بریده از همه کس..حالا به دفتر خاطراتش پناه میبره تا بنویسه روزهای سیاه زندگیش رو…
پایان خوش
موضوع داستان در سال ۱۳۴۰ رخ میده

به نام خدا
سلام به تمام دوستان…. این اولین رمانه من هستش که دارم به امید خدا شروع میکنم …

تجربه زیادی هم ندارم اما مطمئن هستم که به یاری خدا و همراهی شما دوستان میتونم به سرانجام برسونم ….
رویا
مقابل پنجره اتاقم ایستادم و به مشهدی ماشالله که با عشق به گلها آب میده نگاه میکنم …

بوی نم خاک آدم رو مست میکنه … چشم میبندم تا با تمام وجود این بوی بهشتی رو به ریه هام بفرستم … اما نفس تو سینم حبس میشه … باز چهره زیبا و دلفریبش میاد جلوی چشمهام….با جون گرفتن چهرش تو ذهنم درد بدی رو تو قلبم احساس میکنم ….چشمهام رو سریع باز میکنم ….. نفسهام با یادش به شماره افتاده… چرا نمیتونم فراموشش کنم!؟… من باید این آدم پست و خیانتکار رو فراموش کنم ….. هنوز به گلها و درختهای باغ خیره ام … صدای باز شدن در من رو از افکارم بیرون میکشه حتما دوباره زینت برام غذا اورده .. حال خوردن ندارم با بیحالی میگم-ببر زینت جون …. گرسنه نیستم
با تمام شدن حرفم منتظرم بره اما صدای نمیاد …. حتما میخواد دوباره التماس کنه …. من از دست این زن کلافه شدم باید بهش بفهمونم که سر به سرم نزاره…. در حین حرف

 

دانلود رمان دلتنگیهای ستاره جاوا، اندروید ،pdf

دانلود رمان دلتنگیهای ستاره

نویسنده نارینه
خلاصه:
داستان زندگی عاشقانه ستاره وفراز ونشیب هایش است.
این داستان بیشتر در مورد انسانیت وآن مدینه فاضله ای است که آرمان شهر خیالی من این است…
مادرم می گفت.تو آسمان هرکس یه ستاره ای وجود داره.مال یکی پر نور ،مال یکی کم نورتر ولرازنتر…عزیز بی وفایم این همه برای توست!!!
این ناچیز تقدیم دوستی که از من دور هست.سارای عزیزم
“توجه”
این رمان با ذکر منبع و ذکر کامل خلاصه کپی آن در جاهای دیگر بلامانع است.

سلام.امروز دقیقادو روز است .از من دوری ومن از تو خبری ندارم،آبان …تو رهایم کردی در این برزخ ومیان حسهای متفاوتم!!!درماندگی ویاس وحرمان وافسوس…هنوز دنبال چرایی سوالم هستم.همه خانه چهل وپنج متری برایم مثل قفسی است که از هر طرف به رویم فشار میاورد.شب خودش را از لای پنجرها به درون خانه ام کشانده…من مچاله شده ام لای مبلها..خیره به در وگوشم حساس به صداهای قدمهایت شاید تو بیایی!!!
ولی لحظه هایی که بدون تو میگذرد.هردم نفسهایم را می گیرد.دیگر اشکی هم برایم نمانده.از لای پنجره باز باد سرد پاییزی به درون خانه سرک می کشد.وپرده حریر سفید را در چنگال خودش می فشارد..اشکهایم جاری است.زیر لب دعا می خوانم .دعای سفر برای تو بی وفا ،من تو بودم ،تو من کاش بودی ….کدامین جاده وکدامین مکان پی ات بیایم..آبان من از تنهایی بیم دارم.از سایه های دراز که روی دیوار به سان دیوان شاهنامه کش میاین،می هراسم…بیمناکم آبان از صداها ونجواهااا وهجوم خاطرات دور وگذشته می ترسم…
آبان سال تحویل نگاهم را به نگاه درخشانت دوخته بودم.چشمان تو راز چشمانم مرا می خواند.اگر غم داشتم ،تو با غمهای دل من آشنا بودی!من وتو ازدو جهان متفاوت بودیم.
.یادت است ماته بن بست کوچه شهید

 

دانلود رمان  لرد سوداگران جاوا، اندروید ،pdf

دانلود رمان لرد سوداگران

نام رمان:لرد سوداگران
معنی نام رمان: ارباب تجار
ژانر:مافیایی.جنایی
نویسنده:tromprat

مقدمه: آفرینش ما هدفی داشته
هدفی که بخاطرش آموزش میبینیم
اون آموزش ممکنه
قتل باشه
کپی این رمان در هر سایت و کانالی پیگرد قانونی دارد لطفا کسی کپی نکنه

خلاصه:
_بهتر از هرکسی میدونی برا نفوذ بهشون انسانیتم و کشتم، مرد ،من تموم شدم نبش قبر نکن
به سمت بیرون حرکت کردم ولی دستش رو شونم قرار گرفت
_فرمانده چشم عقاب هنوزم سرخود میکشی؟
_بله
_هنوزم به قوانین پایبندی؟
_بله
_خدا به همراهت
بدون برگشتن از اتاق خارج شدم این قول من بود که تا وقتی زندم روی خوش نبینن ادمایی که خون مردم بی گ*ن*ا*ه رو تو شیشه میکنن و اینو هیچکس بهتر از هم رزمم نمیدونست

دانلود رمان دوئل حقیقت جلد دوم لرد سوداگران

رمان حرفه ای – رمان دوئل حقیقت (جلد دوم لرد سوداگران) | tromprat کاربر انجمن نگاه دانلود

از پله ها به آرومی رفتم بالا، وارد پشت بوم خونه ۶ طبقه شدم.
کیف اچ.اس پنجاه و روی زمین گذاشتم با دوربین پنجره مورد نظرم و پیدا کردم ،سوژه درحال عوض کردن لباسش بود.
کالیبر ۱۲٫۷ تمام قطعاتش و نصب کردم ،به آرومی سر چکشیشو چرخوندم فقط یه گلوله نیاز داشت
از دوربینش به سوژه نگاه کردم. روبه رو تلویزیون نشسته بود نه لبخندش برام معنایی داشت نه اینکه میخام حس زندگی یه انسان و بگیرم. با اصابت تک گلوله به پیشونیش لبخندش پاک شد.
به همون آرومی که اومدم به همون صورت هم از طبقات رفتم پایین سوار پرادو مشکی رنگم شدم و به سمت خونه حرکت کردم به گوشی درحال زنگم نیم نگاهی انداختم اسم بنیتا روش میوفتاد این دختر دست از سر من برنمیداشت
_بله
_پسر چیشد چرا زنگ نمیزنی تو اخه، کارش تموم شد؟
_بله
_خب الان میری پولو بگیری
_ریخته به حساب
_خیله خب بیا به هتلی که میگم یکی دیگم امروز

دانلود رمان تولد یک احساس جاوا، اندروید ،pdf

دانلود رمان تولد یک احساس

 

نام کاربری نویسنده: ریحانه لشکری

نام رمان: تولد یک احساس

ژانر: اجتماعی ، عاشقانه

خلاصه:
این رمان درباره زندگی عجیب دختری به اسم تانیاست … دختری دورگه با

مادری فرانسوی و پدری ایرانی .. مادرش بر خلاف مادر های دیگه خوش

گذران است و تصمیم میگیره که از همسر و دخترش جدا شود و به کشور

خودش برگردد . بعد از جدا شدن از اشکان و تانیا ، تانیا سعی در عوض

کردن وضع زندگی پدر و خود میکند و تصمیم میگیرد ………

برج داشتیم.همیشه میگفتم خوش به حال سارا یه مامان ایرانی داره

مهربون.. با محبت.. حتی به من هم که دخترش نیستم کلی محبت

میکنه..اهی سوزناک کشیدم. کاش مامان منم ایرانی بود … ولی مامان

من فرانسوی بود و درواقع دو رگه محسوب میشم . چهره ام ترکیبی از

مامان باباست ولی بیشتر شبیه بابام شدم رنگ چشمام قهوه ای بود و

موهام قهوه ای تیره مایل به خرمایی.. بابام هم جذاب بود.. چشماش قهوه

ای بودن و موهای خرمایی حالت دار و لب و بینی متناسب . مامان من

وقتی ۱۵سالش بود منو به دنیا اورد باباهم اون موقعه ۱۷سالش بود آخه

جریان داره وقتی بابا ۱۶سالش بود با خانوادش برای یه سفر تفریحی به

فرانسه رفت بابام اونجا با مامانم دوست میشه و بعد هم طبق گفته های

مامان .. … یه هو متوجه میشه که .. بعله مامانم روی من باردار میشه

بابام هم مجبور میشه که با مامانم ازدواج کنه اخه وقتی مامان به بابا این

خبر رو میده پدر بزرگم هم بوده که اون مجبورشون میکنه.. البته خیلی

ناراحت بود از این اتفاق و کلی با بابام بد میشن… ولی از اونجابی که

مامانم مسیحی بوده و بابام مسلمون مجبور میشن که عقد موقت()کنن چون نه

 

صفحه 1 از 2712345...1020...قبلی »