ناول فا

دانلود رمان ایرانی و عاشقانه | رمان جدید | رمان بدون سانسور

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان بانوی قصه اندروید ، PDF و آیفون

دانلود رمان بانوی قصه

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : beste

تعداد صفحات : ۱۴۹۴

ژانر :  عاشقانه ، اجتماعی

:: نسخه های جدید و کامل جایگزین شدند ::

:: این رمان بازبینی و ویرایش شده است ::

رمان بانوی قصه

خلاصه رمان :

همراز خواهری داشته که بخاطر شوهرخواهرش و جبروت خانواده شوهر میمیره..حالا سالها از اون زمان گذشته وهمراز در تلاش تا بچه های خواهرش را از جبروت اون خانواده رها کنه ..دراین راه عموی بچه ها مقابلش قرار میگیره..دونفرکه خاطره ی بدی ازهم درگذشته دارن از دو دنیای متفاوت…پسری مغرور وسرد درمقابل دختری لطیف وبی غل وغش…لحظه های حل شدن این تفاوت واختلاف اونقدر شیرین وقابل لمس شدنه که همتون لذت میبرید…پایان خوش

دانلود رمان شوکا عروس جنگل | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا

دانلود رمان شوکا عروس جنگل

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : مهدیه mhk

تعداد صفحات : ۲۲۳

ژانر : #عاشقانه #اربابی

رمان شوکا عروس جنگل

خلاصه رمان :

با توجه به اسم رمان در مورد یه دختره
یه دختر به نام شوکا
شوکا تو روستا زندگی میکنه
روستای قصه ما ارباب جوانی داره که به خاطر یه اتفاق زندگی شوکا با این ارباب گره میخوره …..

دانلود رمان اجبار اختیاری ، اختیار اجباری

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسندگان : الناز Poaro_812

تعداد صفحات : ۴۸۹

ژانر : #عاشقانه #همخونه_ای

رمان اجبار اختیاری

خلاصه رمان :

زندگی اربابی همش درد داره ! همش ناراحتیه ! کاش یه آدم ساده بودم…

کاش اختیارم دست خودم بود، نه اجبار…

من به این زندگی پر درد محکومم! از زندگی پر آرامش محرومم…!

من مجبورم اختیار کنم کسی را برای خودم و اختیار دارم مجبور کنم خودم رو به زندگی با او… پایان خوش

رمان اجبار اختیاری

دانلود رمان رهایم مکن

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده: سامان کاربر انجمن رمان فوریو

تعداد صفحات : ۱۵۹

ژانر : #عاشقانه #پلیسی

رمان رهایم مکن

خلاصه رمان :

کدام را می توان انتخاب کرد ؟ لباسی که به تن دارد ، وظیفه ای که بر او واجب است ؟ یا عشقی که او را گرفتار کرده است؟
به راستی میان عشق و وظیفه کدام را باید انتخاب کرد؟ حقیقت های تلخ دامن گیر زندگی او شده است و اوست که میان آسودگی و زجر کشیدن ، باید انتخاب کند، انتخابی که دوطرفش باخت است…

 

دانلود رمان جان شیعه اهل سنت نوولفا

رمان جان شیعه اهل سنت

دانلود رمان جان شیعه اهل سنت نوول فا

دانلود رمان جان شیعه اهل سنت نوولفا

۲۹۱
فصل سوم
نی
ُ
س
ِ

دانلود رمان عطر خوشبختی نوول فا

دانلود رمان عطر خوشبختی نوولفا

دانلود رمان عطر خوشبختی نوول فا

بار اول نبود كه از ان دستان مردانه كتك خورده است
پسرش كه با چشمهاي گرد شده شاهد ان صحنه بوده است
به خودش امد خودش را به مادرش رساند
پسر -: مامان خوبين؟؟
با خشم جلوي پدرش ايستاده شد و غريد
پسر-: بابا چطور به خودتون جرعت دادين روي مامانم دست بلند كنيد؟؟
ان مرد ظالم كه انگار حرفي را نشنيده است پسر خودش را از جلوي ديد اش پس زد و روبه ان زن زيباي روبه رويش گفت
مرد-: بيبين براي بار اخره ميگم من بچه ها رو با خودم ميبرم اگه توي پر و بالم پچرخي يا دخالت كني بد ميبيني فهميدي ؟؟
صداي از ان زن در نيامد كه دوباره با خشم پرسيد
مرد-: فهميدي چي گفتم ؟ فريده مگه با تو نيستم ؟
اشك هايش را كه روي گونه هايش را خيس كرده بود را با روسري سرش پاك كرد صدايش را بالا برد و روبه ان مرد ظالمي كه زماني مرد زندگي اش بود گفت
فريده-: نميزارم بچه هامو از پيشم ببري ميميرم اما اونارو بهت نميدم نميزارم ببري شون توي يه كشور غريبه
عصباني شده بود شايد توقع نداشته است ان رفتار را از زني كه تا كنون صدايش را بالا تر از حد معمول نشنيده است امروز با صداي بلند و با اعتماد بنفس جلويش ايستاده است و حرف ميزند را بشنود
خشمگين دست اش را بالا برد تا سيلي ديگري نثار صورتش كند كه پسرش سپر مادر شد و دست پدرش را در حوا نگه داشت
با خشم دست پدر اش را رها كرد و گفت
پسر-: بابا بسه ديگه اگه بار ديگه روي مادرم دست بلند كنيد باز…
وجدان اش اجازه نداد تا حرف ديگري براي پدرش بزند پدرش با چشمهاي گرد شده نگاهش ميكرد باورش نمي شد ان پسر از خون خودش است پسري كه سعي داشت همانند خودش تربيت كند همان پسر حالا جلويش ايستاده است و سپر مادرش شده است
دست اش را مشت كرد و روبه فريده كه برق تحصيني از ان دلاور كوچك در چشمانش داشت گفت
مرد-: ميبينم پسرم رو هم از راه به در كردي اصلا اشتباه كردم گذاشتم باهات باشه كه الان جرعت كرده جلوي پدرش وايسته
فريده دست اش را روي شانه پسرك دلاور اش گذاشت و گفت
فريده-: بچه هام تا وقتي زنده باشم با منه اين رو بفهم شهاب
شهاب عصباني نشد حتي اخم هم نكرد پوزخندي برايش زد و گفت
شهاب-: اينو قانون تصميم ميگيره و خودتم خوب ميدوني قانون چه تصميمي ميگيره اخه هرچي نباشه حقوق خوندي ديگه
با دست اش اشاره اي به پسرك اش كرد و ادامه داد
شهاب-: بچه ها ديگه هفت سال شون نيست

دانلود رمان بنفشه

دانلود رمان بنفشه نوولفا

دانلود رمان بنفشه

دانلود رمان بنفشه نودهشتیا

دانلود رمان بنفشه نوولفا

صدایی که می توانست صدای بنفشه باشد…
دقیقا بنفشه بود….
یکی از ترانه های خواننده معروؾ رپ را با ؼلطهای فراوان باز خوانی می کرد .سیاوش سرش را بلند کرد و با بنفشه چشم در چشم شد .بنفشه چشم از سیاوش برداشت و نگاهش افتاد به نؽمه که وسط مؽازه روی چهارپایه نشسته بود و فنجانی در دستش بود .چشمانش را ریز کرد، یادش آمد، این خانم جوان،دوست سیاوش بود….
نگاهش روی موهای کرم کاهی نؽمه سر خورد .سیاوش با شیطنت گفت :علیک سلام
بنفشه چشمانش را برای سیاوش، چپ کرد .سیاوش به خنده افتاد .نؽمه ابرویش را بالا برد و جرعه ای از قهوه اش نوشید .
از این حرکت بنفشه خوشش نیامده بود .مخصوصا که در نظرش بنفشه آنقدر بی ادب بود، که به هیچ کدام سلام هم نکرده بود.
شایان رو به بنفشه کرد :بازم کلیدتو جا گذاشتی؟
-من اولین بارمه کلیدمو جا می ذارم
شایان بینی اش را پر صدا بالا کشید .
سیاوش رو به بنفشه کرد :قهوه می خوری؟
بنفشه عق زد :اییییییی، خوشم نمی یاد
نؽمه ابرو در هم کشید :من دارم ازین قهوه می خورما، وسط خوردن که از این اداها در نمیارن
بنفشه خواست جواب نؽمه را بدهد، شایان میانه را گرفت :ناهار خوردی؟
بنفشه با اخم جواب داد :نه، ناهار نخوردم
-چی می خوری؟ ساندویچ سوسیس می خوری؟
-نه، چیزی نمی خورم، می خوام یه چیزی بهت بگم
قبل از اینکه شایان جواب دهد، نؽمه به میان حرفشان پرید :آقا شایان، اینجا رو با سیاوش دنگی خریدین
شایان با حواس پرتی پاسخ داد :بعله، دنگیه
بنفشه پافشاری کرد :بابا، گوش کن، من می خوام منو یه جایی ببری دوباره نؽمه به میان حرفشان پرید :به نظرتون بوتیک شما تو این پاساژ جواب می ده؟ اینجا بوتیک زیاده ها
-آره، همه جانبه بررسی کردیم
بنفشه کم کم عصبانی می شد :بابا، منو می بری پیش مامان تا ببینمش؟
شایان با تعجب به بنفشه نگاه کرد.
او را به نزد رعنا ببرد؟
باز هم همان خواسته ی همیشگی؟
این بچه چرا نمی فهمید که او رعنا را به همراه همه ی خاطراتش، در زباله دانی ذهنش، دفن کرده است.
قبل از اینکه شایان جواب دهد، صدای نؽمه دوباره پنجه به اعصاب بنفشه کشید :فکر سود و زیانش هستین؟
ناگهان بنفشه منفجر شد :اه، مگه نمی بینی دارم با بابام حرؾ می زنم؟ با اون صدای زشتت همش می پری وسط حرؾ ما
با شنیدن این حرؾ نؽمه سنکوب کرد .سیاوش سعی کرد خودش را کنترل کند تا نخندد، اما ثمره ی تلاشش صدای ناهنجاری بود که از گلویش خارج شد .نؽمه احساس حماقت کرد .در برابر یک دختر بچه ی بی ادب اینطور ضایع شده بود .و بدتر از آن حرکت سیاوش بود که هیچ عکس العملی نشان نداد، به جز همان صدای خنده داری که از ته حلقش به گوش رسیده بود

دانلود رمان کژال جدید لینک مستقیم

رمان کژال جدید

دانلود رمان کژال

رمان کژال جدید

 

دانلود رمان کژال نوولفا

دانلود رمان دریا نوولفا

دانلود رمان دریا نوولفا

رمان دریا

رمان دریا

دانلود رمان دریا نوولفا

ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو , apk , epub , java , خاکريز داستان , دانلود رمان دریا اندروید , دانلود رمان دریا جاوا، اندروید،pdf،ایفون , دانلود کتاب دریا , دانلود کتاب رمان دریا , دانلود کتاب رمان نفری در کنار دریا , دریا (رمان) , دست نوشته ی دیوانه , رمان پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی به زبان هورامی ترجمه شد , رمان دریا , رمان دریا Archives , رمان دریا از ماندانا معینی , رمان دریا از ماندانا معینی با فرمت pdf , طلبکاران , معرفی کتاب دریا نوشته جان بنویل ,

لینک مورد نظر حذف شد

دانلود رمان عشق مقدس نوولفا

رمان عشق مقدس

رمان عشق مقدس

رمان عشق مقدس

دانلود رمان عشق مقدس

[PDF]عشق مقدس – کتابخانه مجازی رمانسرا , apk , epub , java , SID.ir , این‌سو و آن‌سوی متن , تحلیل ساز و کار شخصیت‌های رمان «عشق سال‌های جنگ» بر , تصاویر برای رمان عشق مقدس , جستجوهای مربوط به رمان عشق مقدس , دانلود رمان تبسم عشق , دانلود رمان عشق مقدس , دانلود رمان عشق مقدس v4.0برای اندروید , دانلود رمان عشق مقدس جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت , رمان در سایه خاطرات قرار گرفته/ جنگ را باید با زندگی، مرگ و , رمان عشق مقدس از hora Mh , رمان عشق مقدس از hora Mh با فرمت pdf , رمان عشق مقدس مستعان , رمان عشق و مانيا قسمت آخر , رمان مقدس , 

صفحه 5 از 74« بعدی...34567...102030...قبلی »