نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان بی نظیر و عاشقانه بازآ کامل

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان بی نظیر و عاشقانه بازآ کامل

خلاصه :

پاییزه دختری از خانواده ای متعصب و سختگیر است که برای فرار از فشارهای پدر و برادرها تصمیم به ازدواج می گیرد.

غافل از این که دخالت های خانواده همسرش هم به این بلبشو اضافه می شود و …
پاییزه برای نجات زندگی اش بعد از سقوطی که داشته, دست به زانو می زند و برمی خیزد.

مقدمه:

تمام تنم کوفته بود اما دردش به اندازه زن بودنم نبود. من محکوم بودم به جنسیتم.

به جنسیتی که به دست مردان این دیار بی ارزش می شد. گناه کبیره و نابخشودنی من،

زن بودن بود. وگرنه عشق و دوست داشتن که گناه نبود. مردها می توانستند عاشق شوند.

مثل داداش امیر. می توانستند با عشق شان ازدواج کنند. مثل داداش امیر. می توانستند هر

مطلب پیشنهادی
دانلود رمان ابریشم زندگی من

از گاهی در سالن بزرگ خانه را به روی مادر ببندند و با عشق شان صحبت کنند مثل امین.

می بینی! فقط تنها گناه نابخشودنی این خانه “زن بودن ” من بود.
وقتی پدر با تحکم گفت:”پیش مردهای این خونه هیچ حرفی از کثافت کاری این دختر نمیاد”

؛ این که بر سر مادر فریاد می زد:” می بریش معاینه بشه و تست بارداری بده” ؛

دانلود رمان بی نظیر و عاشقانه بازآ

قسمتی از رمان زیبای  بازآ :

فصل یک
روی پردهی اتاق را که نامرتب ایستاده بود، دستی کشید و مرتبش کرد. رو به من چرخید و گفت: پاشو مادر غروب شد. خسته شدی. بیا برات چای بیارم با بیسکویت بخور.
در جایم غلتی زده و رو به بالا دراز کشیدم. با نوک انگشت اشاره گوشهی چشم هایم را دورانی ماساژ داده و آهسته گفتم: ساعت چنده؟
– از پنج گذشته مادر.
مامان بانو کف دستش را وسواس گونه برای زدودن گرد و خاک، روی کامپیوتر کشید و گفت: این دختره باز زنگ زده بود کارِت داشت.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 2.50
[ 2 رای ]
2,053 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 190
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی