نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان فاصله ی جانبی

دانلود رمان فاصله ی جانبی رایگان

خلاصه:

دانلود رمان فاصله ی جانبی دست تقدیر است دیگر؛ ادم ها از هرکس که متنفر باشند، مدام می بینندشان. نفس برای جلوگیری از رویارویی مهرداد و مهراز سخت در تلاش است. در هر راهی را می بندد تا مهرداد وارد زندگی جدید ان ها نشود. اما مهرداد است و لجبازی هایش… غد بازی هایی که او را تا مرز دروغ و مرگ می برد. حال مهرداد با شرایط جدیدش چگونه می تواند خانواده اش را راضی کند؟ آیا کسی او را می پذیرد؟

جلد دوم به سادگیم بخند

پیشنهاد می شود

دانلود رمان فرزند خاموش

دانلود رمان اشکِ عشقِ آتشین

توضیحات:

این رمان مستقل از جلد اول خود می باشد اما می توان ان را در ادامه ی جلد اول خود، خواند.

این رمان اختصاصی سایت نوولفا است.

سطح رمان : پیشرفته

یعنی چی مهرداد اونجاست و می خواد مهرازو ببره؟هان یاسمین؟

غزال با نگرانی نگاهم کرد اما با اشاره ی من، ماشین رو، روشن کرد و به سمت خونه روند:

-نمی دونم. هر چی می گم صبر کن تا نفس بیاد گوش نمی ده. کجایید شما دوتا؟

دانلود رمان فاصله ی جانبی

نگاهی به خیابونا انداختم:

-نزدیکیم. رفته بودیم آژانس برای خرید بلیط. می خواستم با مهرداد برگردیم ایران.

با نگرانی ادامه دادم:

-مهراز کجاست؟ نذار همو ببینن.

سعی می کرد ارومم کنه:

-نمی ذارم پسرتو ببره. گوشیم داره خاموش…

همون لحظه تماس قطع شد و منم کلافه به غزال نگاه کردم:

-مهرداد اومده دنبال مهراز… می خواد ببردش.

-شما که با هم خوب شده بودید. ماجرا چیه؟

سرمو به سمتش چرخوندم:

-نمی دونم. تو حواست به رانندگی باشه.

دوباره گوشیم زنگ خورد. فوری جواب دادم:

-الو؟ یاسمین؟

-منم!

-مهرداد!

دانلود رمان فاصله ی جانبی

-بله؟! بیا همه چیز رو حل می کنیم. کجایی؟

با لحن گلایه امیزی گفتم:

-تو بهم قول دادی. نه یک بار، بلکه چندین بار که با مهراز کاری نداری!

به غزال نگاه کردم که توجهم به کامیونی که از پهلو نزدیک می شد، جلب شد.

با چشمای گرد شده داد زدم:

-غزال!

فوری زیر گاز رو خاموش کردم و به حواس پرتی خودم

، لعنت فرستادم. همراه مهراز رفتم توی سالن دوازده متری خونه و روی مبلای راحتی شکلاتیش، نشستم.  روی دیوار تابلو هایی نصب شده بود. از همه محبوب تر، نقاشی ساحل

من و مهرداد؛ چهار سال گذشته بود اما هنوزم نتونسته بودم فراموشش کنم.

هر گونه انتشار و کپی رمان پیگرد قانونی داشته و با متخلفین طبق قوانین برخورد خواهد  شد هدف از انتشار اینرمان کمک به نویسنده بوده است جهت حمایت از قلم او پس به تلاش اون احترام بزاریم.

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 739 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.