نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان انچه که من کشیدم

رمان انچه که من کشیدم

خلاصه:

دانلود رمان انچه که من کشیدم دستانم را باز و بسته میکردم و به استخوان هایی که زیر پوست نازک دستهایم قائم شده بودند دقت میکردم دستی سفید و سرد و استخوانی … در اتاق را باز کردم مردی میانسال با رپوش سفید نشسته و با خودکار خود بازی می کند (کودک درونش فعاله مسخره هم خودتی)تا کمر دولا شدم _استاد بزرگوار من حال شما؟

پیشنهاد می شود

دانلود رمان اقای هنر پیشه

دانلود رمان بانوی گندم زار

دانلود رمان از قنوت تا غنا

سرشو بالا اورد _چطوری قراضه؟

سعی کردم این لبخند گشاد روی لبانم را تنگ و تنگ تر نکنم ولی

به طور طبیعی در عرض یک صدم ثانیه کلا محو شد _استاد میشه بشینم؟

لبخندی ملیح زد _خیر وایمیستی تا اطلاع ثانوی مگس میپرونی( و با فریاد)افتاد؟

با تعجب به زمین نگاه کردم _چی استاد؟

انگشتانشو به هم قفل کرد _حرف بنده تو مغز فندوقی شما

دانلود رمان انچه که من کشیدم

لبانم را غنچه کردم و سرم را انداختم پایین_ چشم استاد

زیر زیرکی چشمامو به سمت استاد سوق دادم اینبار لبخند دندان نمایی می زد _بشین خانم زمستان

اخم کردم _بهار هستم

با کنجکاوی بهم نگاه کرد _بهار تاریک دل؟

نشستم_روشن دل استاد بهار روشن دل

یک جوجه ی کوکی از توی کشوی میزش در اورد کوک کرد رو میز

و با شوق نگاهش میکرد (همه استاد دارن ما هم استاد داریم )

عروسک ایستاد و لبخند استاد محو شد و سرش به سمت برگه های روبرو سوق داده شد _خوب خانم با دانشگاه در چه حالی؟

پاهامو رو پام انداختم _بگین نگین میگذره

دانلود رمان انچه که من کشیدم

لبخند زد_دانشگاتون کجاست؟

داشت دستم مینداخت _نقطه کوره استاد

اندکی به من زل زد _کورش که جلومه نقطشو پیدا نمی کنم

سرمو تکانی دادم _تو جنگل امازونه اقا میدونید که قبولی اونجا سخته

لبخندش ملیح شد_تک اوردن سر جلسه امتحان ترمم کار سختی بود

چیزی ازم نمونده بنظرتون کدوم تیکمو جمع کنم؟_استاد شما کی شیفتتون تموم میشه ؟

خودکارو گذاشت رو میز و مستقیم نگاهشو سمت من روانه کرد_عمرا بزارم این هفته اف شی

اخم کردم _بیا و نیکی کن ادامه تحصیل حق ماست

دانلود رمان انچه که من کشیدم

استاد ما باید ازادی عمل داشته باشیم هی دانشگاه هی بیمارستان

از کوالا هم جلو زدیم نیمه گمشده ما فرسنگ ها از ما دوره وقت کم میاریم یکم برید کنار هوا بیاد

دانلود رمان انچه که من کشیدم

بلند شد و ارام ارام به سمت من قدم برداشت تا کمر دولا شد

و صورتش را جلو اورد بعد دقیقه ها سوزشی در گوشه ی گوشم

احساس کردم داد زدم _بابا چیکار میکنی ؟

گوشمو بیشتر پیچوند _نیمه گمشده میخوای دیگه؟

دست بابارو سفت گرفتم_بابا اشتباه لفظی و ذهنی و عقلی

با هم رخ داد اصلا بیا دست بزار دهنم نایمو بکش بیرون گوشمو ول کن خواهشا بابا مثلا دخترتما

دانلود رمان انچه که من کشیدم

ولم کرد و کمی نگام کرد _دکتر سعیدی بهت میاد؟

اه اه خوشتیپ بیمارستانمونو میگه بچه مایه ی عملی از خود راضی

_بابا میخوای دست بزار تخم چشامو درار منو نده دست اون بچه

سوسول من قراره در اینده یک نویسنده ماهر بشم همشم بخاطر سیبیلای

خوشگلته که میام بغل دستت ازت کار یاد میگیرم برو خانم افتخاری رو بفرست پیش سعیدی جونت

باکس دانلود

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 739 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.