نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان خانه جن زده جلد 1 و 2

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان خانه جن زده

خلاصه :

دانلود رمان خانه جن زده _ قصه درباره دو خانواده ای است که با محبت به یک دیگر وصل هستی و اونا برای مسافرت به مدینه میرن وقتی به مدینه می رسند دیر وقت بود مجبور به اجاره یک خونه ترسناک میشوند …

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ویروس مجهول 

دانلود رمان خاتمه بهار

رمان جنازه ای در آشپزخانه | jasmin

قسمتی از رمان:

به آدرس خونه رسیدن.عبدالرحمان از ماشین پیاده شده و به سمت هتل بزرگ شتافت سعد از ماشین پیاده شد و داد کشید
سعد: اهای داداش، کجا میری؟
عبدالرحمان: نمیبینی، میرم داخل.
سعد: خدا هدایتت کنه، این هتل نیست، ما برای واحد های کنارش اومدیم. عبدالرحمان، به خونه نگاهی کرد.

حس کرد، خونه خیلی قدیمیه، و به درد مسکن بودن نمیخوره.سعد دست عبدالرحمان رو گرفت، و به داخل خونه برد، تا سر خونه با صاحبخونه، به توافق برسند. بعد دقایقی آنها به خیابون برگشتند. سعد حس کرد، عبدالرحمان در حال فکر کردن است.به او گفت
سعد: چته؟
عبدالرحمان: تو ندیدی خونه چجوریه، اصلا خوشم نیومد ازش، حس کردم خونه کثیفه.
سعد: نه کثیفه، نه چیزی، توهم زدی. من خیلی از قرار داد خوشم اومد.

عبدالرحمان: شوخی میکنی، یعنی میخوای هتل رو ول کنیم، ساکن اون بشیم؟
سعد: هتل لازم نیست.
عبدالرحمان: اگه بخاطر پوله، غمت نباشه همه چیز با من، ولی اینجا شب رو نمونیم.
سعد خوشحال شد ولی برای تعارف گفت
-ازت انتظار نداشتم این رو بگی، تو میخوای خونه رو ول کنیم ساکن هتل بشیم، تجملات می خوایم چکار؟

عبدالرحمان: ولی من دخترام نازک نارنجی، اونها از این وضع اصلا خوششون نمیاد.
سعید: داداش من هتل میخوایم چکار، چقدر تو خرج بیخود دوست داری

باکس دانلود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.00
[ 1 رای ]
1,050 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 240
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی