نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان آوای احساس

خلاصه:

دانلود رمان آوای احساس داستان در مورد دختریه که از بچگی به پسرخالش تکیه کرده، بعد از مدتی پسر واسه تحصیل به خارج از کشور میره و بعد از چند سال برمیگرده تا واسه همیشه بمونه، حالا اونا دیگه بچه های چند سال پیش نیستن و بزرگ شدن، جدالی بین احساس و ترس…بین عشق و خواستن…دوست داشتن و دوست داشته شدن

دانلود رمان سرنوشت رویایی من

خلاصه:

دانلود رمان سرنوشت رویایی من دختر داستان ما سرنوشت خودش طبق رویایی که داشت رقم زد.  در  این  داستان اولش اون پسر براش اشناس ولی خب…نمیتونه بفهمه این اشنا غریبه کی هستش! بعد از اتفاقاتی که در داستان می افته، میفهمه که اون پسر دوست دوران بچگیش و اینطور سرنوشت رویایی من آغاز میشود

دانلود رمان عشق و ترس

خلاصه:

دانلود رمان عشق و ترس داستان درمورددختری به اسم آسمانه که برای ادامه تحصیل به تهران میاد وبه دلیل یک فوضولی کوچولو بااتفاقات ترسناک و گاه هیجان انگیزی روبه رومیشه. شروع داستان باکل کله ولی کم کم ترسناک میشه من توی این رمان سعی داشتم عشق و ترس و باهم به تصویر بکشم.

دانلود رمان آخته

خلاصه:

دانلود رمان آخته دخترک دستان خسته و بی‌رمق‌اش را به سوی ویولن کشاند. انگشتان نحیف‌اش با میلی وافر در پی نواختن بودند! ارشه را همچون تیغ تیز زندگی بر تن زخمی ویولن نواخت؛ آوایی تلخ از همدردی آن دو برخاست، آوایی از آرزو‌های محال دخترک، از زندگی برباد رفته‌اش، از عشق جانسوزاش…

*آخته: معانی و استفاده‌های بسیار دارد؛ امّا معنای مورد استفاده در اینجا «نواخته» می‌باشد.

مقصر بود، ولی نه به اندازه‌ی جامعه‌ای که حتی گرگان را نیز می‌بلعد؛

چه رسد بره‌ی کوچکی چون او!

خطایش زیر پا گذاشتن باید‌هایی بود که آرام آرام او را به هبوط سوق داد.

دانلود رمان عشق تدریجی

خلاصه:

دانلود رمان عشق تدریجی داستان درباره یک دختره  دختر شیطون، با دوست دیگش   تو دانشگاه دعواش میشه و همین دعوای کوچیک،با شرطی که سر اون دختر می بنده،باعث اتفاقات خوب و بدی میشه که اتفاقات زیاد و پر از هیجان و البته عشق های زیادی رو برای خودش و اطرافیانش رقم میزنه و پای کسایی به داستان باز میشه که

آرمان نگاهش رو از تلویزیون گرفت و گفت:

 بچه برو بخواب، مگه فردا نباید بری؟؟

به تو چه ای نثارش کردم که گفت:رمان عشق تدریجی

 پرو شدیاااا،برو بچه برو بخواب که معلومه گیج خوابی!

راست می گفت، سری تکون دادم و رفتم از پله ها بالا.

راستی خودم رو معرفی نکردم،

دانلود رمان دزد قلبم

خلاصه:

دانلود رمان دزد قلبم دو تا دختر که به خاطر نداری مجبور میشن تن به دزدی بدن. اما…توی این راه اتفاق های غیر منتظره ای واسشون میوفته پیر خرفت یابو زندگی منو تباه کرده با اون پسرای  قوزمیتش  همینجوری تو افکارم غرق بودم که یهو صدای تق در اومد و شکوفه با لبخند حاکی از رضایت وسایلاشو جمع کرد حالا دیگه نوبت من بود  خیلی سریع از در وارد شدم

دانلود رمان حقم نبود

خلاصه:

دانلود رمان حقم نبود داستان از اونجا شروع میشه که آروان شخصیت رمان ما یه پیشنهاد به ترانه میده و باعث میشه زندگی دوتاشون به هم گره بخورهیه ازدواج اجباری از طرف خانواده ها که باعث  رخ دادن لحظه هایی زیبایی میشه  این چه طرز اومدنه نمیگی سکته میکنم  لبخند کمرنگی نشست رو لبام روبه روش نشستم: خدانکنه

لبخند دندون نمایى زد:

_قربونت برم 

دستاموگذاشتم رومیزوتوهم گره زدم:

_به چى فکر میکردى؟

دانلود رمان ستاره دنباله دار

خلاصه:

دانلود رمان ستاره دنباله دار داستان دختری به نام محبت که با مادربزرگش تو روستا زندگی می کنه. ولی یه اتفاقی می افته که مادربزرگش پرده از یک راز چندین ساله درمورد مادر محبت که فوت کرده برمیداره. محبت برای پیدا کردن پدرش و راز مرگ مادرش به تهران میره و به صورت خدمتکار تو خونه ای که مربوط به پدرش بوده زندگی می کنه

فرشته یه دسته ی سبد رو گرفت و گفت: مگه بی بی نگفت تا این موقع غروب اینجاها نباشی. 

خندیدم و گفتم: ببینم تو و بی بی میتونین منو بترسونین؟؟ اینجا به این قشنگی چرا باید

از چیزایی که نمیبینم بترسم.

فرشته سری تکون داد و گفت: ولش کن با تو بحث کنم آخرش باید به غلط کردن بیفتم..

بلند خندیدم و به سمت روستا حرکت کردیم.

دوماهی میشد درسام تموم شده بود. لیسانس رشته ی ادبیات رو تو شیراز گرفتم

و هوای نفس کشیدن تو جنگلای شمال منو هوایی کرد و برگشتم. به خونه ی مادریم.

پیش بی بی مهربونم که با صورت چروک و اخم گنده رو پیشونیش کنار در خونه به عصاش تکیه داده بود.

با دیدنم قهر کرد و رفت داخل.

دانلود رمان عروس خون بس

خلاصه  :

دانلود رمان عروس خون بس داستان درباره دختریه به اسم روژان تو یکی از روستاهای ایران زندگی میکنه ، که بخاطر یه رسم قدیمی که هنوز در بعضی مناطق پابرجاست محکوم به قربانی شدن میشه فقط به یک جرم دختر بودن..

هوا گرگ ومیش بود. روستا در سکوت غریبی فرو رفته بود .

تنها صدای گرگ هایی که اطراف روستا پرسه می زدند

هر از گاهی سکوت کوچه ها را میشکست. و نور ضعیفی از بعضی پنجره های خانه ها به بیرون میتابید

که نشان از سحرخیزی اهل روستا می داد.

زن بیدارشده بود و نگاهی به بچه هایش که معصومانه خوابیده بودند انداخت.

یه دختر و سه پسر حاصل زندگی آرام وساده شان بود.به طرف شوهرش رفت

در خواب عمیقی بود.زمستان بود و به قول شاعر هوا بس ناجوانمردانه سرد بود.

زن به طرف چاه رفت آب یخ زده بود. به طرف سطل های آبی رفت که قبلا پر کرده بود

یخ روی آب را شکست به طرف اجاق برد آتش را روشن کرد آب را روی آتش گذاشت

دانلود رمان دسیسه بهشت

خلاصه:

دانلود رمان دسیسه بهشت داستان راجبع به دختری به نام مریم هست که سخت تو مشکلات زندگیش غرق شده. مریم داستان ما به دنبال کار وارد خونه ای میشه که پنج پسر داخلش زندگی میکنند؛ پنج پسر با شخصیت های متفاوت. مریم با هر تصمیم مسیر زندگیش رو تغییر میده و در این بین صاحب خونه که زن  هست گذشتش رو برای مریم روایت میکنه

همچین زیادی شیک بود..خیلی شیک دربرابر منی که قیمت کله لباسام رو هم به اندازه قیمت یه رژلبشم نمیشد

…با نوک کفشم رو زمین ضرب گرفتم..نگاهش کشیده شد رو کفشم

و در کسری از ثانیه نگاهش پر از تمسخر شد..لبش کج شد و توی چشام با غرور خیره شد..

لبمو گزیدم که تحقیر نگاشو نادیده بگیرم…خندم گرفت.دانلود رمان دسیسه بهشت

.من با چه اعتماد به نفسی اینجا نشسته بودم؟اصلا چرا نشسته بودم؟..ب

ه بقیه نگاه کردم..کم و بیش توشون مثله این دختره سانتال مانتال پیدا میشد…

ولی اکثریت معمولی بودن..با یه سرو وضع اراسته اما نچندان مایه دار..

این وسط تیپو قیافه من تو ذوق میزد..مانتوی سرمه ای مندرس و شلوار سرمه  ای و مقنعه مشکی..

یه کیف مشکی ام دستم بود که از بس به بندش چنگ زده بودم پوست پوست شده بود..