ناول فا

ناول فا|رمان|دانلود رمان|رمان های ایرانی و عاشقانه جدید

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان تلنگر سیاه

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : ریحانه محرابی کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۳۸۲

ژانر :  ترسناک

خلاصه رمان :

یه گروه دانشجو با دلایلی مختلف وارد یه خونه میشن که بر اساس یه شایعه پا گرفته . خونه ایی که فقط و فقط قربانی میخواد و چی بهتر از یک گروه هفت نفره ؟

دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه !!! | hasti_hki کاربر انجمن

خلاصه : دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه !!! | hasti_hki کاربر انجمن .
« این داستان ، حکایت انسانهایی است که در این دنیا رشد می کنند ، بزرگ میشوند ، قامت بلند می کنند . از کودکی چند ماهه می شوند مردی۵۰ ساله که ریش سفید کرده و پیراهن به پیراهن پاره کرده است .
اما آنها خیلی چیز ها را نمی دادند …
آنها نمی دانند که ” بخشیدن ” وظیفه نیست ، بلکه لطفیست که هرکسی لیاقتش را ندارد !
آنها نمی دانند که زمان مرحمی بر روی زخم ها نیست ، بلکه سرپوشی برای پنهان کردن دردها ازنگاه های درنده و کنجکاو مردم است !
آنها نمی دانند چه درد بدیست که تمام دارو ندارت را بدهی پای چیزی که دراین دنیا طاقت و دوامی ندارد!
آنها نمیدانند که مرگ لزوما در قبر گذاشتن آدم ها نیست ، بلکه می توان آدمها را به راحتی یک حرف ، یک عکس ، یک گذشته ی دور ، یک تکرار مکرر از خاطراتی که آدمها دوستش دارند ولی همیشه در حسرت و سوختن لحظه ای تکرار آن هستند ، در خود کشت و به نابودی محض کشاند ، بدون آنکه در گور گذاشته شوند !
آنها خیلی چیز ها را تا لحظه ای که به تله ای از خاک سپرده شوند نخواهند دانست .
این آدم ها پیر و فرتوت می شوند ، به گور می روند ، ولی تفکراتشان رشد نمی کند و بزرگ نمی شود !
در این میان دختری خسته از مشکلات پیچ وا پیچ زندگی ، با ذهنی خسته و تنی درمانده می آید !
دختری که خودش را ، عشقش را ، زندگی اش را،! دلش را ، روحش را ، جسمش را ، قشنگترین خاطرات تمام عمرش را و …
دخترانگیش را پای چیزی می فروشد ، که نمی دانست عمرش خیلی طولانی نیست و دوام چندانی نخواهد داشت ! و درآخر به فراموشی محض سپرده خواهد شد … »

سلام دوستان گل چند روزی نبودم مادرم بیماربود وکوچولوم اذیت میکرد نرسیدم اپ کنم…

همون طور که میدونید انجمن منبع رمانهایی که شما میخونید برای پیشرفت قلم نویسنده ها

و کتابهایی که گذاشته میشه وهم چنین برای پیشرفت سایت وانجمن نگاه دانلود

وادامه ی کار سایت که بستگی به انجمن داره در انجمن عضو شوید برای عضویت کلیک کنید

مقدمه :
شاید آن روز که سهراب نوشت …
تا شقایق هست ، زندگی باید کرد !!
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت …
باید اینطور نوشت !!
چه شقایق باشی چه گل پیچک یاس …!!
زندگی اجباریست !!
آری ، زندگی زیبا نیست !!
زندگی رویا نیست !!
* زندگی اجباریـســــت … *

 

دانلود رمان هویت گمشده | parya***1368 کاربر انجمن

خلاصه : دانلود رمان هویت گمشده | parya***1368 کاربر انجمن . مردی سرد با آرمان و آرزو به دست آوردن قلب دختر خواندش ، اما دختر قصه ما بخاطر گذشته مادرش از قیمش متنفر است .
پسر جوانی که در دنیای دوگانه زندگی می کند و از چهره سیاه دومش بی خبر است .
سرنوشت این سه رو به هم وصل می کند تا گذشته ی تکرار شود و آینده ی نامعلوم رو بسازد …

سلام دوستان گلم..ان شالله که خوب باشی..فصل امتحانات رسیده ..موفق باشید

شرمنده بابت بدقولیم  برای اپ منظم…مامانم مریض شده ومن باید هم به اون برسم هم دخترکوچولوم …برای مامانم دعا کنید
نام رمان : هویت گمشده
نویسنده :  parya***1368 کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر : اجتماعی عاشقانه ، روانشناختی . موضوع اصلی رمان رفتار شناسی افراد

مقدمه:
اختلال تجزیه هویت یا هُویت‌پَریشی (که اختلال چند شخصیتی، شخصیت چندگانه، تعدد شخصیت و اسامی نظیر آن هم نامیده می‌شود) یکی از اَشکال اختلالات تجزیه‌ای و گسستگی می‌باشد؛ عبارت است از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متمایز که به تناوب رفتار را کنترل می‌کنند. معمولاً این شخصیت‌ها نام و سن و مجموعه‌ای از خاطرات و رفتارهای ویژه خود را دارند. در اغلب موارد یک هویت اصلی با نام واقعی شخص وجود دارد که منفعل، وابسته و افسرده‌است. هویتهای جانشین نوعاً دارای ویژگی‌هایی هستند که با هویت اصلی تعارض دارند؛ مثلاً خصمانه، کنترل کننده و خود ویرانگرند. در بعضی موارد این شخصیتها ممکن است حتی در ویژگی‌هایی مثل دست خط، استعدادهای هنری و ورزشی و آشنایی به زبانهای خارجی با هم تفاوت داشته باشند. هویت اصلی معمولاً از تجربه‌های هویت‌های دیگر اطلاعی ندارد. دوره‌هایی از یاد زدودگی بدون علت، از قبیل زوال حافظه برای چند ساعت یا چند روز در هفته، می‌تواند نشانه‌هایی از وجود این اختلال در فرد باشد.

 

دانلود رمان پاورق زندگی جلد دوم | پریبانو

خلاصه : دانلود رمان پاورق زندگی جلد دوم | پریبانو کاربر انجمن نگاه دانلود . اگر تمایل به خوندن این رمان دارید،جلد اول رو از همین سایت می تونید دانلود کنید وبخونید با همین اسم “پاورقی زندگی” جلد اول رو حتما بخونید چون نصف داستان توی جلد اول اتفاق می افته …در جلد اول خوندید که پسری در اثر تصادف بینایی خود را از دست می دهد بعد از گذشت دو سال خانواده اش تصمیم می گیرند برای او همسری انتخاب کنند.داستان به سمتی کشیده می شود که دختری به اسم مریم سر راه او قرار می گیرد و باقی ماجرا…در جلد دوم زندگی جدید مهیار و مریم با مشکلات، شادی ها، غم واندوه مختص خودشات شروع می شود.زندگی که از نظر اطرافیانشان باید تغییر کند.نظری یکی از آن دوموافق تغییر است ونظردیگری ان است که می توان این زندگی رابه همین منوال ادامه داد..

 

 

 

 

دانلودرمان پاورقی زندگی برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون) جلد اول


نام رمان : رمان پرطرفدار پاورقی زندگی۲

نویسنده:پریبانو کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر:اجتماعی –عاشقانه

 

مقدمه:
زندگی آغازی است که به پایان راهی است، زندگی آمدن و بودن و جاری شدن است، زندگی رفتن خاموش به یک تنهایی است، من و تو می دانیم، زندگی آمدن است، زندگی بودن و جاری شدن است، زندگی رفتن و از بودن خود دور شدن است، زندگی شیرین است، زندگی نورانی است، زندگی هلهله و مستی و شور، زندگی این همه است، من و تو می دانیم، زندگی گرچه گهی زیبا نیست، یا که تلخ است و دگر گیرا نیست، رسم این قصه همین است و همه می دانیم، که نه پایدار غم است و نه که شاد می مانیم، زندگی شاد اگر هست و یا غمناک است، نغمه و ترانه و آواز است، بانگ نای باشد اگر یا که آواز قناری به دشت، زندگی زیبا است، من و تو می دانیم، اشک و لبخند همه زندگی است، ناله و آه و فغان زندگی است، آمدن زندگی است، بودن و ماندن و دیدن همه یک زندگی است، رفتن و نیست شدن زندگی است، این همه زندگی است، من و تو می دانیم… زندگی، زندگی است…(سهراب سپهری)

 

دانلود رمان چشمان نرگس | بهاره قربانی کاربر انجمن

خلاصه :دانلود رمان چشمان نرگس | بهاره قربانی کاربر انجمن . داستان از زبان آرین بیان میشه. مردی که سختی های زیادی میکشه اما پای علاقه اش به همسرش می ایسته و وقتی سختی ها به اوج میرسن فرار میکنه. فرار برای تنها بودن تا تنهایی آزارش بده تا تبدیل بشه به کسی که غیر نرگس کسی رو نداره. به روستایی کویری که کسی نمیشناسدش و با صداقت روستا آشنا میشه با آدمهایی که ذاتا پاکن. ولی مجبوره برگرده و با گذشته اش کنار بیاد. اما آدم هایی که رهاشون کرده عوض شدن و در آخر دست تقدیر آرین رو وادار میکنه به انجام کاری که راضی نیست. به زندگی با کسی که نمیخواد. اما چیزی که ثابته عشق نرگسه که آرین فراموشش نمیکنه و همین مشکل ساز میشه.


نام رمان : رمان در حال پیشرفت چشمان نرگس
نام نویسنده : بهار قربانی کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر : عاشقانه،اجتماعی

این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد
چشم های من به جای دست های تو
من به دست تو آب می دهم
تو به چشم من آبرو بده
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب میرسد
ما دوباره سبز می شویم(قیصر امین پور)
گاهی اوقات انقدر خودخواه میشی که جز خودت و غمت هیچ چیزی نمی بینی.
دیگه یادت نمیاد کسایی بودن که دوستشون داشتی کسایی بودن که بهشون احتیاج داشتی کسایی که بهت احتیاج داشتن.
انقدر تو خودت و نداشته هات غرق میشی که نمیبینی هنوز دلیلی برای ادامه داری نمیبینی باید ادامه بدی نه برای خودت برای بقیه اینجور موقع هاست که خودتو نابود میکنی و به کسی نمیگی تو دلت چیه اینجورموقع هاست که غریبه ها بهتر از آشناها دردت میفهمن اینجور موقع هاست که اگه با یه غریبه حرف بزنی تازه میفهمی چقدر کور بودی تازه میفهمی راهت اشتباه اومدی.
من هم حرف زدم.

 

دانلود رمان در دنیای من هوا فقط تک نفره است

خلاصه: دانلود رمان در دنیای من هوا فقط تک نفره است . سایه ها خاطره نمی سازند، فقط گاهی میان خاطرات سرک می کشند و روی آن ها اثر می گذارند .
بابا شده بود یک سایه ی مبهم وسط خاطرات بد من!
راحت دور شده بود. آنقدر که دست هیچ کداممان به او نرسد ….به صندلی سفت ایستگاه تکیه دادم. هندزفری و گوشیم رو که به زور جاساز کرده بودم که تو مدرسه پیداش نکنن از کوله پشتی مشکیم در آوردم و مشغول آهنگ گوش دادن شدم. هوا یه کم سرد شده بود

برای کمک به پیرشفت رمان ها و قلم نویسندگان در انجمن نگاه دانلود عضو شوید ورمان ها را نقد کنید

برای عضویت کلیک کنید

نام رمان : در دنیای من هوا فقط تک نفره است
نویسنده :SunLighT  کاربر انجمن نگاه دانلود
ویراستار:   .:~LiYaN~:.
ژانر : تراِژدی.اجتماعی.روانشناسی

 

قسمتی از متن :
بادی که می‌اومد جلوی موهای مشکی و لختم رو تکون می‌داد و من بدون توجه به نگاه های خیره ی پیرزن چادری ای که بغل دستم

نشسته بود، به کار خودم ادامه می‌دادم. مامان می خواست برام سرویس بگیره ولی خودم نخواسته بودم. به نظرم سرویس

هم محدودیت می‌آورد، هم اینکه هر روز بخوای سر یه ساعت بری و بیای. دیر اومدن های اتوبوس های رنگ و رو رفته ی

شرکت واحد و ایستادن توشون کل مسیر از خونه تا مدرسه رو میتونستم تحمل کنم ولی سرویس رو واقعا نمی‌تونستم.

دود غلیظی که پیچید و صدای دِر دِر موتور، من رو از تو گوشیم بیرون کشید. بلند شدم و سوار اتوبوس شدم.

دیگه به این نگاه های عجیب و غریب عادت کرده بودم. چیز عجیبی نبود! کنار پنجره نشستم و به بیرون خیره

شدم. سعی کردم با خوندن آهنگ زیر لب، از شدت رو مخ رفتن گریهی دختر بچهی سه چهار ساله ی تو اتوبوس کم کنم.

 

دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf

خلاصه : دانلود رمان حجاب من جاوا، اندروید ، ایفون ، pdf . شخصیت اول داستان من زینب یه دختر گیلانیه یه دختر از یه خانواده ی مذهبی که در ۱۱ سالگی به خواست پدرش بین چادر و مانتو حجاب برتر یعنی چادر رو انتخاب کرده دختر بزرگ میشه غافل از اینکه از وقتی نه سالش بوده یه حسایی نسبت به پسرعموش پیدا کرده و روز به روز حسش شدیدتر میشه اما میفهمه که پسرعموش یکی دیگرو دوست داره و به دختر داستانمون میگه که ………… نکته مهم! تمام اسمها تخیلی هستند و هرگونه تشابه اسمی کاملا تصادفیه

قسمتی از  داستان

گوشمو به تلفن نزدیکتر کردم تا بتونم صداشو بشنوم اما دریغ….
مامانم با دستش منو به آرومی هول داد که عقبتر برم منم که دیدم تلاشم برای شنیدن صداش بی فایدست بیخیال شدمو رفتم سر میز و مشغول خوردن عصرونم شدم.
-زینب مامان چته نزدیک بود لهم کنی پشت تلفن. زن عموت بود
-خب چی میگفت؟
-هیچی حرفای همیشگی.تو هنوز عصرونتو تموم نکردی؟
پاشو پاشو برو درستو بخون کنکور داری مثلا.
میزو جمع کردمو بعد از خوردن چاییم به اتاقم رفتم کتابمو باز کردم تا مشغول خوندن بشم که قیافش اومد جلو چشمم
سرمو تکون دادم تا فکرمو متمرکز کنم و مشغول خوندن شدم.
به ساعت نگاه کردم ۹ شب شده بود کش و قوسی به بدنم دادم و رفتم تو پذیرایی بابا اومده بود. بهش سلام کردمو رفتم تو آشپزخونه تا به مامان کمک کنم.
برگ کاهویی از ظرف سالاد برداشتم
-مامان کمک نمیخوای؟
-چرا مامان جان میزو بچین
چشمی گفتمو میزو چیدم و بابارو صدا کردم تا بیاد برای شام
بعد از خوردن شام مسواک زدمو گرفتم خوابیدم.فردا صبح باید میرفتم مدرسه…
صبح با صدای بابا از خواب بیدار شدم. چون خوابم خیلی سنگینه ساعت کارساز نیست
چند دقیقه به همون حالت رو تختم نشستم که صدای اذانو شنیدم بعد از چند ثانیه بلند شدم رفتم دستشویی.

 

 

دانلود رمان مطرود ( طرد شده ) | curly

خلاصه : دانلود رمان مطرود ( طرد شده ) | curly کاربر انجمن نگاه دانلود . ده سال پیش،نادیای ۱۷ساله مغرور و متکبر شب ازدواجش، عروسی‌ اجباری‌اش را بهم می‌زند و آبروی خود و خانواده و همینطور خانواده خاله‌اش را می‌برد تنها به این دلیل که به شدت از پسرخاله چاق و بی عرضه‌اش متنفر است او را تحقیر کرده و ترک می‌کند و کیان با دلی شکسته رهسپار شهری دیگر می‌شود اما اوضاع تا همیشه اینطور باقی نمی‌ماند.
ده سال می‌گذرد.
نادیا زیباییش را از دست داده و به دختری افسرده و بدون قیافه تبدیل شده است،کیان باز می‌گردد اما این بار…

سلام دوستان گل…برای پیشرفت رمان ها و قلم نویسندگان در انجمن نگاه دانلود عضو شوید و رمان ها را نقد کنید

برای عضویت کلیک کنید

نام رمان : مطرود
نام نویسنده : Curly کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر:درام،عاشقانه

“مقدمه“
سوختم وآرزوهایم سوخت…
ادعا های بی عقلی ام سوخت…
منی دیگر به سان ققنوس متولد شد …
من عوض شدم،منی که رفتارم،دیگران راعوض کرد!…
حال درپیچ و خم زمانه گرفتار انتخابم…
میخواهم جایگاهم را پیدا کنم وپس بگیرم …
ولی…
نه به عنوان همان آدم قبلی،منِ جدید رامی گویم…
وقت بازگشت است…

“ممنونم از نازی بانوی عزیز بابت این دلنوشته زیبا”

 قسمتی از داستان :

حرصش را سر ورقه امتحانی پیش رویش خالی می‌کند و با فشار دادن خودکارش بر روی ورقه،کلمه “نیاز به تلاش بیشتر”را می نویسد.
دلش می‌خواهد کمی هم تحقیر چاشنی امضایش کند اما با یادآوری چهره معصومانه ساینا از این کار منصرف می‌شود.
او که گناهی ندارد،مقصر مادر و پدرهای این طفل معصوم‌ها هستند که سرشان گرم برنامه های اجتماعی و هزار کوفت زهرمار دیگر می‌شود و از بچه‌هایشان غافل می‌مانند.
بی حوصله خودکار را بر روی میز می‌اندازد و سرش را به مبل تکیه می‌دهد.

 

دانلود رمان کاش برای هم بودیم  نوشته رقیه حیدری

خلاصه: داستان در مورد دختری به اسم رهاست که وقتی به دنیا میاد پدرش به خاطر پول اون رو به یه خونواده مذهبی که بچه دار نمیشدند میفروشه ….اما این رها یه خواهر دوقلو هم داره
خانواده مجد وقتی رها رو میخرن جوری صحنه سازی میکنن که مثلا بچه خودشونه
تا میگذره و رها بزرگ میشه و …

نام رمان : کاش برای هم بودیم
نویسنده :رقیه حیدری کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر : عاشقانه_اجتماعی

قسمتی از داستان :

از پله های دادگاه آروم آروم پایین می اومدم روزی که بله رو ب احسان گفتم هیچ وقت فکر نمیکردم به اینجا برسیم به ته خط باهم بودن،امروز محرمم نامحرمم شده بود
_رها
قلبم از تپش افتاد این صدای آشنا کی بود که من رو با اسمم صدا میزد احسانم بود؟نه اون دیگه مال من نبود اون الان از هر غریبه ایی برام غریبه تر شده بود
واستادم ولی بر نگشتم اجازه نمی دادم باز غرورم روجریحه دار کنه
_رها به خاطر کارایی ک باهات کردم منو ببخش ،ما میتونستیم برای هم دیگه باشیم ولی خوب زمونه نخواست
حرف هایش قلبم روآتش میزد اون من رو از زندگیش پس زده بود حالا تقصیر زمانه ای مینداخت که تو جداییه ما کوچک ترین تقصیری نداره؟از کی تا به حال اینقدر پست و خار شدهم من همان رهای مغرورم؟ نه دیگه اجازه نمیدادم به این گزافه گوییش ادامه بده اینبار من باید اون رو میشکستم به سمتش برگشتم و پوزخند زدم
_کافیه احسان اگه زمونه باعث این جدایی شده ازش ممنونمآدم  پستی مثل تو جایگاهی تو زندگی من نداشت خوشحالم این ازدواج بی پایه و اساس به زندگی مشترک ختم نشد….
چشماش به غم نشست شاید توقع نداشت مثل خودش بی رحم بشم
_امیدوارم خوشبخت شی رها دیگه از اینجا ب بعد راه ما از هم جدا میشه ،حالا میتونی یه نفس راحت بکشی دیگه مجبور به تحمل یه مرد هـ ـر*زه نیستی دیگه الان دیگه مثل اسمت آزاد و رهایی

 

دانلود رمان آن شب سیاه | DENIRA

خلاصه: شهناز دختری ساده و روستایی دل به پسر عمه خود رضا می‌بندد و پنهانی با او دوست می شود، رضا که به شهناز علاقه شدیدی دارد در خواست دوستی شهناز را قبول می کند. بعد از چند ماه شهناز و رضا نامزد می‌شوند اما با سرد شدن رضا و حضور پررنگ شخصی دیگر در زندگی شهناز، همه چیز بهم می‌ریزد.
اسامی همه مستعار می‌باشد.

سلام عزیزان

پر از عطشم، مرا تو دریایی کن
سرشار از احساس و تماشایی کن
هر چند که ما بدیم و پیمان شکنیم
ای خوب بیا دوباره آقایی کن

میلاد اقا امام زمان .منجی بشریت به تمامی دوستداران ایشان تبریک عرض میکنم

“رمان درحال پیشرفت”
نام رمان: آن شب سیاه

نام نویسنده : DENIRA کاربر انجمن نگاه دانلود

دیگر اثار نویسنده : دانلود رمان ملکه مافیا
ویراستار: DENIRA
سبک: رئالیسم
ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی

مقدمه:
دلم بهانه تو را دارد.
تو می دانی بهانه چیست؟
بهانه همان است که شب ها
خواب از چشم من می‌دزدد.
بهانه…
همان است که روزها
میان انبوهی از آدم
چشمانم را پی تو می‌گرداند
بهانه…
همان صبری است
که به لبانم سکوت می‌دهد
تا گلایه نکنم از نبودنت.

قسمتی از داستان :

به بیرون نگاهی انداختم. ماه سفید درست وسط آسمون بود و ابرهای بی رنگی دورش رو گرفته بودند. کوچه خلوت

خلوت بود وهیچ خبری نبود. پس کجاست؟ مائده نگاهی بهم انداخت و به بافتن شال صورتی رنگ ادامه داد:
– منتظر نباش. شَهره. امشب نمیاد.
پرده سفید رو انداختم و روی زمین نشستم. زانوهام رو در آغوش گرفتم و به مائده نگاه کردم. بی دغدغه، بی استرس.

همیشه همین طور بود. اهمیت نمی‌دادبه هیچ کس و هیچ چیزی،فقط خودش در اولویت قرار داشت.سرش رو بالا آوردوبه چشم هام خیره شد.زمزمه کرد:
– چته؟
رک گفتم:
– دلم براش تنگ شده.

صفحه 30 از 82« بعدی...1020...2829303132...405060...قبلی »