نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان انتقام دلباخته

خلاصه:

دانلود رمان انتقام دلباخته داستان دختری ست که عشق رو نمی شناسه و برنامه ی برای عاشق شدن نداره. اما نمی دونه که عشق بدون برنامه میاد و ناشناسه. دلش توسط این عشق میشکنه و زمان انتقام فرا میرسه وتوی این دنیای دیووونه کسی عاشق نمیمونه ببین ساختن چقدر سخته

دانلود رمان میم مثل مادر

خلاصه:

دانلود رمان میم مثل مادر چند لحظه به چشمان هم خیره شدند و بعد، با صدای بلندی شروع به خندیدن کردند. خنده‌شان که قطع شد، با لبخند خیره به صورت رنگ پریده‌ی او ماند و پرسید: بهتر شدی نفسم؟ نفس با لبخندی دندان نما سر تکان داد و گفت

دانلود رمان در امتداد مرگ جلد دوم

خلاصه:

دانلود رمان در امتداد مرگ جلد دوم دستانش را میان انبوه موهای پرپشت پسرک می کشید و میان پنجه هایش بازی شان می داد. زیر لب لالایی محبوبش را زمزمه می کرد: لالالالا بخواب دنیا خسیسه واسه کمتر کسی خوب می نویسه  یکی لب هاش همیشه غرق خنده

دانلود رمان اسیر عشق محال

خلاصه:

دانلود رمان اسیر عشق محال همیشه، از اینکه مدام از اون خانه، به این خانه نقل مکان می کنیم بیزار و متنفرم پدر و مادرم هم مثل اینکه زیادم از این کار بدشون نمیاد ، که هر چند ماه به یک خانه دیگه ای نقل مکان می کردن با اینکه امکان خرید یه خانه خوب و شیک را داشتیم اما مادرم این کار را نوعی تفریح می دانست و دوست داره هی خودشو به زحمت بندازه و از اون مکان به این

دانلود رمان به یادم آور

خلاصه:

دانلود رمان به یادم آور رمانی پلیسی و سرشار از طنز داستان در مورد دختری به نام بهاره‌ست. شیطون و پر سر و زبون. با استعداد در زمینه برنامه نویسی و کد نویسی. سرگرد آرمان امیریان به عنوان محافظ بهاره وارد زندگیش می‌شه. چند وقت بعد اتفاقی برای بهاره می‌افته که باعث می‌شه زندگیش تغییر کنه.

دانلود رمان راهی نفس گیر

دانلود رمان راهی نفس گیر

خلاصه:

دانلود رمان راهی نفس گیر رمانی عاشقانه و غمیگن پر از ماجراهای زیبا و دوست داشتنی چون برخلاف تصور شخصیت رمان که سرنوشت خودشو پیش بینی کرده بود ولی تقدیر زندگی اونو برای همیشه تغییر میده… امیدوارم خوشتون بیاداسم-یگانه-فامیلی مکث کردم به سقف خیره شدم دوباره پرسید مجبوری گفتم-موحد-چندسالته-بیست سه صدای پوزخندشو شنیدم-حس نمیکنی

رمان های جذاب دیگر:

جناب سروان-سرگرد-همون سرگرد حوصله نصیحت ندارم که گوشم

بدجور پـــر-وقتی شاکی رضایت نداد میفهمی این نصیحت چیه که گوشات

پره ازروی صندلی بلندشدم خم شدم روی میزمامورکمی عقب رفت

یعنی چی جناب سروان…اکه جناب سرگرد-یعنی اینکه شاکی نمیخواد

ازاد بشی-تورو به روح امواتت راضیش کن نون یه خانواده به من وصل-با کیف قابی

-اون شغل دومم خندید-جدی پس شغل اولت حتما ماشین دزدیه-نه دیگه جناب سرو.

.سرگرداینقدر پیشرفت نکردم اون کار پدربزرگ خدا بیامرزم بود خندش عمیق شد

از پشت میز کنار اومد درباز کرد-سربازاحمدی به اون خانوم اقا بگو بیان احمدی احترام گذاشت

رفت منم ولو شدم روی صندلی عجبا من خیلی فرض بودم اما نمیدونم این

پسر جلغوز بیشعور چطور تونست منه که به میگ میگ معروفم بگیره دراتاق باز شد

اول احمدی بعد همون دختر تیتیش مامانی اون پسر نفهم داخل اومدن دختر با دیدنم اخم کرد

جلوتر اومد-بخاطر تو دختر دهاتی تموم تنم زخم شده ایییش ننم اینا حیف کارم

پیشت گیره رضایت بدی از این در بریم بیرون یه دختر دهاتی بهت نشون بدم

دانلود رمان راهی نفس گیر

که کیف کنی سروان نه نه سرگرد کیه اصلاهرکی برگه ی رضایتو جلودختره گرفت

-رضایت میدید دختر نگاهی حقارت آمیز بهم انداخت به پسر نگاه کرد-عزیزم بنظرت

چیکار کنم پسره به برگه نیم نگاهی انداختو با پوزخند زیر چشی منو نگاه کرد

امضا کن ته دلم از این پسره متنفر بودم اگه این نبودالان منم کارمو کرده بودم

اما الان ازش ممنون بودم منو جلواین دختر ضایع نکرد بلند شدم با اکراه گفتم

ممنون پسر پوزخندش پررنگ شد-واسه این کارا بچه ای هنوز بهتر تو این جامعه

دنبال کار باشی نه مفت خوری اجازه اینکه جواب توپی بهش بدم نداد

از اتاق رفتن بیرون تموم وجودمو نفرت گرفت بد حرفی بهم زد برگشتم سمت مامور

خدافظ-خانوم موحد برگشتم -بفرمایید جلواومد-بهتر دیگه انجام ندی

اینکارو بیا بجز اون پسر الاغ مامور دولتم قشنگ قهوه ایم کرد سرمو تکون دادم

باشه گفتم اومدم بیرون چشمم خورد به پسر که داشت سوارماشین

میشدبانفرت ذول زدم بهشو ته دلم گفتم-الهی چرخ ماشینت پنجر بشه ب حق بیژنه تک چرخ باز

ماشینوروشن کرد هنوزدورنشده بودچرخ ماشینش ترکیدچشام گشادشدشدید

یعنی اینقدرنفرینم سریع گرفت؟ خداجون نوکرتم نمیشه بقیه چیزایی هم که میخوام بهم بدی

پسر پیاده شدباعصبانیت کوبید به چرخ کلافه به اطراف نگاه کردتاچشش افتاد

روی من اخم کردیاحسن فهمید من نفرینش کردم خودمو نباختمو پشت

چشمی نازک کردم راه افتادم سمت خونه که کیلومتر باهاش فاصله داشتم

ای تو روحت یگی لایقل یکم پایین تر تور پهن میکردی تا مجبور نشی

    دانلود رمان هم اغوش باد

    خلاصه:

    دانلود رمان هم اغوش باد رمانی عاشقانه  رمانی اجتماعی پر از جذابیت حواسم نبود که همه جا دوربین نصب است و تموم واکنش های من و می بینند!حالم عجیب بود، در دل چقد به تفاوت خودمان با آدمهای قصرنشین مقایسه می کردم. زنی بالباس ِ سورمه ای بیرون آمد و ما رو به داخل راهنمایی کرد.

    دانلود دلنوشته عاشقانه های دلم

    مقدمه:
    دانلود دلنوشته عاشقانه های دلم _می‌نویسم، 
    عاشقانه‌هایم را… آن‌چه را که می‌دانم نمی‌خوانی اما دل است دیگر…همیشه امیدوار است!

    قسمتی از کتاب :

    بغض می‌کنم، وقتی که ناراحتی!
    وقتی که ناراحتی، من می‌میرم…
    من بغض می‌کنم…
    من تنها میشم…
    من ناراحت میشم…
    وقتی ناراحت میشی،
    دلم طاقت نمی‌آره ناراحتیت رو…
    می‌ترسم آرومت کنم!
    می‌ترسم دیگه نذاری ببینمت…
    از حسم می‌ترسم…
    آخه…
    آخه دلم برات پر می‌کشه!
    دلم، با ناراحتیت می‌شکنه!
    اما می‌ترسم از نبودت…!​

    دانلود مجموعه داستان کوتاه لبخندهای ترک خورده

    خلاصه :

    دانلود مجموعه داستان کوتاه لبخندهای ترک خورده _سرگذشت ما آدم‌ها برای دیگران جذاب و برای خودمان خسته کننده هست. هر کدام از ما گاهی لبخندی می‌زنیم که بعدها خاطرات آن لبخند باز هم لبخندی بر لب‌ هایمان می‌نشاند. اما گاهی لبخندهایی می‌زنیم که عمق لبخند درد دارد و ناراحتی…

    دانلود رمان یابنده ی الماس

    خلاصه :

    دانلود رمان یابنده ی الماس _ داستان پسری به نام باگراد که از دهکده و مردمش دل کنده و قصد دارد آن‌جا را برای مدتی طولانی ترک کند، و علی رغم مشکلات بسیار در نهایت موفق می‌شود رویایش را محقق کند. اما این فقط آغاز راه اوست، زیرا در سفر هیجان انگیزش به مشکلاتی برخورده و پس از آن نیز به جواهری ناب دست می‌یابد که پس از مدت کوتاهی در می‌یابد که موجودات مخوفی نیز در پی یافتن آن هستند و از آن‌جاست خود را از چشم دشمنان پنهان کرده و برای رساندن جواهر به مکانی امن، پا به راه طولانی‌تر و خطرناک‌تری بگذارد که…