نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان | رمان عاشقانه | رمان جدید | رمان خارجی | دانلود رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه خاقانی شروانی و بیوگرافی خاقانی
اشعار خاقانی
اشعار زیبا ، کوتاه و عاشقانه بابا افضل کاشانی و بیوگرافی بابا افضل
اشعار بابا افضل
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود کتاب جزیره ی افسونگران اثر فریبا کلهر
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام بارون
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود آهنگ جدید رضا حیدرنیا بنام اونم رفت
دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم
دانلود رمان پاییز مرگ ویژه
دانلود رمان تلافی و اما عشق با لینک مستقیم نودهشتیا
دانلود رمان تلافی و اما عشق

دانلود رمان خانم سنگی جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان خانم سنگی جاوا، اندروید،pdf،ایفون

 

نام رمان : خانم سنگی
نام نویسنده:
Maedeh.z
ژانر:عاشقانه،طنز

پنج سال از آن نامزدی اجباری میگذردپنج سال است قلب دختری شوخ و

بازیگوش تبدیل به تکه سنگی سخت شده است پنج سال است که لقب

او از زلزله به خانم سنگی تغییر کرده


حال خانم سنگی قصه میخواهد فراموش کند میخواهد بزرگ شود میخواهد

زندگی کند اما افرادی وارد زندگی او میشود که

صدای جیغ و داد بلند شد . ای بابا سرم کم درد میکرد اینم بهش اضافه

شد ، دستمو از زیر پتو کندمو باچشمای بسته تلاش کردم گوشیم و پیدا

کنم
صدای جیغ و داد بلندتر میشد و من عصبانیتم بیشتر.. اااااای باااابااا……
روی تخت غلتیدم و حواسم به این نبود که لبه ی تختم و این شد که غلتیدن من همانا و پهن شدنم کف زمین همانا
نگاهی به سر تا پام کردم ، موهای بلندم که تا زانو هام میرسید و پدرم و برای بلند شدن دراورده بودن ژولیده پولیده شده بود و به همدیگه گره خورده بود
یکی از پاهام پایین بود و اون یکی همون جوری رو هوا مونده بود ، تصور کردم یکی بیاد من و تو این وضع ببینه هه.. میگن خانوم سنگی دیوونه شده …
انقد تو افکارم غرق شده بودم که حواسم به این صدای مزخرف نبود.
بازم صدای جیغ پی در پی میود ، حالا گوشیم کجاس؟ خدا میدونه:|

 

دانلود رمان سرانجام یک شرط جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان سرانجام یک شرط جاوا، اندروید،pdf،ایفون

خلاصه ی رمان》گاهی وقتاماادماتوزندگیمون یه اشتباهی میکنیم که

ممکنه دیگه نتونیم جبرانش کنیم..ویاجبرانش برامون تاوانه سنگینی

رودرپیش میگیره..گاهی وقتاندونسته پاتویه رابطه ای میذاریم که درست

یاغلط بودنشونمیدونیم..این رابطه میتونه بزرگترین اشتباهه زندگیمون

باشه..اشتباهی که میتونه به شیرینه عسل شیرین باشه..ویااشتباهی

که به تلخیه زهرباشه وتلخترین تلخی روبه دنبال داشته باشه…
دختری بادنیایی بچگونه وشاد…بایه خونواده ی متعصب که درنازونعمت

بزرگش کردن..دختری که میدونست پاشوکج بذاره معلوم نیست چه

مجزاتی روبراش تعیین کنن..دختری که بایه اشتباه ازسرعشق زندگیش


هوای دونفره حکایته بیشتره آدمایه دروبره ماست..آدمایی که خواسته

وناخواسته دونسته وندونسته پاشون به زندگیه هم بازمیشه..
همیشه همه ی رابطه هاتلخ تموم نمیشن…گاهی وقتامیتونه شیرین باشه وادامه پیداکنه… این دانستان شبیه یه فنجون قهوه میمونه..فنجونوبه لبات نزدیک میکنی..اگرقهوه دوست داشته باشی ازبوش لذت میبری..ولی اگردوست نداشته باشی ممکنه ازبوش بدت بیادوصورتتوجمع کنیوازخودت دورش کنی.. این رمان یه داستان متفاوت ازیه دوستیه..یه عشقه یه طرفه..گاهی وقتاماآدمابرای اینکه ثابت کنیم اونی که فکرمیکنن نیستیم..رویه همه چیمون خط میکشیم تاخودمونوثابت کنیم…
جدالی بینه عشقوهوس…عقایدوسنتها…علاقه و وفاداری…انتقاموازخودگذشتن…
پایان خوش
ژانر》عاشقانه..اجتماعی…
اززبانه سوم شخص
اینم جلدرمان دسته F.sh.76فاطمه شیرشاهی عزیزهم دردددنکنههه؛))

فصل اول_مامان خواهش میکنم توروخدا!سه روزدیگه بیشتروقت ندارم خواهش میکنم بذاربرم!
_من عمرااگه بذارم توبری اونسره دنیامگه همین بوشهره خودمون چشه؟بشین مثله بقیه ی دختراهمینجادرستوبخون بعدشم حالاگیریم که من اجازه دادم (که عمرا بدم)فکرمیکنی بابات میذاره توبری شیراز؟؟
_آره مطمعنم اگه به بابا باشه صددرهزاراجازه میده!اماالان شماجوری پرش کردی که من جلوش لب نمی تونم بازکنم که میگه پاشوبرو من اجازه بده نیستم!!بعدشم آخه مادره من جوری داری میگی

دانلود رمان ایلیا جلداول جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان ایلیا جلداول جاوا، اندروید،pdf،ایفون

 

نام نویسنده: قلب پاییز
ژانر رمان :عاشقانه, اجتماعی ,غمگین, ازدواج اجباری
مقدمه:
خوشبختی ملاقات دوباره ی چشمان توست حتی اگردر نگاه تو تصویری از باهم بودنمان نباشد….

دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)


ممنون از نفیس جان بخاطر این جلد زیبا.‌‌
خلاصه ی رمان:طی یک حادثه ای احمد سلطان ابادی یکی از کارگرهای

ساده ی کارخانه ی رنگ سازی به دست یکی دیگر از کارگرها به قتل

میرسد و پسرش ایلیا میخواهد قاتل پدرش رابه سزای عملش برساند.
نفس دختر قاتل احمد می آید که رضایت پسر های احمد رابگیرد..اما با

برخورد شدید پسر کوچک تر احمد مواجه میشود و.

.‌ فصل اول: چشمان خسته اش را به در دوخت..بغض گلویش را گرفته بودو

نمی گذاشت به راحتی نفس بکشد… دستی به چشمان ملتهب و خسته

اش کشید‌‌‌… چرا کابوس ها رهایش نمی کردند؟ دوست داشت به خوابی ابدی فرو رود… خوابی که درآن خبری از مشکلات نباشد.. خوابی سراسرآرامش… دستی به موهای آشفته و ریش های بلندش کشید‌..و از جا برخواست… تحمل این خانه برایش دشوار شده بود‌… به جای جای آن که می نگریست خاطرات قد علم میکردند و مانند خوره تمام وجوداش را می خوردند… آن قدر حواس اش در پی مشکلات اخیرشان بود که متوجه آمدن برادرش` احسان` نشد…. احسان نگران او بود… دیگر نمی دانست چکار کند تا اورا از این حال و هوا در بیاورد… دستش را روی شانه ی مردانه

 

دانلود رمان سرعت _ ماشین _ عشق جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان سرعت _ ماشین _ عشق جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام :سرعت _ ماشین _عشق

نویسنده : مهدیس ۰۰۹۵ ( حدیث )
ژانر : عاشقانه

خلاصه : اناهید دختریه با روحیه کاملا شاد ولی یکمی هواس

پرت…..اناهید داره برای پایان نامش داخل یه بیمارستان با دوستاش طرح

میبینه….مهم تر از همه اناهید عشق سرعت و ماشینه و همیشه درحال

کورس گذاشتن با اینه و اونه تا اینکه …….

پست اول
– مامان مامان
مامن- چ خبرته اناهید اول صبحی خونه رو گذاشتی رو سرت
– اه مامان جورابام کجان؟
مامان- من چمیدونم مگه دست منه خودت میپوشیشون
وای خدا دورم شد اه چرا پیداشون نمیکنم …صبرکن دیشب که از خونه عمو وحید برگشتم دروردمش کجا گذاشتم وای مخ جونم یکم بفکر بفکر بفکر
یااااااااااااااااااااااافتم پرتشون کردم زیر تخت
سریع خم شدم تا از زیر تخت برشون دارم که مخم سوت کشید ..وای خدا اخر تخت بود حالا چجوری دستم بهش برسه سریع دویدم از داخل حیاط دسته ی جارویی که بابام باهاش ماشین میشوره رو برداشتم رفتم تو اتاقم
بالاخره موفق شدم هوووووورا …سریع جورابامو پوشیدم کیفم و سویچ ماشین نازم رو هم برداشتم رفتم داخل هال
– مامان من رفتم
مامان- اناهید بدون صبحونه؟ بیا یه چیزی بخور ضعف میکنی
– وای مامان دیرم شده تا ۱۰ مین دیگه باید شیفتو تحویل بگیرم ولی من هنوز خونه هسم….خدااااافظ
مامان- داد نزن میشنوم…خدافظ
سریع کفش کتونیمو پوشیدمو رفتم سوار عشقم شدم و درو با ریموت باز کردم و ویییییییییییییییییییییییییییییییییییییژ تا بیمارستان

دانلود مجموعه شعر عاشقانه های امید/م . میشی

دانلود مجموعه شعر عاشقانه های امید/م . میشی

 

نام خدای نادیده

سلام خدمت خواننده های عزیز

این مجموعه ای از متن های عاشقانه ی عزیزیه که

امید زندگی و تمام هستی منه

و من با گردآوری این متن های عاشقانه این کتاب رو به همسر مهربانم تقدیم میکنم

امیدوارم از این هدیه خوشش اومده و با خوندن دلنوشته هاش از این طریق لذت ببره

با احترام z . m

به مناسبت ١١/٢۶/…

تشکر از همراهیتون

دانلود رمان از سامورایی تا لرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان از سامورایی تا لرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام رمان: از سامورایی تا لرد
نام نویسنده : یوتاب درخشنده

داستان در باره دختری به اسم ساکورا است که در ابتدا در ژاپن متولد

میشود و در ادامه ان پدر و مادرش را از دست میدهد اما پدر و مادر بزرگش

زنده هستن اما ساکورا هیچ و قت اون هارو ندیده و نمیدونسته که مادر

بزرگ و پدر بزرگ داره دختر شجاع و نترسی بوده و او در یتیم خانه ای که

در نزدیکی تو کیو بوده زندگی میکنه تا اینکه برای یتیمان انجا پدر و مادرانی

برای فرزند خواندگی آن ها میایند ولی برای این دختر نه تا جایی میرسه

که گروهی از نژاد ادم های دولتی برای بازدید از انجا به ان یتیم خانه می

ایند تا به ان سر و سامانی بدهند از ان روز یکشنبه بوده و برای آن ها یک

مراسم مذهبی بعد از انجام دادن مراسم مذهبی مدیر اون جا برای افرادی

که اون جا امده بودن شعر تاتر و ر**ق*ص کودکی انجام دادن تا جایی که

ساکورا برای ان ها اواز میخواند که توجه ان ها را جلب میکند شعر او در

باره گذشته ی خودی که دارد برای ان ها بازگو میکند تا جایی که ان

کسانی که در انجا حظور داشتن از روی صندلیشان بلند میشوند و برای او دست میزنن و……….. بعد از چند روز از اون نمایش یه جلسه ای صورت میگیره که میخواهند از بین بچه های انجا بورسیه ای بدهند برای رفتن به مدرسه ی ادبی که خیلی ها ارزوی رفتن به ان مدرسه رو دارندو بعد از

دانلود رمان شما در دو صدم ثانیه عاشق میشوید

دانلود رمان شما در دو صدم ثانیه عاشق میشوید

اگه دوست دارید داستان عاشقانه منو داداشام راز بزرگ زندگی برادرم.

افشای راز بزرگ کیان رو دنبال کنید با من یعنی دلارام همراه شید ، همه و

همه در رمان شما در دو صدم ثانیه عاشق میشوید

تو چشمای پر از اشکم به دنبال چی میگردی . منو بازیچه دست خودت کردی
با خیال راحت دکمه قرمز رنگ رو زدم و با حرص کنترل رو روی مبل کناری

شوت کردم . اخی بالاخره تموم شد یکی نیست بگه خدا خیرت بده فکر

مردم رو هم بکنید ادم سیصد و خورده ای قسمت سریال میسازه اونم چی

پخش هر شب ،مردم رو از کار و زندگی میندازن اخه نه این که خیلی هم

سر من شلوغه .


– بالاخره تموم شد ؟
مامان مینوِ . هم پای زورکی من تو این شبا بنده خدا از سر بیکاری با من

همراه میشد .اقای پدر که مدیر عامل شرکت لبنیاته ساعت ده میاد خونه

پس نتیجه اش میشه همراهی زورکی مامان با من . تو رو خدا مامان ما رو باش
– مامان جان الان میوه میاری؟ زودتر زحمت میکشیدی که من جای این

همه حرص یه خورده ویتامین سُر میدادم ته این بدن بی جون
– اخی خدا رو شکر این سریال عمر گل لاله هم تموم شد از دست این

دلارام خانم راحت شدیم عینهو خاله خان باجی ها هست که یه بند و یه

نفس غر میزنن بریم خونه ، بزن این شبکه ، صدا ندید ،نفس نکشید ای

خدا رو شکـــر .
ای جونم ببین عمرم چه غری میزنه ،بابا کم که نیست نزدیک یکساله

دانلود رمان سیاوش جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان سیاوش جاوا، اندروید،pdf،ایفون

 

نام رمان : سیاوش
نویسنده : Behnam.r
ژانر : درام،حادثه ای،جنایی،عاشقانه
خلاصه:
روایتی از بی مهری ها…از نبرد ها و انتقام ها…ازخیانت ها و عاشقانه

ها…از خنده ها و گریه ها…روایتی عاشقانه و پر شور از جراحت های بی

انتها…روایتی پیچیده و رمزآلود…روایتی پر فراز ونشیب که سیاوش داستان

ما رقم میزند…مردی از جنس قهرمان های بی دریغ…مردی از جنس آتش

های شعله ور…ازتبار افسانه ها…از تبار رستم ها و سیاوش ها…سیاوش

که به دلایلی به زندان افتاده بود،بعداز شیش سال آزاد می شود و در

راهی قدم میگذارد که ماجرا های این رمان را به وجود میاورد…قصه ی

مردی است که به مشت کردن دست هایش محکوم است وبه ایستادن و

جنگیدن…مردی که شیش سال جام انتظار را سرکشید و حالا وقتش است

که بازی را آغاز…بازی ای از جنس نبرد و خون و انتقام…انتقامی از کسی که هم خون اش است اما دشمن خونی اش محسوب می شود…

مقدمه:
گذشته آیینه ای است که میبینم تمام خاطراتم را،خاطرات خوب وزیبایی که مثل قاب عکس خالی مادر شعله ور گشتند…عکس ها سوختند،من به زیر این همه آوار جان کندم…آواری از عکس های یادگاری و روز های خیالی…مادر رفت،من ماندم و عکس هایی که بوی خاکستر تاروپودش بود…روز ها سوختند ولیکن من ققنوس وار از دل آتش بُرون رفتم…
شالگردن معطری داشت،بوی مهربانی می داد بوی عشق های قدیمی…یادم است می گفت مادرت برایم بافته بود آری…بوی پاییز و بوی دلتنگی…روز های دور از معشوق…بوی دلتنگی بوی خاموشی…بوی روز های قشنگ می داد…
اکنون بوی اشک های نیمه شب دارد؛
از دست هایم خون میچکد هر روز،ابروان درهم…

 

دانلود رمان پسرک ، مَرده جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان پسرک ، مَرده جاوا، اندروید،pdf،ایفون

 

نام رمان : پسرک ، مَرده
نام نویسنده: F.k
ژانر: درام ، اجتماعی ، عاشقانه ، واقعیت ، زندگی

پسرک….
پسری که بعد مرگ پدرش باید مرد باشه!
خانوادشو بگیره زیر بال و پرش…


پسرک…
پسری که با اعتقادات دینی بزرگ شده!
چشم بد به کسی نداره..
پسرک…
مرد خونس!
مردی که باید حواسش به خواهر کوچکترش باشه!
پسرک…
کار میکنه تا جهیزیه ی خواهرش رو کامل کنه!
پسرک …
پسرک …مرده!
نمیذاره مادرش کار کنه!
پسرک…
پسرک…
پسرک مَرده!

*************
مگه خودش انتخاب کرده تا زندگی فقیرانه ای داشته باشه؟
مگه خودش خواسته مال این خانواده باشه؟!
پس چرا غرورشو هدف میگیرن!
مگه اون آدم نیست؟
مثل بقیه ی انسانا…
مگه دل نداره؟
به خاطر شرایطش باید از بند آدمیزاد کنار گذاشته شه؟
از دار دنیا همین یه خواهر رو داره….
همین یه مادر فداکار!
خودشو به آب و آتیش میزنه فقط این دو منبع آرامش همیشه باشن!
شاد…زنده!
منبع آرامش پسرک…

خودکار توی دستمو فشار میدادم و روی میز میکوبیدم!
همش به این فکر میکردم درخواست استخداممو قبول میکنن یا نه!
هیچ توجهی به استاد که داشت در مورد یکی از مبحصای کار با کامپیوترو توضیح میداد نبود!
ته خودکار رو به دهنم گرفتم …
اگه قبولم میکردن خیلی عالی میشد….چند روز پیش یه آگهی برای مهندس معماری دیدم و همون موقع باهاشون تماس گرفتم تا شرایطشونو بفهمم!
با دستی که پشتم نشست برگشتمو خودکارو در اوردم…
چند تا پسر جلف و امروزی بهم میخندیدن…
اونی که دستشو گذاشته بود به حرف اومد:
– داداش خیلی تو فکریا…
بغل دستیش که تیشرت زرد و چسبونی به

 

دانلود رمان گل حسرت جلد دوم،جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان گل حسرت جلد دوم،جاوا، اندروید،pdf،ایفون

 

 

جلد اول رمان گل حسرت

خلاصه رمان:
گل حسرت قصه ی زندگی رؤیاست، اون عاشق امانه؛ همکلاسش در

مدرسه ی فرانسوی ها در زمان شاه، کسی که بخاطر یک رابطه ی

اشتباه بین پدرش و مادر رؤیا که منجر به خودسوزی مادرش شده کینه ای

عمیق در دل داره و همین باعث شده رؤیا هرگز عشق امان رو نسبت به

خودش باور نکنه و همیشه نگران انتقامجوییش باشه. رؤیا برای فرار از بی

آبرویی بزرگی که امان توی مدرسه براش راه انداخت از مدرسه فرار میکنه

و پناه می بره به ازدواج با خواهرزاده ی زنباباش؛ کسی که برای تصاحب

رؤیا و میراث چشمگیری که عمه ی پدرش تصمیم داره به رؤیا واگذار کنه از

مدتها قبل مراقب رؤیا بوده تا در زمان مناسب شکارش کنه.
ماجراهای مفصلی اتفاق می افته از جمله جداشدن رؤیا از خانواده ش

بخاطر فعالیتهای انقلابی، پناهنده شدن همسرش به آمریکا، و معلول

شدن پسری که موقع تیرخوردن و بستری شدن در بیمارستان در شکمش

بوده. این میون خبر شهادت امان انگیزه ی زندگی کردن رو در قلب رؤیا

گردن میزنه و اون فقط بخاطر پسرش که دچار نوعی درخودماندگی

(اوتیسم)ـه ادامه میده به زندگی سختی که در اون خبری از اشرافیت

گذشته نیست، در کنار پیرزن سرایداری که براش از مادر مهربونتر بوده و

دوستانی که مهربانتر از خواهرن براش.
خب…..
این خلاصه ی قسمت اول بود. در قسمت دوم بازگشت امان رو داریم و

چالشهای رؤیا با پسرش ایلیا، معشوقش امان، و مردی به نام امیرآقا که ایلیا بهش دلبستگی شدیدی

 



نوشته‌های تازه

مطالب محبوب
تبلیغات متنی
رمان
دانلود رمان