نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود داستان عاشقانه ایرانی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود داستان یک شب تلخ

دانلود داستان یک شب تلخ

نام داستان:یک شب تلخ
به قلم:نازنین براتی
ژانر:ترسناک/واقعی
هدف:ترسوندنتون یوهاهاها!شوخی کردم، هدفم اینه که بقیه بفهمن این شب واقعی بوده و زاییده تخیلات فانتزیم نبوده و شماها هم بدونین که اون شب بهم چجوری گذشت.
مقدمه:گاهی نمیدانم این دنیا نیز واقعیست یا زاییده تخیلات فانتزیم است!این دنیا،آدم هایش و اتفاق هایش!
بدنم را کمی کش و قوس دادم و با صدایی خسته گفتم:بالاخره کار خودتون رو کردید.

دانلود داستان جادوی درون

دانلود داستان جادوی درون ن

نام :جادوی درون 

نویسنده: atena_tf (آتنا تفنگدار)
ژانر :تخیلی
خلاصه: داستان از آنجایی شروع می شود که سالی، برای مراسم دفن شوهر عمه رُزا با پدر و مادرش همراه می شود. خانه عمه رزا در دهکده ای متروکه، که تنها ساکنینش عمه رزا و دو خانواده دیگر هستند، قرار دارد. 
همین که ماشین به جاده فرعی و خاک آلود پیچید، سالی با غرولند گفت :

_واقعا مسخره است! هیچ کس تو این دهکده زندگی نمی¬کنه. خیلی دوست داشتم علت این همه مقاومت عمه و شوهرش رو می‌فهمیدم. 
اریکا: بس کن سالی! فقط قراره امشب اینجا بمونیم. قول می¬دم فردا بعد از ظهر، خونه باشی. 
_می¬دونم مامان اخه شما بگو اینجا چه جذابیتی داره؟ 
جک که تا آن لحظه ساکت بود زبان به سخن گشود: اینجا پر از جذابیته؛ ولی تو هیچ وقت ندیدی چون نخواستی که ببینی .


تبلیغات متنی