نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان بلعیده شده

دانلود رمان بلعیده شده

رمان حادثه‌ای را نقل می‌کند که در کانبرای استرالیا اتفاق می‌افتد.

این حادثه زندگی دختر بی‌هدف و بی‌خیالی را تحت شعاع قرار می‌دهد و حتی تمام وجود دختر را!
لارا بلیک دختر دبیرستانی سال آخریست که بی‌خبر از حوادث اطرافش با زندگی روزمره‌اش درگیر است

و در این میان چیزی ذهن پدرش را آشفته کرده و کم کم حقایقی برملا می‌شود و حادثه‌ای خونین، شهر کانبرا را به نابودی می‌کشاند.
گاهی افسانه‌ها زنده می‌شوند.
ای‌کاش افسانه‌ها،
همان افسانه می‌ماندند!

دانلود رمان بلعیده شده

 

قسمتی از داستان :

خیره‌ی ملخ سبزرنگی بودم که پشت پنجره با بی‌رحمی من رو نگاه می‌کرد،

یک لحظه هم ازش چشم برنمی‌داشتم، می‌ترسیدم یهو از لبه‌ی باز پنجره تو کلاس بپره.
ازحشرات متنفرم، اونم از این نوع ملخ سبز که قد یه انگشت بابام بود.
_پیس… پیس!
به زور چشم از اون ملخ گرفتم و سرم روبه سمت راست چرخوندم، جایی که دنی نشسته بود و وز وز می‌کرد.
بهش نگاه کردم، باچشم و ابرو به تخته اشاره کرد،
قبل از اینکه به تخته نگاه کنم، صدای آزار دهنده‌اش بلند شد.
_لارا بلیک، میشه بپرسم داری کجا سپری می‌کنی؟
لعنتی! از اینکه مرکز توجه‌ی کل کلاس شدم حس بدی داشتم، از شانس بد چون میزها دور کلاس بود،
همه بهم دید داشتن . اروم بهش جواب دادم:
_همین‌جا خانوم کاستل.
_ولی من این‌طور فکر نمی‌کنم، دقیقاً سه بار صدات زدم؛ ولی انگار فقط کالبدت این‌جا بود.
نمی‌دونستم چی بگم، متاسفانه خانوم کاستل به یه دندگی مشهور بود و تا کسی رو مقصر نمی‌کرد، دست بردار نبود.
داشتم تو ذهنم دنبال یه بهونه می‌گشتم و اون هم مثل چی به من زل زده بود که همین موقع دنی با بی‌حالی دستش رو تا نصفه بالا برد. خانوم کاستل گفت:
_الان نه دنیل.

_اما.
_گفتم نه.
دنی با سماجت گفت:
_متاسفم نمیشه وگرنه به لباستون می‌چسبه.
با تعجب گفت:
_چی؟ چی به لباسم می‌چسبه.

 

دانلود رمان آرامی که من باشم جاوا، اندروید، pdf ،ایفون

 من به شخصه دیگه اصلا نمیتونم بگم ولی پیشرفت نگاه دانلود برام مهم هست و میگم

دوستان عزیز نگاه دانلود اخر این پست رمان های که از نظر محتوا در سطح خوبی هستن را معرفی کردیم

نام رمان : آرامی که من باشم
نویسنده :   missmasi
ژانر : پلیسی ؛ اجتماعی؛عاشقانه

خلاصه
داستان راجع به دختریه که طی اتفاقاتی پدرش رو که خلافکار بوده از دست میده و مجبور میشه با خانواده ی پلیسی که پدرش روبالای دار فرستاده زندگی کنه اما همین ماجرا باعث میشه زندگیش مسیر جدیدی رو طی کنه…
دوستان عزیز این رمان،اولین رمان منه.لطفا بخاطر ضعف هام واشتباهاتم ببخشید.ممنون از خواهرای گلم محدثه ومهدیه جون که کمکم میکنند وانرژی میدن.
شخصیتها:
آرام
هومن:نیک اندیش
مهران:منسوب به مهر
لیندا:قشنگ،زیبا

فکر نمیکردم اینجوری بشه.خیلی برام سخت بود.نبود کسی که تمام زندگیم بود.نبود حمایتاش.نبود مهربونیاش.نبود عطر تنش.نبود پدری که برای من فقط پدر نبود.همه چی بود.مثل مادر محرم اسرارم بود.مثل برادر کوه پشتم بود.مثل خواهر مهربان بود و حالا که رفته بود…