نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش

دانلود رمان خاطره ماندگار کامپیوتر،pdf،ایفون،اندروید

دانلود رمان خاطره ماندگار برای کامپیوتر و لپ تاپ Pdf پی دی اف
دانلود رمان زیبا خاطره ماندگار برای گوشی موبایل اندروید آیفون
رمان ایرانی خاطه ماندگار با لینک مستقیم و رایگان از سرور اختصاصی بلاگ بیان
نویسنده: خانم هانیه پورعلیخان
با تشکر از نویسنده عزیز بابت نوشتن رمان زیبای خاطره ماندگار
تعداد صفحه ۲۲۳ Pdf
خلاصه رمان:
خاطره تک فرزند خانواده بدیع دانشجوی رشته حقوق است.
ادامه مطلب

دانلود رمان جدید عاشقانه کی فکرش رو می کرد؟ برای موبایل و کامپیوتر

خلاصه داستان رمان :
این داستان، داستان غروره… داستان عشق… داستان یه دختر با یه گذشته که خودش باهاش کنار اومده اما اطرافیانش هنوز فراموش نکردن، یه دختر از جنس احساس که نگاهش برای خودشم غریبه است… داستان دختری که خودشم روزایی رو که اهمیت میداد فراموش کرده…
این داستان، داست یه پسرم هست، یه پسر که گذشته اشو فراموش کرده و ولی میخواد آینده اشو خودش بسازه. داستان یه پسر که برای پر کردن خلاء افکارش به رقص و موسیقی رو آورده.
این داستان؛ در مورد این دختر و پسره که رو به روی هم قرار میگیرن! دختر و پسری که با روش خودشون با مشکلاتشون مبارزه میکنن، این داستان قراره عشق و احساسو محک بزنه. قراره دختر قصه رو عوض کنه، قراره پسر قصه رو مرد کنه…
این قصه حرفای نگفته زیاد داره…
دانلود این رمان زیبا در ادامه مطلب . . .
 قسمتی از متن رمان :
خداییش ما اصلا چه فکری کردیم که اون خونه به اون بزرگی رو ول کردیم اومدیم تو این قوطی کبریت من هنوز نمیدونم
همیشه از آپارتمان بدم میومده به دودلیل یکیش این که باید آروم بری آروم بیای و جیکم نزنی ،دوم به خاطر آسانسورش بود که باید سه ساعت وایسی تا بیاد
وای مثل این که بالاخره آسانسور اومد شیطونه داشت میگفت بزنه به مخم ۸ طبقه رو با پله برم یه بارم مخم معیوب شد ۸طبقه رو با پله رفتم فقط تا دو هفته نمیتونستم درست راه برم!!!!!!!!!!
در آسانسور رو که باز کردم چشمم افتاد به یه جفت کفش سرم رو که بلند کردم خیره شدم به دو تا چشم آبی رنگ خیلی خاصی داشت آبی تیره بود از اون بد تر برق چشما بود که آدم رو میگرفت کلا این اکتشافات من به ثانیه نکشید می خواستم بگم بیا برو دیگه که گفت:
-ببخشید
تازه فهمیدم چه سوتی ای دادم وایسادم جلوی راهش تازه میگم بیا برو دیگه لبم رو گاز گرفتم و رفتم کنار اومد رد شد ورفت از پشت سر داشتم نگاش میکردم قدی بلند داشت و چهارشونه بود موهای مشکی پرپشت داشت از جلوی چشمم که دور شد رفتم تو آسانسور و دیگه هم بهش فکر نکردم مگه من بیکارم که به این چیزا فکر کنم رسیدم در خونه تازه یادم اومد که کلید ندارم دستم رو گذاشتم رو زنگ که صدای مامان بلند شد که می گفت:
-چه خبرته
در رو که باز کرد گفتم
-سلام مامان گل خودم
-زیاد خودت رو لوس نکن بیا تو
خندیدم و رفتم تو با خودم گفتم الان مثل همه ی داستانا بوی قرمه سبزی همه ی خونه رو برداشته ولی هرچی بود کردم هیچ بویی به مشامم نخورد گفتم:
-مامان ناهار چی داریم؟؟
-هیچی!!!
-یعنی چی هیچی من گمشمه
-یعنی تازه می خوام غذا درست کنم
همونطور که داشتم تکه خیاری از توی ظرف سالاد روی میز بر میداشتم گفتم:
-آهان اونوقت چی می خوای درست کنی؟؟؟
مامان زد پشت دستم وگفت
-نسیم صد دفعه بهت گفتم بادست نشسته چیزی نخور!!!!!می خوام پلو لوبیا درست کنم
دانلود برای آندروید و کامپیوتر به صورت pdf:
دانلود برای جاوا:
Ki-Fekresho-Mikard-pdf.zip

دانلود رمان تاوان عشق

رمان تاوان عشق اثر فهیمه رحیمی

دانلود رمان تاوان عشق

بخشی این رمان تاوان عشق :

سه سال پیش در کتابخانه ی عمومی کرج با استاد مهرزاد نویسنده ونقاش معروف آشنا شدم ، او مردی بود میانسا ، لاغر اندام با موهائی پر پشت وجو گندمی . سر پرست کتابخانه آقای دکتر اقبالی وسیله این آشنایی را فراهم آورد. زیرا او قبلا دست نوشته هایم را خوانده بود . و از استاد مهرزاد درخواست نموده بود تا ایشان نیز دست نوشته هایم را بخوانند . استاد با خوشرویی پذیرفت و من یکی از و من یکی از داستان هایم را که در مورد عشق و ناکامی بود به او دادم . استاد در تهران زندگی می کند اما هفته ای یک بار به کرج می آید تا در انجمن ادبی کتابخانه شرکت کندو در جریان کار و پسشرفت نقاشان جوان نیز قرار داشته باشد. در این میان دیدار های ما مرتبا ادامه یافت و من با تشویق و توجهات آنها تصمیم گرفتم که نوشته هایم را به دست چاپ بسپارم ولی با این وجود هنوز در آثار خود آن استحکام و انسجامی که شایسته باشد ، نمی دیدم . تا روزی که استاد پیشنهاد نمود داستان زندگی همسرش را به رشته تحریر در آورم . از بابت اطمینان استاد بسیار خوشحال شدم ولی در ضمن می ترسیدم که نتوانم از عهده اش بر آیم ؛ لذا مصمم شدم تمام توانایی خود را برای بدست آوردن نتیجه مطلوب و رضایت بخش به کار گیرم و همین هم شد. زیسرا وقتی استاد دست نوشته ام را خواند چنان راضی و خوشنود بنظر میرسید که تصمیم به چاپ ان گرفتم . البته باید بگویم این داستان بیشتر شرح زندگی همسر استاد است تا خود او و هرچه در این کتاب می خوانید توسط همسر استاد تعریف شده و من بدون هیچ دخل و تصرفی آن را نقل کرده ام . تنها اسامی بعضی آدم ها و مکانها را تغییر داده
لینک دانلود رمان تاوان عشق در سایت زیر:

رمان


مطالب محبوب
تبلیغات متنی