نوولفا شهری پر از رمان

نوولفا _ www.novelfa.ir

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد
در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان حماقت
خلاصه داستان :دانلود رمان حماقت کلمه ای پر معناست که این روز ها زیاد می‌شنویم .این رمان در خصوص زنی است که به خانواده خود  می‌کند . در این داستان ، برخورد همسرش و آینده فرزندش را شرح می‌دهیم .آیا دخترش می‌تواند زندگی خوبی داشت باشد ؟دید دخترش نسبت به ازدواج چگونه است ؟ آیا می‌تواند عاشق شود؟ ایا سر نوشتی مانند مادر خود دارد؟ ایا خود را از منجلاب زندگی خارج می‌کند و به آرامش زندگی می‌رسد؟​

حمایت خود را از کانال نگاه دانلود هم انجام بدید فرمت رمان ها موجوده بعضا کلیک کنید

باور کردنی نبود . مجتمعی با این وسعت این همه کاسب را یک جا در خود

جمع کرده باشد . به هر حال جای خوشبختی بود که بعد از این، پروانه

مستقیما می‌توانست خرید روزانه را انجام دهد و باری از دوشم بردارد.
بنابراین،خیلی زود آن چه را که حس کردم ،به ذائقه هایمان سازگار است

، فراهم کردم و به خانه برگشتم و در کنار اعضای خانواده ام ، زندگی

جدیدی را در فصل تازه ای از سال شروع کردیم . در دومین شب اقامتمان

پروا هم پا به مرز پنج سالگی گذاشت و کیک جشن تولدش ،شام شب

شد.
صبح روز سوم ، تازه ها کهنه شدند و زندگی به روال همیشگی اش ، پا

به پای ثانیه های تکراری قدم برداشت. یک روز…یک هفته …یک ماه… اما

انگار این جا اهنگ خانه ی قدیمی مان را نداشت ؛ زیرا پروانه نسبت به من

سرد و بی اعتنا شده بود،به طوری که بعضی اوقات حس می‌کردم،حتی مرا نمی بیند.
اوایل به این باور که شاید دلتنگ مادرش می‌شود ؛بی خیال شدم تا بلکه به مرور زمان ،به دوری عادت کند ؛ اما، انگار این طور نبود .چرا که این فاصله روز به روز بیشتر می شد.
تا این که یک شب متوجه انگشتر جدید او



دانلود رمان

رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه