نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان مجبوری با من بمانی

ام رمان: مجبوری با من بمانی
نام نویسنده:آیدا رستمی
ژانر:عاشقانه
موضوع: ازدواج اجباری، ارباب رعیتیخلاصه:
و چه قدر سخت است مردی که جای برادرت بود؛ حال همسرت بشود.
چه قدر سخت است که آرزوهایت یک به یک بسوزد و تو برای بچه‌ای بسوزی که از جنس تو نیست…
#پایان خوش

نام کتاب:‌ مجبوری با من بمانی

“آبنوس”
بعد از خوردن صبحانه، از مامانم خداحافظی می‌کنم. وسایلم رو برمی‌دارم و به طرف مدرسه حرکت می‌کنم.
توی مدرسه گلبهار رو می‌بینم و طرفش میرم.
_سلام گلی جون.
با برگردوندن صورتش به طرفم، چشم‌های قرمز و اشکی به همراه صورت کبودش رو می‌بینم. با نگران می‌گم:
_وای گلبهار، چی شده؟ چه بلایی سرت اومده؟
با ناراحتی بغلم می‌کنه و فقط گریه می‌کنه. نمی‌دونم چی‌کار کنم. الان کلاس‌ها شروع می‌شه. آروم لب می‌زنم:
_گلبهاری بسه، الان کلاس شروع می‌شه.
با ناراحتی می‌گه:
_نه آبنوس، من نمی‌تونم بیام.
_چرا؟ مگه چی شده؟
_من اومدم باهات خداحافظی…

دانلود رمان خواهر شوهر

دانلود رمان خواهر شوهر

به نام خدایی که در همین نزدیکی است …

نام رمان: خواهر شوهر

نام نویسنده: Mohadeseh.f (محدثه فارسی )

نام ویراستار: Es_shima

موضوع: طنز، کل کلی، عاشقانه

خلاصه :

داستان ما راجب دو نفره.
دو نفر که با تمام قدرتشون سعی دارند دو نفر دیگه با هم ازدواج نکنند. یک خواهر شوهر بدجنس و یک برادر زن حیله‌گر، اما دو تاشون درحد مرگ تخس و شیطونند. این دو تا سعی می‌کنند خواهر و برادرشون ازدواج نکنند. چه آتیش‌هایی که نمی‌سوزونند. البته، بگم که این دو تا در حد مرگ زبون درازند. اما، در حین تمام نقشه‌هایی که کشیدن، اتفاقی می‌افته که باعث می‌شه مسیر زندگیشون تغییر کنه و…
خیلی می‌خندید. بهتون قول میدم.

دانلود رمان سراب ردپای تو

دانلود رمان سراب ردپای تو

نام رمان: سراب ردپای تو
نام نویسنده: مریم علیخانی
ژانر: عاشقانه، اجتماعیخلاصه:
این داستان در مورد زندگی دختری است به نام لیلی که برعکس دخترهای هم سن و سالش خلقیات کاملا مردانه دارد. داستان ،آینده او را به تصویر می کشد و مرتب به گذشته اش سر میزند, تا خواننده را با مسیر زندگی او آشنا کند. مسیری پر رنج و بسیار عبرت آموز که لیلای قصه ما رابه قهقرا می کشد و بعد در مسیری قرار می دهد تا در این مسیر روحش صیقل بخورد و رازهایی را کشف کند که این روح زخمی و عاصی را به جایگاه رفیع انسانیت برساند.

دانلود رمان پرتره 

دانلود رمان پرتره

نام رمان:پرتره
نام نویسنده: mohamad_h
ژانر:عاشقانه،تراژدیخلاصه:
ماجرای اتفاقات عاشقانه بین دو دانشجوی عکاسی به نام های پدرام وهستی است که با به وجود امدن مریضی هستی و ورود یک زن به نام سحر به داستان رابطه ی پدرام و هستی دچار مشکلاتی میشود و…

بسم الله الرحمن الرحیم”
مقدمه:
تا حالا شده از کسی خوشت بیاد؟
نه از قیافشا،چجوری بگم؟از نوع رفتارش، ازاخلاقش،چمیدونم،اصلا همینجوری الکی خوشت بیاد از کسی.
حاضر بشی براش هرکاری بکنی،بخوای دنیا رو به پاش بریزی تا خوشحال شه،تا فقط یه لبخند بزنه.
اگه مریض بشه یا ناخوش احوال بشه،اگه یه ذره خون از دماغش بیاد ، اگه یه تار مو از سرش کم بشه، شب و روزت بهم بریزه،نگرانش بشی،افسرده بشی،هرکاری بکنی تا خوب بشه.

دانلود رمان نگاه خاص او

رمان نگاه خاص او

دانلود رمان نگاه خاص او کامل ۲

خلاصه:

دانلود رمان نگاه خاص او دختر داستان ما یه دختر سرد و یخیه، دلش مهربونه‌ها اما ظاهرش سرده. با یه نفر رو به رو میشه مثل خودش اما اون فرد زندگی دختر سرد ما رو تغییر میده. دختر ما دوباره میشه مثل قبلا، میشه یه دختر شر و شیطون با کلی شیطنت. اما یه اتفاقی میوفته که همه چی تغییر میکنه.

رمان نگاه خاص او

دانلود رمان شیفت خون آشام

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : تیم اورورک (مترجم: صبا ایمانی)

تعداد صفحات : ۳۴۰

ژانر : ترسناک , هیجانی

خلاصه رمان :

هادسون(Kiera Hudson) پلیس تازه کار ۲۰ ساله ای است که بعد از تمام شدن دوره ی آموزشی اش به شهر متروک و دورافتاده ای به نام رگد کوو (Ragged Cove) فرستاده میشود، شهری که زندگی اش را برای همیشه عوض میکند. او در طی تحقیقاتش درمورد قتل های مخوف زنجیره ای، نبش قبرها، و مفقود شدن مردم پی میبرد که زندگی خودش هم درخطر است. هادسون باید حقیقت را از زیر خاک بیرون کشیده و بفهمد چه کسی-یا چه چیزی- پشت این مرگ های وحشتناک است.

دانلود رمان بیداری خون آشام 

جلد دوم رمان شیفت خون آشام

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : تیم اورورک (مترجم: صبا ایمانی)

تعداد صفحات : ۴۳۴

ژانر : ترسناک , هیجانی

خلاصه رمان :

شش ماه از برگشتن هادسون از رگد کوو میگذرد، بعد از تعریف کردن وقایع رخ داده در رگد کوو برای مرکز فرماندهی، از آنجایی که حرفهایش را باور نکردند از کار معلق میشود. زمانی که به دنبال نشانه ای از حضور خون آشام ها و ومپایرس ها میگشت، زنی مرموز او را برای حفاظت از دختر ۱۶ ساله اش کایلا از دست غریبه ای که در کمین اوست، استخدام میکند…

دانلود رمان باران | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

♦ نام رمان: باران

♦ زبان: فارسی

♦ ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،هیجانی،پلیسی و مافیایی

♦ تعداد صفحات: ۲۷۹

♦ نوع فایل: pdf , epub , apk

♦ حجم کتاب رمان عاشقانه: ۸۱۲ کیلوبایت ، ۲۰۶ کیلوبایت ، ۳٫۰۵ مگابایت

♦ نویسنده: meli770

♦ منبع: نگاه دانلود

♦ توضیحات:

این رمان هم شخصیتهای اصلیش شیطون هستن،یه دختری حدودا هجده نوزده ساله،لوس،کنجکاوه که میخواد از هرچیزی سردربیاره و مخ هک،پیش عمو و برادرش زندگی میکنه.این رمان زیبا رو در ادامه مطلب از بلاگ دانلود کنید…

دانلود رمان خارجی اشرافی بد نام

وزش باد آنقدر شدید بود که موهای مری فالتون از بالای سرش باز شد و صورت رنگ پریده اش را پوشاند. اما او حتی به خودش آنقدر زحمت نداد که آنها را از روی چشمانش کنار بزند. فقط سعی کرد تا کلاه حصیری اش را محکم نگه دارد، گویی ان کلاه ساده حصیری می توانست از طغیان بدبختی هایش جلوگیری کند و مانع نابودی کامل او شود. مری آنقدر غرق در افکارش بود که اصلا متوجه نشد روبان آبی و بلند کلاه باز شده و آزادانه با وزش باد از این سو به ظان سو می رود.تا آنجا که ممکن بود پایش را هم روی آن بگذارد.
حتی متوجه گلهای وحشی صورتی رنگ ، سوسن های سفید و تک و توک ارکیده هایی که در میان علفهای کوتاه دشت شکوفه کرده بودند هم نشد.مری نه زیبایی گلها می دید و نه خورشید را – که گهگاهی از میان ابرهای خاکستری مه گرفته زیر چشمی به پایین نگاه می انداخت – و نه چیز دیگری را. هیچ چیز نمی توانست تنهایی و خلا قلبش را از بین ببرد.
با اینکه دو هفته از خاکسپاری پدرش می گذشت اندوه و درد او هنوز کوچکترین تسکینی نیافته بود. مری این اواخر می دانست که بالاخره یک روز این همه درد تمام می شود. حتی احساس می کرد که پدرش تا حدودی راحت هم خواهد شد و به آرامش خواهد رسید. ولی با وجود این باز هم از دست دادن او ضایعه ی بزرگی برایش به حساب می آمدو آنقدر که روح و جسمش را در هم شکست.
مری پنج ساله بود که مادرش را از دست داد و از آن موقع با پدرش زندگی کرد. با اینکه رابرت فالتون خیلی حواس پرت و فراموشکار بود ولی این به آن معنا نبود که از تنها فرزندش غفلت کند . او که کشیش آن ناحیه هم به شمار می رفت با صرف زمان زیادی ، علوم مختلف را به مری آموزش داد. ولی حقیقت امر این بود که کشیش به مسائل روزمره اصلا اهمیتی نمیداد. مسایلی مانند خورد و خوراک و پوشاک. حتی وقتی مری کوچکتر بود و به زمین می خورد کشیش اغلب فراموش می کرد او را بغل بگیرد و نوازش کند. طفلک مری باید خودش گرد و خاک زانوهایش را می تکاند یا خدمتکارهایی را – که برای انجام کارهای خانه می آمدند – خودش راهنمایی می کرد و هر وقت هملازم می شد به کمکشان می رفت. رابرت فالتون تمام وقتش را صرف علم و دانش کرده بود و در این مسیر مری با تمام وجود ، پدرش را پشتیبانی می کرد. او از هوش و ذکاوت مری به خود می بالید و با شادمانی درباره ی هر موضوعی که فکر می کرد دخترش به آن علاقه دارد

دانلود در ادامه مطلب

دانلود رمان استاد بازی

دانلود رمان خارجی استاد بازی اثر سیدنی شلدون

تالار بزرگ پذیرایی پز از اشباح آشنایی بود که به آنجا ماده بودند تا سالگرد تولد کیت بلک ول را با او جشن بگیرند کیت آنها را تماشا میکرد که با آدمهایی که از گوشت و خون بودند می آمیختند و همچنان که این مدوعوین متعلق به زمان و مکانی دیگر در زمین رقص و در میان میهمانان مرد و زنی ملبس به کت و شلوار رسمی شب و پیراهن براق شب می لولیدند و گردش می کردند صحنه در ذهنش به تخیلی رویا گونه تبدیل شد.در جشن خانه ی مجلل کیت موسوم به خانه ی تپه ی سدر واقع در شهر دارک هاربر ایالت مین صد نفر مهمان حضور داشتند کیت بلک ول با شیطنت اندیشید البته بدون احتساب اشباح.
او زنی لاغر و ظریف اندام بود باظاهری با شکوه و پر ابهت که باعث می شد قد بلندتر از آنچه بود به نظر برسد چهره ای به یاد ماندنی داشت صورت استخوانی مغرور چشمانی به رنگ آسمان خاکستری سپیده دم و چانه ای پیش آمده آمیزه ای از اجداد اسکاتلندی و هلندی اش موهای سپید نرمی داشت که زمانی آبشاری از گیسوان مشکی براق و انبوه را تشکیل می داد و پوستش در برابر چینهای زیبا و خوش ترکیب پیراهن عاجی رنگ مخملی اش شفافیت نرمی داشت شفافیتی که گاه سنین کهولت به همراه می آورد.
کیت بلک ول اندیشید احساس نمی کنم نود سال سن دارم همه ی ان سالها چه شده است؟او اشباحی را که می رقصیدند تماشا می کرد آنها می دانند آنها اینجا بودند بخشی از آن سالها بخش از زندگی من بوده اند.او باندا را با آن چهره سیاه و مغرورش دید.و نیز دیوید دیوید عزیزش که قد بلند و جوان و خوش قیافه بود هم در آنجا حضور داشت به همان شکلی که کیت نخستین بار او را دیده و در نگاه اول عاشقش شده بود دیوید به او لبخند می زد و کیت می اندیشید به زودی عزیزم به
زودی نزده خواهم آمد آرزو می کردم کاش دیوید زنده بود و نتیجه اش را می دید.
چشمان کیت در سالن بزرگ گردش کرد و بالاخره نتیجه اش را دید پسرک نزدیک دسته ی نوازندگان ایستاده بود و آنها را تماشا می کرد او پسر بچه ی فوق العاده قشنگی بود حدود هشت سال داشت موهایش بور بود و کت مخمل مشکی و شلوار دارای طرح اسکاتلندی پوشیده بود رابرت نسخه ی دوم پدر پدر پدر بزرگش جیمی مک گریگور بود مردی که تابلوی نقاشی شده ای از وی بر بالای بخاری دیواری مرمرین نصب بود.

دانلود در ادامه مطلب