نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان زندگی مهرسا

خلاصه:

دانلود رمان زندگی مهرسا چند روزی از سال جدید گذشته بود .. هنوز تعطیلات سال نو تموم نشده بود .. فکرش رو هم نمی کرد که تو سال جدید ممکنه به این حد سختی انتظارش رو بکشه .. تنها تو اتاقش نشسته بود . خسته بود … از همه چیز . شاید باید گفت بریده بود . از زندگی از این تنش یا شاید از این همه تلاش واسه پیدا کردن یه راهی … در

دانلود رمان باورت نمیکنم

خلاصه:

دانلود رمان باورت نمیکنم _ دختری بی‌اعتماد نسبت به اطرافیان… شکست خورده… رفیقی که آرامش شد…ماند… ساخت… حس‌های در هم… سردرگمی… انکار… فراموشی و شاید… عشق!

دانلود رمان گل های مریم

دانلود رمان گل های مریم جلد ۱ و ۲

خلاصه:

دانلود رمان گل های مریم رژان دختر مغرور و لجبازی که مجبور به کمک به پسری می شه تا بتونه کارشو یاد بگیره، ولی پسر یه کوچولو یعنی از یه کوچولو بیشتر دست پاچلفتیه و از سر همین دست پا چلفتی بودن پسر اتفاقات بامزه و جالبی برای رژان میفته که…

دانلود رمان پرواز برای رهایی

دانلود رمان پرواز برای رهایی جلد دوم

خلاصه:

دانلود رمان پرواز برای رهایی دختری که از تاریکی و اجبار های زندگی اش گریزان است و اما این باید ها و نباید ها هستند که مسیر زندگی اش را مشخص می کنند. دختر قصه من به دنبال خوشبختی می گردد، به دنبال رهایی اما… صدای پای اسب هایی که سم هایشان را بر زمین می کوفتند میان شاخ و برگ درختان بلند قامت می پیچید و به دلهره لونه کرده در وجود سرما زده دخترک می افزود.

دانلود رمان دلارام من

دانلود رمان دلارام من + جلد ۱ ودوم

خلاصه :

دانلود رمان دلارام من _ حوراء دختری است در خانواده‌ای ثروتمند اصفهانی؛ اما با بقیه خانواده‌اش فرق دارد؛ تفاوت حوراء، شاید به نظر دیگران عجیب بیاید اما او عاشق این تفاوت است. تفاوتی که در آخر، او را به دلارام می‌رساند.پدر حوراء سال‌هاست از دنیا رفته و چیز زیادی درباره پدرش نمی‌داند، گرچه ناپدری‌اش هرچه خواسته دراختیارش گذاشته؛ حوراءِ

دانلود رمان گمشده‌ای از یاد تو

خلاصه :

دانلود رمان گمشده‌ای از یاد تو _ زندگى از اون جایى شروع شد که اون لبخند زد و لبخندش با بقیه فرق داشت. زندگى از اون جایى رنگ غم گرفت که گفتن قسمت نیست و عشق به حماقت تبدیل شد، حماقتى که شاید راه برگشتى نداره، حماقتى که براى جبرانش استقامت کوه مى‌خواد و دلى به بزرگى دریا…

دانلود رمان گمشده‌ای از یاد تو جلد ۱ و دوم

دانلود رمان تزویر

 

خلاصه:

دانلود رمان تزویر امروز هم مثل دو سالِ گذشته تو اداره نشسته بود و منتظر که نامه ای بیاد تا تایپ کنه. می دونست همین که این تو این اتاقِ کوچیک و پشتِ این میز و با این صندلی ناراحت نشسته رو باید مدیون پارتی بازیِ فامیلِ دور باشه که رو انداختنُ خواهش های مادرش رو قبول کرده و این شغل رو براش دست و پا کرد، تا الان دست زیر گونش با سیستم مشغول ِ بازی باشه.

دانلود رمان نجات از منجلاب

خلاصه:

دانلود رمان نجات از منجلاب همیشه در اعماق تاریکیها نوری سراسر تارو پود غم آلود بدن ما را روشن می کند. آن نور خداییست . اوکسی است که در تنگنا رهایت نمی کند،رازت را بر ملا نمی کندو گناههایت را به رویت نمی آورد. تو هر بار توبه کنی با آغوش بازمی پذیردت. در این غریب آباد که حاکمانش در زندگی من پست تینت وسیاه دل بودندچاره ای جز گریستن و چنگ زدن به دامان پاک الله نداشتم.

دانلود رمان ناسور نوولفا

دانلود رمان ناسور

خلاصه:

دانلود رمان ناسور وقتی چشم هایش را به سختی باز کرد و نگاهش به آن اتاق محقر و کوچک افتاد، همه چیز یادش آمد. آرزو کرد ای کاش آن اتاق و آن خانه و آدم هایش همه کابوس باشند. یک کابوس شبانه که وقتی ، ببینی واقعیت نداشته و همان جا نفس راحتی بکشی و با خودت بگویی “خدارا شکر ، بیدار می شوی خواب دیدم، یک خواب بد !” اما نه! کابوس نبود؛ خیالات

دانلود رمان سه سوت نوولفا

خلاصه:

دانلود رمان سه سوت با صدای  خانم سهیلی توپ و ول کردم. همراه صدای برخورد توپ به زمین بقیه توپ ها هم رها شدن. صدای نالهبچه ها با صدای تپ و تپ توپها که می خورد به زمین قاطی شده بود و توی سالن اکو می شد. انگار خانم سهیلی میخواست همین جلسه اولی زهر چشم بگیره تا بقیه ترم حساب کار دستمون بیاد. تمام عضلاتم گرفته بود. بچه ها عرقریزون به سمت رخت کن ها می رفتن و چند نفری هم که قرار بود توپارو جمع