نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان خانم ریزه میزه

خلاصه :

دختره فوق العاده شیطونی داریم به اسم الناز ..که سعی در در اوردن حرص پسر عمه اش سیاوش دارد. بخونید ببینید آیا…..به هدفش میرسه یانه.

پیشنهاد می شود

دانلود رمان حقمه

دانلود رمان تب عاشقی

رمان تب عاشقی

خلاصه رمان :

این داستان قصه ی آدمای معمولیه… اینجا خبری‌از‌یک دختر و پسر پولدار و مغرور نیست یک دختر معمولی که توی زندگیش کلی کمبود داره پسری که دل دختر مارو بدست میاره ولی… روزگار سرنوشت دیگه ای براشون رقم زده

پیشنهاد می شود

دانلود رمان کلبه ای میان جنگل اختصاصی یک رمان

دانلود رمان با تو تا ابدیت جلد دو

خلاصه: دانلود رمان با تو تا ابدیت جلد دو تو جلد اول رمان خوندیم که هستی و سپهر بعد از سختی هایی بهم رسیدند اما دوباره یک سو تفاهم یک غروریک سرنوشت یک تقدیر باعث جدایی آنها شد مقصر کی بود؟ هستی،سپهریا یا غرور و خود خواهی یاتقدیر؟مقصرها زیاد بودن اما تنها مقصر واقعی عشق بود….اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟آری بی گمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود. “دکتر شریعتی”

دانلود مجموعه رمان های زیبا و احساسی pdf (وفای عشق,جرات یا حقیقت,عطر عاشقی,اکسیر عشق,محیا و…)

دانلود مجموعه رمان های زیبا و احساسی

مجموعه رمان های زیبا و احساسی pdf :

در این پست تعدادی از زیباترین رمان های احساسی را برای علاقمندان رمان آماده کردیم

تمام این رمان های زیبا در قالب پی دی اف (pdf) و با کیفیت مناسب میباشند

که هم اکنون شما می توانید این مجموعه ی زیبا را بصورت رایگان و با لینک مستقیم دانلود نمایید

در ضمن همه ی این رمان ها بهینه سازی شده برای گوشی های موبایل اندروید و کامپیوتر میباشند

امیدوارم از دانلود و مطالعه این رمان ها لذت ببرید.


دانلود رایگان رمان پاییز مرگ ویژه جدید با لینک مستقیم

دانلود رمان پاییز مرگ ویژه

دانلود رمان پاییز مرگ ویژه

دانلود رمان پاییز مرگ ویژه   رمان کوتاه پاییز مرگ، مقدمه‌ای بر رمان روباه ماده و همچنین روایتِ کوتاهِ

دیگری از این رمان است. شایان ذکر است که علت اینکه این رمان کوتاه روایت کوتاه دیگری از رمان روباه ماده است،

به این خاطر است که این رمان قبل از رمان اصلی نوشته شده و پس از آن دستخوش تغییرات بزرگی در تمام زوایای

رمان شده است،اما داستان محفوظ است. در این رمان کوتاه، در دو فصل مجزا سعی شده است که بعضی از نکات

کلیدی رمان در دو صحنه‌ی کاملا متفاوت، به صورت تفهیمی برای مخاطب،روابط پیچیده‌ی نُه شخصیت اصلی داستان

روشن شود.

دانلود رمان فاجعه ی رمانتیک جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان فاجعه ی رمانتیک جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام رمان : فاجعه ی رمانتیک
نویسنده : Neda.r-a
ژانر:عـــــــــــاشقانه – اجـــتمـــــــــاعی – مــــعمـــایــی
لوکیشن: اصفهان
شخصیت های اصلی داستان:
معنی اسم آیـــســان: زیبا ، مانند ماه.
معنی اسم هــیـــراد:کسی که چهره ای شاد و خوشحال دارد.


خلاصه:
آیســان خانوم ستوده دختری با نقاب غرور به مدت یک ماه مدیریت شرکت

برادرش رو قبول میکنه.البته به شرطها و شروطها که با خوندن رمان متوجه

این شرط ها خواهید شد. آیسان با تمام توان سعی داره خوانوادشو با

چنگ و دندون به حالت قبل دربیاره. در این بین اتفاقات هیجان انگیزی رخ

میده که باعث یک سری تغیرات توزندگی آیسان میشه .

سرانجامی خـــــــــوش

سخنی با خوانندگان عزیز:
شاید در ابتدا بنظرتون بیاد که رمان کلیشه ای هست اما اشتباه نکنین.من بهتون قول میدم که اتفاقاتی رخ خواهد داد که شما کاملا متوجه ی خاص بودن این رمان خواهید شد.

 مقدمه:
به نام بالاترین و بهترین عشق
به نام پاکترین و جاودانه ترین عشق
به نام خداوند بخشنده و مهربان
گاهی وقتها قلب یک انسان پر از رازهای نهفته و سوال های بی جواب است..
شاید عاشقیم و میدانیم عشق چیست
شاید عاشقیم و نمیدانیم معنای عشق چیست
شاید عاشق نیستیم و میخواهیم معنای عشق را بدانیم
یا شاید عاشق نیستیم و نمیخواهیم عاشق باشیم
چون شنیده ایم که عاشق شدن پر از درد است
یا شنیده ایم که عشق پر از لحظات شیرین است
برای من عشق

دانلود رمان شاهزادگان

دانلود رمان شاهزادگان

“دو سرزمین” از سرزمین انسان‌ها و الف‌ها تشکیل شده. شاهزادگان این سرزمین هستند

که داستان ما را رقم زده و دنیایشان را نجات می‌دهند. سوالی که ذهن شما را مشغول می‌کند،

این است؛ چه‌طور؟ سال‌ها گذشته و کسی خون آشام‌های درنده را ندیده بود.

خون آشام‌هایی که می‌خواستند دو سرزمین را به هر قیمتی شده به چنگ آورند.

دنیای آن‌ها آرام بود و به دنبال دردسر نمی‌گشت. تا این‌که…

دانلود رمان شاهزادگان

نام رمان:شاهزادگان
نام نویسنده:ELIFA|
ویراستار: DENIRA
ژانر:تخیلی_عاشقانه_معمایی
نام تایید کننده:کهربا.م.ر
سطح رمان: نیمه‌حرفه‌ای

مقدمه:
همه‌ی ما یک شاهزاده‌ایم.
با قدرت و اراده‌ای استوار،
که هر دشمن کوچک و بزرگ را از پا در می‌آورد.
مهم نیست چه کسی به ما خــ ـیانـت می‌کند،
و کدامین کس تا آخر داستان با ما همراه است.
قصه ما، قصه جنگ و خون‌ریزی نیسـت؛
بلکه نشان دهنده اتحاد ماست.
اتحادی که تا ابد، پابرجاست و روز به روز محکم‌تر می‌شود.
اهمیتی ندارد که آینده چه نقشه‌ای برایمان کشیده است.
زیرا،
این است رسم شاهزادگان!
بذارین اول یه توضیح بدم راجع به موجودات رمانم.
الفelf :موجوداتی بسیار باهوش و بادرایت و زیبا هستن که همه اونا رو با گوش‌های بلند و نوک تیزشون می‌شناسن.

معمولا از حواس بسیار تیزی برخوردارن و نیمه جاودانن؛ یعنی به مرگ طبیعی نمی‌میرن مگر اینکه کشته بشن.
اورکorc: اورک‌ها معمولا نماد شرارت هستن. توی تصمیم‌گیری عاجزن و از چهره‌ی خوبی برخوردار نیستن.

بوی بدی میدن و حالت از دیدنشون به هم می‌خوره.
***

قسمتی از داستان :

و با خود گفتم:
-تا اومدن سیسیلیا می‌خوای پشت این پنجره بمونی و کاری نکنی؟
این کار کاملا ناشدنی بود. من از آنکه هیچ کاری انجام نداده و ساعت ها به آن شومینه قهوه‌ای رنگ و کهنه خیره شوم،

متنفر بودم! شنلم را روی تنم محکم کرده و با عجله از قصر بیرون زدم. باد شدیدی از سمت شرق می‌وزید

و باعث می‌شد که درختان بلوط با سرعت تکان بخورند.

سوز سرما موجب شد تا شنل را بیشتر به خود پیچیده و دستانم را زیر آن مخفی کنم.

خواستم از آن پله های سنگی پیچ در پیچ عبور کنم که درد در سینه‌ام فوران کرد.

دوباره آن درد کهنه که گاهی اوقات به جانم می‌افتاد و مرا تا سرحد مرگ می‌کشاند.

سعی کردم مانند دفعات قبل به آن اهمیتی ندهم تا درد تمام شود. درد شدیدی بود؛ ولی عادت باعث شده بود

تا بتوانم در مقایسه با بار اول بیشتر آن را تحمل کنم. صاف ایستاده و به رفتنم ادامه دادم.

خوشبختانه درد آن بسیار کمتر و قابل تحمل شد. از پله ها که پایین آمدم، با تمام وجود به سمت برف‌ها دویدم.

حس خوب آرامش و آزادی هم‌زمان به من هجوم آوردند. همین‌طور که در حال و هوای خود آزادانه می‌دویدم،

محکم به کسی برخورد کرده و به زمین افتادم.

او یک شخص نیرومند بود که خود را در برابر او مثل پر کاهی بیش ندیدم.

سرم را بالا آورده و با پادشاه الف ها رو به رو شدم. چهره اش همانند الف های دیگر بسیار زیبا بود.

آن موهای تقریبا سفید با چشمان مشکی اش تضاد بسیار زیبایی بوجود آورده بود، او را بسیار دوست داشتنی‌تر می کرد.

می‌شد در چشمانش برق تعجب را دید. شاید به این خاطر بود که مرا در آن سرما تنها دیده است

و حتی سرباز ها هم به سمت من نمی‌آیند.
-اوه، آنجلا!

دانلود رمان حس عاشقی جاوا ، اندروید،pdf،ایفون

خلاصه: دانلود رمان حس عاشقی رمان در مورد دختریه که در خانواده ی نسبتا فقیری زندگی میکنه..یکی از خواهرهاش در طی دوران مریضی دچار عشقی واهی میشه که رسیدن به اون عشق واسش محاله اما بالاخره روزی این دختر عشق واهیش رو در واقعیت پیدا میکنه اما..حسی جدید..اما این حس گمنام چه میداند از عشق؟حسی که نه زمان را میشناسد و نه مکان را..این چه حسی ست که نه خواب را میفهمد و نه بیداری را..؟


نه شاد زیستن را میفهمد و نه اندوهگین بودن را..
این حس که نامش را نمی دانم آواز گوش دادن را دوست دارد..
گوشه ای کز و تنها به تو فکر کردن را دوست دارد..
گل سرخ را..تماشای غروب جمعه را دوست دارد..
بوی تو را..نوازش تو را و حتی خیره شدن به چشمان تو را دوست دارد..
آری..این حس عاشقی ست!
این حس عاشقی،تو را هم دوست دارد..

مقدمه:
ای دل چرا باز هم عاشقی
به چه می نازی که اینچنین عاشقی
مگر تو چه دیدی از این عشق
که هم دل و همسفر و همراه عاشقی
طعم تلخ شکست را چشیده ای
بازهم اینگونه عاشقی
نه وفا دیدی و نه مهربانی
بگو چرا اینچنین عاشقی
در طرب و مستی پیش قدم
در جاده هفت شهر عاشقی
ای دل تو که اینگونه در آتشی
به من بگو چرا این چنین عاشقی
در عجبم از کار تو ای دل دیوانه
گر هزاران بار بشکنی در ره عاشقی
گر هزاران بار خون دل خوری
تسلیم نشوی در راه عاشقی

قسمتی از  رمان حس عاشقی :

-سمیرا؟پونه دم در منتظره
با این حرف سلمی(یا سلما..به هر دو روش نوشته میشه..اگر من اشتباهی کردم به بزرگی خودتون ببخشید)

،کاموا و قلابمو روی زمین رها کردم و از جا برخاستم
همونطور که گره ی روسریمو می بستم

دانلود رمان انتقام خون جاوا ، اندروید ، pdf، ایفون

خلاصه: دانلود رمان انتقام خون رمان درمورد دختریکه پدرمادرشو از دست داده و خونه ای تویکی ازروستاهای شمال بهش داده میشه…..مستقرمیشه اونجا درحالیکه نمیدونسته در اون مکان کارای غیرانسانی انجام میدادن چند روح سرکش سعی در اذیت کردنش دارن تواین راه با کسایی اشنا میشه و هیچوقت فکرشو نمیکرد که عشق دوباره تو قلبش ریشه بدونه….و ایاچه کسی میتواند بفهمد اخراین قصه چه میشود با ما همره باشید تا به پاسخ برسید

قسمتی از رمان انتقام خون »

با پاهای خسته قدم های کوچیکی برمیداشتم بدون هیچ کور سوی امیدی کلید و تو قفل در انداختم،

در با صدای تقی بازشد
وارد حیاط خونه شدم کنار حوض نشستم
حوض ترک برداشته بود ورنگ آبیش از رو رفته بودماهی های قرمز و کوچولوهم خبری ازشون نبود به دور تا دور حیاط نگاه کردم
چشام میخکوب تخت چوبی شد تختی که همیشه منو بابا دوتایی رو اون بازی غیر مجاز میکردیم
من چایی میریختم و کیک مورد علاقشو درست میکردیم یا حتی میشد شام و همونجا تو حیاط رو تخت میخوردیم
با یاد آوری اون صحنه ها اشک تو چشام جمع شد نفس عمیقی کشیدم و از کناز حوض بلند شدم
از پله های خونه رفتم بالا
دستم رو دستگیره در موند همیشه بابا هروقت از سرکار میومدم درو بازمیکرد و منم مثل ب

چه های ۴ساله لوس میپریدم بغلش …
آه عمیقی کشیدم و درو بدون معطلی باز کردم بی توجه به مبلی که بابا همیشه رو اون میشست و روزنامه میخوند

رامو سمت اتاق گرفتم
سعی کردم به اطراف خونه که جای جای چهار دیواریاش رنگ و بوی زندگی بابارو گرفته بود نگاه نکنم

بالاخره تونستم وارد اتاقم بشم…
تختم شلخته شده بود بالشم یطرف پتوم یطرف
لباسام و مانتوهامم همینطور
با عجز به اتاقم نگاه کردم دلتنگی فراموشم شده بود و حالا به تمیزکردن اتاقم فکرمیکردم.

 

دانلود رمان شکارچی من جاوا ، اندروید ، PDF،ایفون،تبلت

خلاصهـ: دانلود رمان شکارچی من یه دخترشیطونـ….مهربونـ….دیووونهـ….به همه کمک میکنه سرخودش بی کلاه میمونهـ….یه فضولی نابه جامی کنهـ…یه فضولی خطرناکـــ….زندگیشوتغییرمیدهـ….ولی اون تغییرباعث زجروعذابش میشهـ….سمت دیگه یه پسرخُل که هیچی براش اهمیت ندارهـ…زندگی خودشوبه گَندکشیدهـ….تنهاست وتنها….

مقدمهـ:

تیرشلیک شــد…..
شکارلبخندی برلبــــ….
قطره ای اشک سرخ رنگ گوشه ی چشمش معلق بـــود….
بزن تیروبشکاف این سینه را…
که آغوش من بسته هرگزمباد…
شکاردرون خون خویش میرقصد….
شکارچی می گرییدوهم آغوش شکارمیرقصید…
همه جالاله رویید…
عشق من متولدشد…..

قسمتی از رمان شکارچی من »

پوزخندی زدمـ:تموم شد؟
دستاشوروچشماش گذاشتـــــــ وهای های گریه کرد
ازروی صندلی بلندشدم که ترسیدوتوکنج دیوارمخفی شد…..

خم شدم وبهش نگاه کردمـ:ببین دورم زده باشی جوری دورت میزنمـ جوری به خاک سیاه میشونمتــــ که اسممویادت نرهـ… فهمیدی?
چشمای گریونشوبهم دوختـــ :بخدامن اینکارونکردمـ…
دادزدمـ:چرت وپرت حواله نکنـ…فقط بفهمم فقط آماربگیرمـ توباعثشی خودت دیه بقیشوحدس بزنـ…حالاازجلوی چشمام گمشو

به سختی ایستادودرآخرنگاهی بهم کردکه اخم وحشت ناکی کردمـــ….
وقتی رفتــ ارجمندداخل شد…:سلامـ آقـــــابامن امری داشتید؟
نگاموازپنجره به چشمای تیزوبرنده ارجمنددوختمـــ:این دختره واخراج کنـ…
متعجب خواست سوالی بپرسه که گفتمـ:نمیخوام هیچ حرفی بشنومـ فقط اخراجش کن تاحساب کاردستش بیاد…
سری تکون دادورفتـــــــــــ…

***

خم شدم وبهش نگاه کردمـ:ببین دورم زده باشی جوری دورت میزنمـ جوری به خاک سیاه میشونمتــــ که اسممویادت نرهـ… فهمیدی?
چشمای گریونشوبهم دوختـــ :بخدامن اینکارونکردمـ…
دادزدمـ:چرت وپرت حواله نکنـ…فقط بفهمم فقط آماربگیرمـ توباعثشی خودت دیه بقیشوحدس بزنـ…حالاازجلوی چشمام گمشو

به سختی ایستادودرآخرنگاهی بهم کردکه اخم وحشت ناکی کردمـــ….

خسته ازمنتظرموندن تواین فرودگاه مسخره محکم باپام به یکی ازصندلی هازدم که تافیهاخالدونم آتیش گرفتـــــــــ….
آخ پامــ وای پــــــامـــــ
صدای پسری وشنیدمـ:خانوم حالتون خوبهـ؟
چشاموبه خاطردردبسته بودمـ…اووف اصن نمیتونستم حرف بزنمـ
ـ خانوم مگه کوریدکه صندلی وندید؟

خم شدم وبهش نگاه کردمـ:ببین دورم زده باشی جوری دورت میزنمـ جوری به خاک سیاه میشونمتــــ که اسممویادت نرهـ… فهمیدی?
چشمای گریونشوبهم دوختـــ :بخدامن اینکارونکردمـ…
دادزدمـ:چرت وپرت حواله نکنـ…فقط بفهمم فقط آماربگیرمـ