نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

رمان نه من عاشق نیستم برای دانلود

دانلود رمان نه من عاشق نیستم

نیم ساعتی بود که دبیرستان تعطیل شده بود، اما مهرانا همراه سه دوست دیگرش سحر، الناز و فاطمه کمی بالاتر از مدرسه و درست رو به روی باشگاه بدنسازی برزین ایستاده بودند. مهرانا بی اعتنا به هر و کر دوستانش که به خاطر پسران آن سوی خیابان راه انداخته بودند، با حسرتی ناگفتنی به صالح زل زده بود؛ اما مثل همیشه دریغ از یک نگاه خشک و خالی! یعنی صالح هیچ وقت به دختران دبیرستان توجهی نمی کرد و طی این دو سالی که از عشقش دیوانه شده و سوخته و ساخته بود، این را فهمیده بود که صالح با زن های سن بالا می پرید و دوستی می کرد، و هرگز به اندازه ی یک سر سوزن به دخترهای دبیرستانی توجه نشان نمی دهد.
سحر سقلمه ای به الناز زد و آهسته رو به آن دو گفت:
– اه این دوباره رفته توی کف این پسره ی عوضی!
فاطمه آهسته تر از او گفت:
– طفلی مهرانا داره می میره، اما دریغ از یه ارزن توجه.
الناز اما با صدای بلند گفت:
– آدم رو خر گاز بگیره، اما عاشق نشه!
مهرانا تکانی خورد و به دوستانش خیره شد.
– هان چی گفتین؟
الناز:
– کجایی؟
– من! هیچی بریم!
هر سه راه افتادند. سحر با لحن سرزنش آمیزی گفت:
– خسته نشدی این قدر نگاهش می کنی و محلت نمی ده؟!
مهرانا گفت:
– اون که نمی دونه من نگاهش می کنم.
سحر:
– خری والا!
مهرانا لحظه ای ایستاد و به آن سوی خیابان نگاه کرد. از نگاه پسران فهمید که آنها را زیر نظر گرفته اند و تا نگاه مهرانا را دیدند نیششان باز شد، اما صالح همان طور پشت به آنها روی موتورش لم داده بود. بچه ها متوجه ی مهرانا شدند که ایستاده و همان طور حسرت آمیز به آن سوی خیابان نگاه می کند و پسرها هم با حیرت و شگفتی به این طرف نگاه می کردند.
الناز آهسته تشر زد:
– ا? بیا دیگه!

دانلود در ادامه مطلب

درخواستی دوستان

نام کتاب : نه من عاشق نیستم

نویسنده کتاب : نازنین ۸۷ کاربر انجمن ۹۸ia

سبک کتاب : عاشقانه

زبان کتاب : فارسی

قالب کتاب : Jar & Pdf

حجم پرنیان : ۲۳۷ کیلو بایت

حجم پی دی اف : ۲ مگابایت

خلاصه داستان   


داستان در مورد دختری به نام مهراناست که عاشق پسرهمسایه شونه. اماصالح نمیدونه که تو یه آپارتمان

 زندگی میکنن . صالح به زور قبول میکنه تا با مهرانا قرار بذاره اما برای اولین قرارشون

شرط سختی میذاره : اینکه مهرانا باید برای قرار به خونه شون بره. حالا تصور کنید

خونه ی مهرانا طبقه ی دومه و خونه ی صالح طبقه ی پنجم …


با تشکر از سایت www.98ia.com و نازنین عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 دانلود نسخه موبایل

 دانلود نسخه کامپیوتر