نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان عشق مخف


  • تاریخ : ۲۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : رمان پلیسی
  • بازدید : 409 views

دانلود رمان عاشقانه و زیبای در پی انتقام

به نام خدا

رمان در پی انتقام به قلم:فاطمه عضو انجمن رمان های عاشقانه
اول از همه تشکر میکنم که رمان من رو برای خوندن انتخاب کردید امیدوارم خوشتون بیاد.

خلاصه:در مورد سه تا دوست که مثل سه برادرن و هر سه پلیس هستند
داستان با به قتل رسیدن یکی از اون ها شروع می شه و اون دوتا می خوان انتقام بهترین دوستشون رو بگیرن…
ژانر:پلیسی،انتقامی،عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه و زیبای در پی انتقام

رمان بازگشت سه تفنگدار ( جلد دوم سه تفنگدار شیطون)

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار ( جلد دوم سه تفنگدار شیطون)

نام رمان : بازگشت سه تفنگدار
ژانر: کمدی ، عاشقانه ، پلیسی
نویسنده :فاطمه موسوی ( آیدا ) کاربر انجمن یک رمان
زاویه دید : از زبان سه تفنگدار معروف ما
صاحب امتیاز: انجمن یک رمان
جلد : دوم

 

دانلود رمان مهمان ویرانگر اندروید ، PDF و آیفون

دانلود رمان مهمان ویرانگر

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) و کامپیوتر (PDF)

نویسنده :  Fateme.313 کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۱۰۱

ژانر : عاشقانه _ پلیسی  _همخونه ای

رمان مهمان ویرانگر
خلاصه رمان :
دختری شاد و شنگول که به دلایلی وارد یک خونه میشه که اون خونه دو تا شاخ شمشاد داره که یکیشون پلیسه یکشون خلاف و روانی
و اتفاقاتی میفته که زندگی دختر شادمون و اقا پسرا عوض میشه
…. پایان خوش
به درخواست نویسنده لینک های دانلود حرف شد

دانلود رمان شکارچی من جاوا ، اندروید ، PDF،ایفون،تبلت

خلاصهـ: دانلود رمان شکارچی من یه دخترشیطونـ….مهربونـ….دیووونهـ….به همه کمک میکنه سرخودش بی کلاه میمونهـ….یه فضولی نابه جامی کنهـ…یه فضولی خطرناکـــ….زندگیشوتغییرمیدهـ….ولی اون تغییرباعث زجروعذابش میشهـ….سمت دیگه یه پسرخُل که هیچی براش اهمیت ندارهـ…زندگی خودشوبه گَندکشیدهـ….تنهاست وتنها….

مقدمهـ:

تیرشلیک شــد…..
شکارلبخندی برلبــــ….
قطره ای اشک سرخ رنگ گوشه ی چشمش معلق بـــود….
بزن تیروبشکاف این سینه را…
که آغوش من بسته هرگزمباد…
شکاردرون خون خویش میرقصد….
شکارچی می گرییدوهم آغوش شکارمیرقصید…
همه جالاله رویید…
عشق من متولدشد…..

قسمتی از رمان شکارچی من »

پوزخندی زدمـ:تموم شد؟
دستاشوروچشماش گذاشتـــــــ وهای های گریه کرد
ازروی صندلی بلندشدم که ترسیدوتوکنج دیوارمخفی شد…..

خم شدم وبهش نگاه کردمـ:ببین دورم زده باشی جوری دورت میزنمـ جوری به خاک سیاه میشونمتــــ که اسممویادت نرهـ… فهمیدی?
چشمای گریونشوبهم دوختـــ :بخدامن اینکارونکردمـ…
دادزدمـ:چرت وپرت حواله نکنـ…فقط بفهمم فقط آماربگیرمـ توباعثشی خودت دیه بقیشوحدس بزنـ…حالاازجلوی چشمام گمشو

به سختی ایستادودرآخرنگاهی بهم کردکه اخم وحشت ناکی کردمـــ….
وقتی رفتــ ارجمندداخل شد…:سلامـ آقـــــابامن امری داشتید؟
نگاموازپنجره به چشمای تیزوبرنده ارجمنددوختمـــ:این دختره واخراج کنـ…
متعجب خواست سوالی بپرسه که گفتمـ:نمیخوام هیچ حرفی بشنومـ فقط اخراجش کن تاحساب کاردستش بیاد…
سری تکون دادورفتـــــــــــ…

***

خم شدم وبهش نگاه کردمـ:ببین دورم زده باشی جوری دورت میزنمـ جوری به خاک سیاه میشونمتــــ که اسممویادت نرهـ… فهمیدی?
چشمای گریونشوبهم دوختـــ :بخدامن اینکارونکردمـ…
دادزدمـ:چرت وپرت حواله نکنـ…فقط بفهمم فقط آماربگیرمـ توباعثشی خودت دیه بقیشوحدس بزنـ…حالاازجلوی چشمام گمشو

به سختی ایستادودرآخرنگاهی بهم کردکه اخم وحشت ناکی کردمـــ….

خسته ازمنتظرموندن تواین فرودگاه مسخره محکم باپام به یکی ازصندلی هازدم که تافیهاخالدونم آتیش گرفتـــــــــ….
آخ پامــ وای پــــــامـــــ
صدای پسری وشنیدمـ:خانوم حالتون خوبهـ؟
چشاموبه خاطردردبسته بودمـ…اووف اصن نمیتونستم حرف بزنمـ
ـ خانوم مگه کوریدکه صندلی وندید؟

خم شدم وبهش نگاه کردمـ:ببین دورم زده باشی جوری دورت میزنمـ جوری به خاک سیاه میشونمتــــ که اسممویادت نرهـ… فهمیدی?
چشمای گریونشوبهم دوختـــ :بخدامن اینکارونکردمـ…
دادزدمـ:چرت وپرت حواله نکنـ…فقط بفهمم فقط آماربگیرمـ

 

داستان درمورد یه خلافکار ، دختری که مشکلات سخت زندگی اونو تا مرز سنگ شدن کشیده و حالا اونو تا عمق بازی های خلاف کشیده منجلابی که هر چی بیشتر دست و پابزنی امیدت کمتر میشه . این دختر آنچان مغرور که به راحتی کسی نمی تونه از صفحه ی بازی روزگار بیرون بندازه تا اینکه با ورود مردی به دنیای خاکستری و تیره و تارش همیه چیز عوض میشه … چه جوری اون مرد این کارو میکنه ؟ دختر داستان غرورشو کنار میزاره ؟ دوباره می تونه خودشو از نو بسازه ؟ با فلب زخمیش چه طور کنار میاد ؟ چه طور میتونه از این باند خلافی که توش گیر کرده رها بشه ؟ ……………… پایان خوش

دانلود رمان خلافکار مغرور جلد دوم جاوا، اندروید ،pdf ،ایفون

نام رمان :خلافکار مغرور جلد دوم
نویسنده : setayesh-26 – ( ستایش خف )
ویراستاران : Hamraz.raz و Mårzï¥ê.K
ژانر : پلیسی – عاشقانه – طنز – جنایی- معمایی – گاهی هم غمگین – هیجانی
جلد اول : دانلود رمان خلافکار مغرور جاوا ، اندروید ، ایفون ،pdf

مقدمه :

من دختری که جز تنهایی همدمی نداشتم
تنهایی که با تک تک سلول های بدنم انس گرفته بود
غرور کلمه ای که برای من معنای یک سپر محکم می دهد

قلبم ؟ آیا به راستی قلب دارم ؟ چند وقت است که از خرد شدن آن می گذرد
از آن زمانی که تصمیم گرفتم در پشت میله های غرور حبسش کنم

سرد شد بی روح شد بدون عشق تنها توی سینه ای که پر از کینه است می تپید
خدایا مرا می بینی ؟ چند وقت است که تو مرا فراموش کردی از آن شب بارانی

چند وقت است که صدایت نکردم ؟ ازت درخواست کمک نخواستم
چند وقت است که دلم از سنگ شده …واقعا این منم همان دختر شاد و شیطون
الان چی؟ خشک و سرد بدون عاطفه آنقدر سنگ که کشتن آدم ها برایش هیچ حساب می شود

سرنوشت من چه بود که مرا از مرز سنگ بودن و تنهایی دوباره عاشق کرد
تو چه کردی ؟ چگونه این کار را کردی ؟
به راستی که بودی که درون قلب بی روح وسنگی من نفوذ کردی
چشمانت مرا جادو کرد آن نگاه نافذ و عسلی سبزت که حالا تموم زندگی منه
آغوشت معنای زندگی میداد

عطر تنت آغوش گرمت همه این ها چه داشتن که غرور مرا شکست
غروری که سال هاست که شکسته نشده
اما تو به راحتی غرورم را له کردی شکاندی حتی مرا نیز با عشقت به زانو در آوردی
دوست دارم به سمتت پرواز کنم اوج بگیرم و در آغوشت جا بگیرم

نرم آهسته ولی عاشقانه توی گوشت زمزمه کنم:
دوستت دارم نه عاشقتم بازم نه
من “دیــــــــــــــــــوانـــــــــــــــــــه ی” توام
همین وبس
تا بفهمی که چقدر تورا دوست دارم وعاشقانه میپرستم

 

دانلود رمان بادیگارد اجباری

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) و نسخه کامپیوتر (PDF)

نویسنده :  فائزه بهشتی راد کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۳۲۴

ژانر : پلیسی , عاشقانه , کلکلی

+ نسخه جدید جایگزین شد

خلاصه رمان :

رمان من درمورد یه آقای پلیس مغرور و یه خانم نویسنده شیطونه

که این آقای پلیس ما بنا به دلایلی مجبور میشه بادیگارد این خانم نویسنده بشه

و این خانم نویسنده ناخواسته این آقای پلیسو مجبور به کارایی میکنه که واسه آقای پلیس تصورشم وحشتناکه…

دانلود رمان وقتی پلیس شدم (موبایل و PDF)

نویسنده : سهیلا حبیبی پور

دانلود با لینک مستقیم

خلاصه رمان  :

دختری به نام ستاره که به یه دلیلی ظاهر و هویتشو عوض میکنه تا وارد نیروی پلیس بشه و ماجراهایی میسازه تو نیروی پلیس که کلی کل کل، خنده، هیجان، عشق، پلیس بازی و درام رو تو زندگیش میاره و اما بالاخره به هدفی که بخاطرش این همه دردسر رو به جون میخره میرسه یا نه؟با دختر شیطون ما همراه باشین تا بفهمین چی میشه ماجرا!…پایان خوش

دانلود رمان عشق به سبک من

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) و کامپیوتر (PDF)

نویسنده :  فاطمه علیدوستی کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۲۲۶

ژانر :  پلیسی , عاشقانه , کلکلی

دانلود رمان عشق به سبک من

خلاصه رمان :

یه پسر مغرور اخلاقش و یه  دختر شیطون کنجکاو

حالا اگه  اون پسر مغرور جناب سروان باشه و اون دختر شیطون جناب ستوان با هم ماموریت برن. تو ماموریت چه اتفاقاتی میوفته…………

دانلود رمان پلیسی قاتل سریالی

دانلود رمان پلیسی قاتل سریالی

کارش تمام شده بود.دستهایش را بالا آورد و به کف هردو نگاه کرد.دریغ از یک قطره خون ! مگر نه اینکه قاتل ها دستشان آلوده به خون است پس چرا.. . ؟ پوزخندی زد …
دستهایش را فوت محکمی کرد و بعد رژ قرمز جلوی آینه را برداشت.طبق عادت معمول : “دیدار به قیامت” … به آینه که حالا با جمله اش قرمز شده بود پوزخند زد … خط زیبایی هم داشت.آفرین به این همه هنر ! رژ را از نظر گذراند و بعد داخل جیبش انداخت.یک یادگاری بدک نبود.
جلوی پنجره رفت.یک لحظه مکث و نگاهی به قربانی بعدی ! خنده ی بلندی سر داد و با یک جهش پرید.روی دو دست و دوپا روی زمین افتاد.مثل عنکبوت … نگاهی به دور و بر کرد و بعد خیلی ریلکس ایستاد.دستهایش را تکاند و سوت زنان راه افتاد. تلفن عمومی را که دید لبخند شیطانی و مرموزی زد.تلفن را با صدای تقی برداشت.تند تند شماره گرفت … ۱۱۰ …
– بله بفرمایید !
صدایش را مضطرب و هول کرد : الو ! آقا ترخدا زود بیاین.این خونه روبه رویی ما توش خیلی سر و صداس … الآن هم صدای جیغ یه خانم اومد … فکر کنم دزد اومده !
– خونسردی خودتونو حفظ کنین و آدرسو بگین !
با سرعت و با اضطراب آدرس را گفت.حتی بعضی مواقع برای نشاد دادن اضطرابش آدرس را اشتباه میگفت و درستش میکرد.بدون