نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان سایه نفرت

خلاصه:

دانلود رمان سایه نفرت داستان در مورد دختری هست که به خاطر برادرش که مرتکب قتل شده مجبور به ازدواج با پسر بد اخلاق میشه  آریا پسر قصمون ، توی زندگیش ظاهرا چیزی کم نداره، ثروت، جذابیت، خیلیها بهش غبطه میخورن، اما در باطن خیلی کمبود داره…

دانلود رمان آوای احساس

خلاصه:

دانلود رمان آوای احساس داستان در مورد دختریه که از بچگی به پسرخالش تکیه کرده، بعد از مدتی پسر واسه تحصیل به خارج از کشور میره و بعد از چند سال برمیگرده تا واسه همیشه بمونه، حالا اونا دیگه بچه های چند سال پیش نیستن و بزرگ شدن، جدالی بین احساس و ترس…بین عشق و خواستن…دوست داشتن و دوست داشته شدن

دانلود رمان عشق تدریجی

خلاصه:

دانلود رمان عشق تدریجی داستان درباره یک دختره  دختر شیطون، با دوست دیگش   تو دانشگاه دعواش میشه و همین دعوای کوچیک،با شرطی که سر اون دختر می بنده،باعث اتفاقات خوب و بدی میشه که اتفاقات زیاد و پر از هیجان و البته عشق های زیادی رو برای خودش و اطرافیانش رقم میزنه و پای کسایی به داستان باز میشه که

آرمان نگاهش رو از تلویزیون گرفت و گفت:

 بچه برو بخواب، مگه فردا نباید بری؟؟

به تو چه ای نثارش کردم که گفت:رمان عشق تدریجی

 پرو شدیاااا،برو بچه برو بخواب که معلومه گیج خوابی!

راست می گفت، سری تکون دادم و رفتم از پله ها بالا.

راستی خودم رو معرفی نکردم،

دانلود رمان ملورین

خلاصه:

دانلود رمان ملورین سه تا دختر بودن٬که خیلی خیلی باهم صمیمی بودن اما… یکی از این دخترا یه غم بزرگ داشت. میپرسی چه غمی؟ کل خانوادش رو تو یه حادثه ی مشکوک از دست داد ولی… دختر قصه ی ما یه دختر معمولی نبود. به این راحتی هام از پا نمی افتاد. یه دختر شر و شیطون بود که خیلی ها از دستش آسایش نداشتن.

دانلود رمان سه سوت نوولفا

خلاصه:

دانلود رمان سه سوت با صدای  خانم سهیلی توپ و ول کردم. همراه صدای برخورد توپ به زمین بقیه توپ ها هم رها شدن. صدای نالهبچه ها با صدای تپ و تپ توپها که می خورد به زمین قاطی شده بود و توی سالن اکو می شد. انگار خانم سهیلی میخواست همین جلسه اولی زهر چشم بگیره تا بقیه ترم حساب کار دستمون بیاد. تمام عضلاتم گرفته بود. بچه ها عرقریزون به سمت رخت کن ها می رفتن و چند نفری هم که قرار بود توپارو جمع

رمان بازگشت سه تفنگدار ( جلد دوم سه تفنگدار شیطون)

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار ( جلد دوم سه تفنگدار شیطون)

نام رمان : بازگشت سه تفنگدار
ژانر: کمدی ، عاشقانه ، پلیسی
نویسنده :فاطمه موسوی ( آیدا ) کاربر انجمن یک رمان
زاویه دید : از زبان سه تفنگدار معروف ما
صاحب امتیاز: انجمن یک رمان
جلد : دوم

 

دانلود رمان خانم ریزه میزه

خلاصه :

دختره فوق العاده شیطونی داریم به اسم الناز ..که سعی در در اوردن حرص پسر عمه اش سیاوش دارد. بخونید ببینید آیا…..به هدفش میرسه یانه.

پیشنهاد می شود

دانلود رمان حقمه

رمان تلاقی دو نگاه سرنوشت دختری رو به تصویر میکشه که اتفاقاتی رو تجربه میکنه که برای هر کس غیر ممکن و حتی غیر قابل تحمل هست
تارا،دختر آسمان
دختری که حقیقت رو پذیرفت
اما این رمان تنها داستان تارا نیست بلکه جز تارا داستان هفت ستاره عاشق دیگه رو هم دنبال میکنه
اما مقصد این هشت ستاره عاشق به کجا ختم میشه؟
شاید عشق


 

دانلود رمان تلاقی دو نگاه

نویسنده : فاطمه عسجدیان, صدف نامور

ژانر : عاشقانه ، کل کلی

مقدمه :

باز هم من
و در کنارم یک چای تلخ
باز هم تو
و خیال ممتد تو در ذهن من
و در میان این همه
باز هم سکوت
باز هم تداعی خاطره ها
خاطره تلاقی دو نگاه
خاطره یک لبخند
خاطره دو چشم
دوباره کمی چای
و دوباره خیال نگاه تو
و باز هم سکوت
سکوتی تلخ تر از تلخ

 

قسمتی از داستان :

ــ خداحافظ مامانی
مامان:خداحافظ عزیزم،مراقب خودت باش
ــ چشم مامان جونم
از خونه اومدم بیرون
امروز یه جورایی هم بهترین روز محسوب میشه هم بد ترین…آخه روز آخر هست که میرم مدرسه و باید از دوستام جدا بشم
اما خوبه چون بلاخره از دست مدارس راحت شدم
سوار سرویس شدم و به خانم رحمانی سلام کردم اونم مثل همیشه با لبخند جوابمو داد
بیست دقیقه ای گذشته بود که صدای خانم رحمانی رو شنیدم
خانم رحمانی:تارا جان رسیدیم
چشمامو باز کردم رو به روی مدرسه بودم
ـــــممنون،خدانگهدار
خانم رحمانی:خدا نگهدار عزیزم
وارد مدرسه شدم
ـــــــ سلاااام
اقای قادری مستخدم مدرسمون بود لبخندی زدو گفت:سلام دخترم
از دور پریا رو دیدم که روی نیمکت نشسته بودو مثل همون حیوون گوش دراز داشت درس میخوند
البته بلانسبت اون حیوون بیچاره….رفتم نزدیک و گفتم:اهم

 

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

خلاصه:

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

داستان قصه ما درباره دختری به اسم نیلوفره .. زندگی خوب وخوشی داره سال آخررشته پزشکیه دوستی به اسم میتراداره که خیلی دوستش داره از بچگی باهم دوست بودن ومثل دوتا خواهرن… بارفتن ناگهانی میترا از زندگی نیلوفر آمدن نامزد میتراتوزندگی اون باعث اتفاقاتی میشه …. که دست تقدیر چه کار خواهد کرد

برای دریافت جدیدترین رمان های قرار داده شده در سایت در خبرنامه نگاه دانلود عضو شوید

نام رمان : گفته بودی دوستم داری بی اندازه جلد اول
نام نویسنده : ariel کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر:عاشقانه ،اجتماعی،کل کلی
بدون ویراستاری

جلد دوم : رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه جلد دوم | ariel کاربر انجمن نگاه دانلود

قسمتی از متن »

نمی دانم دلیل انتقامت چی بود
توفقط به فکرانتقامت بودی که گرفتی
رفتی حتی پشت سرت رانگاه نکردی
نفهمیدی بادلم من چه کردی
هرچی فکرمی کنم من سزاواراین انتقام نبودم
چیزی نگفتی فقط انتقام گرفتی
اونم به جرم نکرده….
شعله هایی انتقامت دلم راسوزاند…
توفقط نظاره گرسوختن دلم بودی
ومن فقط بازنده این زمانه….
که دلم رابه توباخته بودم….
حالا حقم این انتقام بود…

-از دفتر دکتر زمانی امدیم بیرون …هی میترا غرمی زد به جونم ونق نق می کرد..که این زمانی چقدرحرف می زنه ….چیزی نداشتم بگم یه لبخند تحویلش دادم واین که بدبخت داشت همش راهنمایمون می کرد…
خوب حالا….
حرف حساب که جواب نداره تحویلش دادم..اون فقط ادای منو درآورد قیافش بس که بامزه شده بود زدم زیرخنده..
انگار او حرصی ترشده بود از این خندیدنم سفت لُپ بدبختمو کشید…
+دختره لوس منو مسخره می کنی…؟
چی بهت بگم آخه ……؟
میترا رو کرد طرفم گفت حالا این هارو ولش کن، راستی شبنم با داییش صحبت کرده ..
من خوشحال شدم ..واقعا خوشحالی هم داشت ..ازاین که دوباره باهم هستیم….
میترا انگار چیزی یادش آمده باشد مثل بچه ها دستاش زد بهم گفت که امروز نیما از مسافرت برمی گرده …چقدردلم براش تنگ شده
می خواستم بگم اونم همین قدر دلش برات تنگ شده… ولی دلم نیامد بزنم شادیشو خراب کنم….