نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

14529707083

نویسنده h.esmaeili کابر انجمن نگاه دانلود

خلاصه از زبان نویسنده رمان

امروز تصمیم گرفتم راجع به یه دختر بی پناه،یا شایدم تنهاو یا شایدم بی کس بنویسم.یه دختر واقعا تنها.دختری که شاید از کل دنیا یه پدر بی رحم رو داشته باشه!یه پدری که دخترش براش هیچ اهمیتی نداشته باشه..
داستان ما راجع به یه دختره.دختری بنام آرام.دختر نوزده ساله ی تنها.دختری که پدرش روش شرط بندی میکنه.توسط پدرش به یه غریبه فروخته میشه.مادرش رو از دست داده و تنها خواهرش با همسرش از ایران رفته.دختر داستان ما شاید بی پناه و تنها باشه ولی زرنگ تر ازاون چیزیه که بذاره پدرش زندگیشو تباه کنه.پس دوراه بیشتر نداره.یکی اینکه به دست یه غریبه نامردبیوفته.یااینکه از زندگیش فرار کنه و پناه ببره به یه غریبه آشنا!!!کدوم راه رو انتخاب میکنه؟؟؟؟
آرامـــــــــــ در تنهـــــــــــــــایی
حدیثه اسماعیلی!

 نویسنده : x2yz

 تعداد صفحات : ۳۳۰

 خلاصه داستان :

داستان درباره ی دختریه که خیلی شیطونه، اما خانواده ی اشرافی داره. توی خونه باید مثل اشرافیا رفتار کنه. اما بیرون از خونه میشه همون دختر شیطون.
سعی میکنه سوتی نده تا عمش متوجه نشه که نمیتونه اشرافی رفتارکنه. همیشه از مهمونیای خانوادگی فرار میکنه. اما توی یکی از مهمونی ها مجبور به شرکت کردن میشه و سوتی های زیادی میده و…

14529707084

نوشته:ف.دقیقی

جلد دوم رمان کی فکرش رو می کرد

خلاصه :

شرح حال زنی است که پس از ازدواجی ناموفق براثر سهلانگاری به زندان میافتد و از تنها فرزند خود دور میماند. او وقتی از زندان آزاد میشود به سراغ فرزندش میرود، اما درمییابد که همسرش او را به خانواده ای فروخته است. زن پس از تلاش فراوان، فرزندش را…..

 

14529707084

نوشته:چیکسای

 

من فکر میکنم
هرگز نبوده قلب من
اینگونه گرم و سرخ
احساس میکنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه ی خورشید
در دلم
میجوشد از یقین
احساس می کنم
در هر گوشه ای از این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان میروید از زمین.

خلاصه:

رمان دختران زمینی پسران آسمانی

نوشته: دختر ایرونی

خلاصه :

داستان از اونجایی شروع میشه که سه تا دختر برای دانشگاه تهران انتقالی میگیرن … این دخترا توی پارکینگ با چهارتا پسر تصادف می کنن و این دیدار ها طول کشیده و به لج و لجبازی تبدیل میشه ، اما این دختر ها سرکش و لجباز نمی دونن که این دیدار ها تصادفی نیست …

عنوان رمان:تو همیشه اینجایی

نویسنده:ثمین معصومی

تعداد صفحات پی دی اف:۶۳

منبع:سایت نودهشتیا

 

منتشر شده برای کامپیوتر(pdf)، موبایل(java)، اندروید(apk)، اندروید؛ تبلت؛ آیفون؛ آیپد(epub)

 

خلاصه:مهسا و مهرسا خواهرو برادر فوق العاده صمیمی هستن.مهرسا ب کار وکالت مشغوله و شخصیتی با احساس و در کنارش مقرراتی داره.مهسا ک دانشجوی رشته پزشکی هست وارد جریان رقابت با ی رقیب ناشناس میشه ک نتیجش قراره پرنیان صمیمی ترین دوست مهسا رو خوش حال کنه.از طرفی رقیب مهسا پسری ب نام ارین از رشته ی ساخت پروتز های دندانی هست ک اونم ب خاطر دوستش وارد این رقابت بر سر نمره درس اناتومی شده.
پرنیان دختری مرموز و خودخواه از اب درمیاد ک قصد سواستفاده و نابودی مهسا رو داره ک ب وسیله ی ارین منتفی میشه.ارین و اراد و اریا پسران کارخانه دار بزرگ فرخ پارسا هستن ک سال هاست از همسرش جدا شده و ارین با پدرش مشکلات بسیار جدی داره.مهسا و ارین در جریان نقشه ی پرنیان با هم اشنا میشن و وارد زندگی هم میشن اما مشکلات ارین تمومی نداره و حتی در این جریان اراد برادرش دچار مرگ مغزی میشه. اما درنهایت ارین اوضاع رو تحت کنترل درمیاره.مهرسا برادر مهسا و محمد رضا دوست ارین در این جریانات نقش مهمی دارند.

 

 

 

 

 

 

عنوان رمان:تند باد

نویسنده:بهاره.ش

تعداد صفحات پی دی اف:۲۱۳

منبع: وبلاگ کاغذ های باطله

 

منتشر شده برای کامپیوتر(pdf)، موبایل(java)، اندروید(apk)، اندروید؛ تبلت؛ آیفون؛ آیپد(epub)

 

آغاز رمان:
مردم هر روز می میرن. مثل امروز صبح که آقای کمالی مرد. شاید تا من برگردم دفنش کرده باشن.صبح که از خونه زدم بیرون فهمیدم. دیشب تا صبح کابوس دیدم. لعنتی. از این عطر تلخ بدم میاد. بدم میاد. بدم میاد.
پ.ن: باید دیگه از روی این نیمکت بلند شم. در ورودی درست اون ور خیابونه. شیش تا اتوبوس تا حالا رد شده. اولین روزیه که دارم می رم دانشگاه. کلاسم احتمالا دیر بشه و من دارم از اضطراب می میرم.
***
شلوغی راهرو ها و دانشجوهای ترم اولی با برگه های انتخاب واحد به دست صحنه تکراری اوایل هر ترم بود. نسیم و ستاره از همان لحظه انتخاب واحد با هم آشنا شده بودند و بر طبق اصل نانوشتنی دانشجوهای ترم اول همیشه دوست دارند با یک نفر دیگر این طرف و ان طرف بروند تا تعداد گم شدن ها به حد اقل برسد. نسیم نگاهی به بلوک مقابلش کرد و گفت:
– چه فایده داره وقتی تابلو اسم بلوک کنده شده. ما بدبدختا از کجا باید بفهمیم که این کدوم بلوکه!
ستاره که گوشه برگه انتخاب واحدش را توی دهانش خیسانده بود نگاهی به اطراف انداخت و گفت:
– چاره ای نداریم باید اعتراف کنیم که ترم بوقی هستیم و بریم از کسی بپرسیم.
نسیم نگاه مرددی به او انداخت و سر تکان داد. ستاره هم که تائید او را گرفته بود برگشت و اولین نفری را که دید خفتش کرد:
– ببخشید!
پسری که قدم تند کرده تا از کنارشان رد شود با صدای ببخشید ستاره فوری ایستاد:
– با من بودین؟
نسیم نگاهی به ستاره انداخت و با چشم اشاره کرد که بپرسد. ستاره هم فوری گفت:
– ما دنبال بلوک سی می گردیم.
پسر پا به پا شد و با لبخندی یک وری گفت:
– ترم یکی هستین؟
نسیم نگاهی به ستاره انداخت و انگار گفت:
– منظورش همون ترم بوقیه!

عنوان رمان:یادت باشه

نویسنده:سارا غضیانی

تعداد صفحات پی دی اف:۱۷۷

منبع:سایت نودهشتیا

 

منتشر شده برای کامپیوتر(pdf)، موبایل(java)، اندروید(apk)، اندروید؛ تبلت؛ آیفون؛ آیپد(epub)

 

خلاصه:داستان در مورد دختری به اسم آنیتاست که وارد یه راهی میشه و برای رسیدن به هدفش سختی های زیادی رو تحمل میکنه… تاوان های زیادی رو پس میده ….. روزگار تو این مدت سر ناسازگاری برمیداره و دنیا رو به کام این دختر تلخ میکنه … تنها چیزی که باعث میشه آنیتا هر روز از هدفش دورتر بشه زود قضاوت کردنش در مورد مسائلیه که براش اتفاق می افته … از طرفی هم شدیدا درگیر درسو ادامه ی تحصیلشه اما با وجود این همه اتفاق، همه ی تمرکزش بهم میریزه….. هر راهی رو میره تا بفهمه چرا یه دفعه زندگیش از هم پاشید اما به بنبست میخوره… به جایی میرسه که دیگه حتی حوصله ی خودشم نداره چه برسه به بقیه…. زندگی کردن براش پوچ و بی معنی میشه…. اما گناه این دختر چیه؟!! بعد این همه سختیو تاوان پس دادن میتونه به هدفش برسه؟!! بازم میتونه برای خانوادش همون آنیتای قدیم بشه یا این راه اونو برای همیشه از زندگیش دور میکنه؟!

 

 

 

 

عنوان رمان:یک بغل تنهایی

نویسنده:ص.مرادی

تعداد صفحات پی دی اف:۴۲۷

منبع:سایت نودهشتیا

 

منتشر شده برای کامپیوتر(pdf)، موبایل(java)، اندروید(apk)، اندروید؛ تبلت؛ آیفون؛ آیپد(epub)

 

خلاصه:یک بغل تنهایی حکایت گر داستانی است هر چند خیالی! اما حقیقی در جایی که زندگی میکنیم…زندگی کسانی که ممکن است در نزدیکی ما باشند اما برای ما تنها یک زیستن ساده باشد!
حکایت زندگی است که از دور همه چیز خوب و کامل دیده می شود، اما…نزدیک که می شوی…پا به حریم زندگیشان که میگذاری متوجه می شوی که تنها همه چیز به ظاهر خوب بوده!…مرد خودساخته ی داستان من که حالا شهرتی جهانی پیدا کرده، زندگیش تنها از دور جلوه گر آرامش و خوشیست و نزدیک که بشوی می بینی همه چیز تنها از دور خوب بوده است!
و دختر شاد و سر زنده ی داستانم که سرنوشت برایش فصل جدید و تلخی از زندگیش را باز میکند…
این داستان میخواهد قدرت عشق را به تصویر بکشد…همان حس نابی که مدتهاست بی حرمتش کرده اند…به راستی نسل ما را چه شده! ماها همنوعان همانهایی هستیم که اسطوره شدند در این راه…همان کوه کن بیستونی که تجلی گر حس پاک عاشقی است…یا مجنون تر از فرهادی که در این راه سر از بیابان در آورد… اینها در راه عاشقی و برای دلشان سنگ تمام گذاشتند … کاری که امروز من و تو هرگز انجامش نخواهیم داد!…چرا ؟! مگر من و تو را چه شده که قصه ی دلدادگی را از یاد برده ایم!
در داستان من صحبت از عشق و غرور است…همان غروری که وقتی پای عشق به میان بیاید دیگر معنایی ندارد…و چقدر حس تلخی است که یک روز عشقت را تنها بخاطر غرورت از دست بدهی!
من از عشق حرف می زنم همان حسی که برای ورودش به حریم دلت هیچ اجازه ای نمیگیرد…مطمئن باش یک روز فردی وارد زندگیت می شود که قلبت برایش تندتر میزند!

عنوان رمان:یک اشتباه یک تقاص

نویسنده:زینب ۱

تعداد صفحات پی دی اف:۲۹۱

منبع:سایت نودهشتیا

 

منتشر شده برای کامپیوتر(pdf)، موبایل(java)، اندروید(apk)، اندروید؛ تبلت؛ آیفون؛ آیپد(epub)

 

خلاصه:داستان دختری به نام سوگل است که در دوره ی نو جوانی است و دوره ای که احساستش مانند همه بیشتر بروز میده , سوگل دختر بسیار خوبیه اما اتفاقاتی می افتد که سبب می شود تغییری در او ایجاد شود اتفاقاتی که توی این دوره برای اکثر نوجوانان می افتد واین اشتباه باعث می شود تا در اینده تاوان بدهد تاوان اشتباهی که در نوجوانی اش انجام داده ..