ناول فا

رمان جدید - رمان عاشقانه جدید | ناول فا

رفع مسئولیت

اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید. --------------------------------------------------------------------------------- کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >> نوولفا شهری پر از رمان

دانلود رمان عشقی که تبخیر شد ناول فا

دانلود رمان عشقی که تبخیر شد

دانلود رمان عشقی که تبخیر شد

دانلود رمان آخرین کیفر | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان آخرین کیفر با لینک مستقیم و بدون سانسور, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان جدید

 

♦ نام رمان: آخرین کیفر

♦ زبان: فارسی

♦ ژانر رمان: عاشقانه و اجتماعی

♦ تعداد صفحات: ۴۰۹

♦ نوع فایل: pdf

♦ حجم کتاب رمان عاشقانه: ۲٫۸۹ مگابایت

♦ نویسنده: مژگان رضایی راد

♦ توضیحات:

عشقی که عقل را از تصمیم‌ها خط می‌زند و عاشقی که زندگی‌اش دست خوش اشتباهات بزرگ و کوچک می‌شود و لجوجانه چشم می‌بندد بر اشتباهاتش، آنقدر در خواسته هایش غرق می شود که اشتباه از پس اشتباه زاده می شود، زمانی چشم‌ می‌گشاید که نه راه پیش دارد و نه پس و تقاص پس می‌دهد.رمان آخرین کیفر رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

 

دانلود رمان از تو دورم جدید لینک مستقیم

دانلود رمان از تو دورم

نام کتاب:از تو دورم

نوشته:فرانک میرزایی(یسنا)
ژانر:تراژدی_عاشقانه

توضیح فارسی مختصر:

 

 

دانلود رمان لبخند ابلیس | به قلم فرزانه شفیع پور

دانلود رمان لبخند ابلیس | به قلم فرزانه شفیع پور

بسم الله الرحمن الرحیم

رمان بازگشت سه تفنگدار ( جلد دوم سه تفنگدار شیطون)

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار

رمان بازگشت سه تفنگدار ( جلد دوم سه تفنگدار شیطون)

نام رمان : بازگشت سه تفنگدار
ژانر: کمدی ، عاشقانه ، پلیسی
نویسنده :فاطمه موسوی ( آیدا ) کاربر انجمن یک رمان
زاویه دید : از زبان سه تفنگدار معروف ما
صاحب امتیاز: انجمن یک رمان
جلد : دوم

 

دانلود رمان خانم ریزه میزه

خلاصه :

دختره فوق العاده شیطونی داریم به اسم الناز ..که سعی در در اوردن حرص پسر عمه اش سیاوش دارد. بخونید ببینید آیا…..به هدفش میرسه یانه.

پیشنهاد می شود

دانلود رمان حقمه

دانلود رمان قرار نبود با لینک مستقیم

دانلود رمان قرار نبود

دانلود رمان قرار نبود

نام رمان : قرار نبود
نویسنده : هما پور اصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۵٫۹

دانلود رمان سرانجام یک شرط جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان سرانجام یک شرط جاوا، اندروید،pdf،ایفون

خلاصه ی رمان》گاهی وقتاماادماتوزندگیمون یه اشتباهی میکنیم که

ممکنه دیگه نتونیم جبرانش کنیم..ویاجبرانش برامون تاوانه سنگینی

رودرپیش میگیره..گاهی وقتاندونسته پاتویه رابطه ای میذاریم که درست

یاغلط بودنشونمیدونیم..این رابطه میتونه بزرگترین اشتباهه زندگیمون

باشه..اشتباهی که میتونه به شیرینه عسل شیرین باشه..ویااشتباهی

که به تلخیه زهرباشه وتلخترین تلخی روبه دنبال داشته باشه…
دختری بادنیایی بچگونه وشاد…بایه خونواده ی متعصب که درنازونعمت

بزرگش کردن..دختری که میدونست پاشوکج بذاره معلوم نیست چه

مجزاتی روبراش تعیین کنن..دختری که بایه اشتباه ازسرعشق زندگیش


هوای دونفره حکایته بیشتره آدمایه دروبره ماست..آدمایی که خواسته

وناخواسته دونسته وندونسته پاشون به زندگیه هم بازمیشه..
همیشه همه ی رابطه هاتلخ تموم نمیشن…گاهی وقتامیتونه شیرین باشه وادامه پیداکنه… این دانستان شبیه یه فنجون قهوه میمونه..فنجونوبه لبات نزدیک میکنی..اگرقهوه دوست داشته باشی ازبوش لذت میبری..ولی اگردوست نداشته باشی ممکنه ازبوش بدت بیادوصورتتوجمع کنیوازخودت دورش کنی.. این رمان یه داستان متفاوت ازیه دوستیه..یه عشقه یه طرفه..گاهی وقتاماآدمابرای اینکه ثابت کنیم اونی که فکرمیکنن نیستیم..رویه همه چیمون خط میکشیم تاخودمونوثابت کنیم…
جدالی بینه عشقوهوس…عقایدوسنتها…علاقه و وفاداری…انتقاموازخودگذشتن…
پایان خوش
ژانر》عاشقانه..اجتماعی…
اززبانه سوم شخص
اینم جلدرمان دسته F.sh.76فاطمه شیرشاهی عزیزهم دردددنکنههه؛))

فصل اول_مامان خواهش میکنم توروخدا!سه روزدیگه بیشتروقت ندارم خواهش میکنم بذاربرم!
_من عمرااگه بذارم توبری اونسره دنیامگه همین بوشهره خودمون چشه؟بشین مثله بقیه ی دختراهمینجادرستوبخون بعدشم حالاگیریم که من اجازه دادم (که عمرا بدم)فکرمیکنی بابات میذاره توبری شیراز؟؟
_آره مطمعنم اگه به بابا باشه صددرهزاراجازه میده!اماالان شماجوری پرش کردی که من جلوش لب نمی تونم بازکنم که میگه پاشوبرو من اجازه بده نیستم!!بعدشم آخه مادره من جوری داری میگی

دانلود رمان میوه ی ممنوعه اندروید،pdf

 

نویسنده : Maryam-23
دانلود رمان میوه ممنوعه
ژانر : عاشقانه ، معمایی

خلاصه:
داستان از زبون اول شخص تعریف میشه ، اول شخص ما دختریه برعکس

شخصیتهای دختر رمانای دیگه … زبون دراز نیست اما رکه ، کم حرفه ،

شیطون نیست ، آرومه !! نمیشه گفت گوشه گیره اما زیاد توی جمع

نیست … احساساتی نیست اما قلبش از سنگ هم نیست ، یه دختر

متفاوت ، یه دختر که رفتارای خاصش آدمو جذبش میکنه !! دلیل این

رفتاراش چی میتونه باشه ؟؟


غرور ؟؟ غرور برای چی ؟! بخاطر داشتن چهره ی جذاب ؟ شاید … میوه ی

ممنوعه ی داستان کیه ؟؟ چرا ممنوعه ؟؟ یعنی میشه این ممنوعیت

برداشته بشه ؟؟
توی یه خونواده متوسط رو به بالا زندگی میکنه ، توی یه خونه ی فوق

العاده و خونواده پر جمعیت ، برخلاف غیرتی بودن برادرش کاری رو دنبال

میکنه که بهش علاقه داره !! این کار چی هست ؟؟
نه هنریه نه فنی ، یه حرفه که شاید خیلی کم طرفدار داشته باشه اما

دختر داستان ما دوستش داره و برخلاف بی تفاوت بودن به یه سری چیزا

دنبالش میکنه ، توی همین راه با کسی آشنا میشه که …
که ؟؟ یعنی میتونه قلب دختر خاص داستان مارو تسخیر کنه ؟؟ این بین

چیزی رو از دست میده که خیلی براش مهمه ، نه تنها برای اون ، برای

همه ی آدما مهمه … چرا ؟؟ مگه گناهش چیه ؟؟ یعنی بدون داشتن اون

هم میتونه زندگی کنه ؟؟ میتونه مثل سابق رفتار کنه ؟؟
پسر داستان چی ؟؟ میتونه با نبودش کنار بیاد ؟؟ مطمئنا حدسش براتون سخته !!
باید خوند تا فهمید

 

دانلود رمان ایستادم جاوا ، اندروید ، pdf، ایفون ، تبلت

نویسنده : راضیه درویش زاده

ژانر:عاشقانه

خلاصه:

ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ “ﻫﯿﭽﮑﺲ ” ﺩﺳﺖ ﺍﺯ “ﺍﺭﺯﺷﻬﺎﯾﺖ ” ﻧﮑﺶ ﭼﻮﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﺪ ،

ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﯾﮏ “ﻣﻦ” بی ارزش..ارزش!!

زمانی ارزش این کلمه رو فهمیدم که از من فقط یک “من”بی ارزش مونده بود..نمیدونم شاید یادم رفته بود مهربونی

و سادگی باعث نمیشه ساده لوح هم بشم و خیلی راحت غرورمو بشکونم ..اره یادم رفته بود که اگه میخوام مهربون

باشم باید غرورمو نگه دارم..یادم رفته بود مهربونی با غرور قشنگ تره. یادم رفته بود

سادگی و سادلوحی اصلا مث هم نیستن.

شاید من اصلا ساده نبودم و ساده لوح بودم شاید هم اصلا مهربون نبودم و غرور نداشتم

و این باعث میشد مهربون به نظر بیام..

چون الان میخوام دیگه مهربون نباشم دیگه ساده نباشم میخوام پاشم وایسم اینبار

غرورِ که توی من حرف اولو میزنه اینبار میخوام ایستاده بجنگم..

بجنگم با کسایی که یه روز غرورمو زیر پا له کردن اینبار میخوام دیگه زمین نخورم..

دیگه میخوام بشم یک “من” باارزش..منی که بهم

افتحار کنن نه با ترحم نگام کنن..آره یادم رفته وجود من با ارزشِ..من یه دخترم..

دختری که ارزشش تو جامعه بالاس دیگه نمیخوام با وجودم باعث بی ارزشی اسم دختر بشم..

میخوام بشم یک “منِ” باارزش..ایستادم چون دیگه نمیخوام ترحم انگیز باشه..ایستادم چون من با ارزشم..

ایستادم چون مغرورم..ایستادم چون من یک دخترم..

 

قسمتی از رمان ایستادم :

با صدای غرغرای مامان که داشت بجون من میزد سرمو از تو گوشی در اوردم
-جووونم مامان
صداش اومد:زرمارو جووونم ۳ساعته دارم صدات میکنم بسوزه همون گوشیت که دیگه دیوونم کردی ۲۴

ساعت تو اون خراب شد دور گوشیتی از تو آیینه به خودم لبخند زدم ولی میتونستم قسم بخورم اگه مامانم

با این وضع منو میدیدحتما میکشتم خنده ریزی کردم گوشیو انداختم رو تخت از رو تخت پریدم پایین و اومدم

بیرون مامان داشت از پله ها میومد بالا با حرص و خشم نگام میکرد بدجور خندم گرفته بود سریع سرمو

انداختم پایین و با احتیاط از کنارش رد شدم هنوز ۲پله بیشتر نرفته بودم که صدای گوشیم اومد

 

صفحه 1 از 912345...قبلی »