نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

دانلود رمان پرتره 

دانلود رمان پرتره

نام رمان:پرتره
نام نویسنده: mohamad_h
ژانر:عاشقانه،تراژدیخلاصه:
ماجرای اتفاقات عاشقانه بین دو دانشجوی عکاسی به نام های پدرام وهستی است که با به وجود امدن مریضی هستی و ورود یک زن به نام سحر به داستان رابطه ی پدرام و هستی دچار مشکلاتی میشود و…

بسم الله الرحمن الرحیم”
مقدمه:
تا حالا شده از کسی خوشت بیاد؟
نه از قیافشا،چجوری بگم؟از نوع رفتارش، ازاخلاقش،چمیدونم،اصلا همینجوری الکی خوشت بیاد از کسی.
حاضر بشی براش هرکاری بکنی،بخوای دنیا رو به پاش بریزی تا خوشحال شه،تا فقط یه لبخند بزنه.
اگه مریض بشه یا ناخوش احوال بشه،اگه یه ذره خون از دماغش بیاد ، اگه یه تار مو از سرش کم بشه، شب و روزت بهم بریزه،نگرانش بشی،افسرده بشی،هرکاری بکنی تا خوب بشه.

دانلود رمان رز سرخ

نام رمان: رز سرخ

نویسنده:arefeh79 

ژانر:عاشقانه_اجتماعی_تراژدی

ساعات پارت گذاری:نا معلوم

هدف: توی دنیای ما همه فکر میکنن فقط عشق وقتی به وجود میاد که یه پسری از یه دختری خوشش میاد و به دختره نزدیک میشه و دختره هم عاشقش میشه. اگه یه دختر به یه پسر نزدیک بشه توی ذهن مردم بدترین کار ممکن رو کرده…دوست دارم این ذهنیت های غلط توی جامعه امون به لطف قلم نویسندگان عزیز کمرنگ شه…

خلاصه:داستان درمورد دختر پولداری هست که عاشق یه پسر فقیر میشه…اتفاق هایی میوفته که این دو نفر جایگاهشون عوض میشه و پسر پولدار و دختر فقیر میشه…

دانلود رمان نگاه خاص او

رمان نگاه خاص او

دانلود رمان نگاه خاص او کامل ۲

خلاصه:

دانلود رمان نگاه خاص او دختر داستان ما یه دختر سرد و یخیه، دلش مهربونه‌ها اما ظاهرش سرده. با یه نفر رو به رو میشه مثل خودش اما اون فرد زندگی دختر سرد ما رو تغییر میده. دختر ما دوباره میشه مثل قبلا، میشه یه دختر شر و شیطون با کلی شیطنت. اما یه اتفاقی میوفته که همه چی تغییر میکنه.

رمان نگاه خاص او

دانلود رمان آریا اثر باربارا کارتلند

متاسفم که دیر کردم عزیزم چون شیر را همین چند لحظه پیش از گاوداری آوردند چای را برایت آماده کرده ام اریا به ارامی از پشت میز برخاست و لبخندی زد و گفت:
بیل دوباره تاخیر کرد دایه نگران نباش به خاطر خدا او را سرزنش نکن میدانی که برای چارلز چه قدر دشوار است که کارگری برای دوشیدن و رسیدگی به گاو پیدا کند دایه جواب داد : این روزها سخت می توان کارگر پیدا کرد .حالا برو چایت را بخور امروز عصر کسی امد ؟
اریا به جعبه ای که چند شیلینگ توی ان بود و روی میز قرار داشت اشاره کرد و گفت:
همین طور که می بینی مشتری زیادی نداشته ایم .امروز چهار رهگذر و یک زن و شوهر موتور سوار امده بودند ان زن طوری صحبت می کرد که انگار این خانه به اندازه دو شیلینگ و نیمی که پرداخته بودند ارزش ندارد و ما می بایست شرمسار باشیم که چنین پولی از انها می گیرم
دایه غرید :چه بی شرم .اگر اینجا بودم خودم جواب شان را می دادم اریا خندید .قبلا هم این حرف را از دایه شنیده بود او در این گونه مواقع برخورد خشنی با مشتری داشت اما عملا نظر خاصی نداشت
اریا گفت : ما نباید همین چند مشتری را هم که داریم از خود برانیم با اینکه ان زن حرفهای نا مربوط می زد شوهرش چند کارت پستال خرید پولش را توی کشوی میز گذاشتم .چارلز معتقد است که باید این پول ها را از پول ورودی جدا بگذاریم دایه با دلخوری گفت :فراموش نکرده ام او همیشه پولهای دریافتی را روی هم می گذاشت و دوست نداشت کسی به او بگوید که حسابدار چندان دقیقی نیست اریا در حالی که دستهایش را بالای سرش می برد گفت :
بی فایده است در تمام مدت بعدازظهر فقط شش مشتری داشته ایم . فقط پانزده شیلینگ بیهوده نیست دایه ؟ همین امشب با چارلز صحبت خواهم کرد دیشب به قدری خسته بود که دلم نیامد با حرفهایم نگرانش کنم دایه نصحیت کرد :آریا ی عزیز .بیش از اینکه عجولانه اقدام به کاری کنی قدری تامل کن البته من هم با عقاید تو موافق نیستم

دانلود در ادامه مطلب