نوولفا شهری پر از رمان نوولفا _ www.novelfa.ir

رمان

دانلود رمان

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه

رمان

توضیحات

سایت انجمن نوولفا

رمان عاشقانه دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه ایرانی با موضوعاتی کاملا متفاوت و عالی هم اکنون از سایت نوولفا در اختیار شما عزیزان می باشد رمان هایی از جمله رمان همسر اجباری رمان ایدا و مرد مغرور رمان بگو سیب رمان بی پناهی همراز رمان مردها عاشق نمیشوند رمان عشق وحشی رمان عشق اجاره ای و صد هار رمان دیگر که همه و همه اختصاصی سایت نوولفا میباشد رمان های عاشقانه بسیار زیبایی داخل سایت موجود هست و از شما دعوت میکنیم تا از تمامی رمان های سایت دیدن فرمائید .مجموعه ما در دنیای مجازی تحت عنوان انجمن رمان های عاشقانه در حال فعالیت میباشد

در صورت درخواست هرگونه رمان و یا پخش رمان با ما در تماس باشید تل = 09190915317 تلگرام = mpero@

رمان ایرانی لپ هاي خیس و صورتی + دانلود

رمان ایرانی لپ های خیس و صورتی + دانلود

می دونی بهترین یونجه مال کجاست …؟
اشکال نداره میرم از یه گاو دیگه میپرسم
ای کثافت بی شعور!
این اس ام اسای جلف چیه برایمن میفرستن! اه اه …
اس ام اس رو هنوز کامل نخونده بودم که صدای بلبل بلند شد … چه چه می زد لاکردار! زنگ بلبلی هم عالمی داره!
چادرمو برداشتم و با دمپایی های نارنجی پاره پوره کنج حیاط دویدم سمت در و داد زدم: کیه؟
مملی از پشت در گفت: اون توپ ما افتاده تو خونه ات … بدش بیاد این ور!
این ور و اون ورو نگاه کردم، کنار باغچه افتاده بود انداختم بالا و خواستم شوت کنم که یادم افتاد برادران محترم کفتر باز در حال دید زدنن! و این بود که منصرف شدم …
توپ رو از بالای دیوار پرت کردم براش و گفتم: حواست باشه دیگه این ورا نیفته ها!
داشتم بر می گشتم طرف خونه که تالاپ یه چی خورد تو سرم … ای بر پدرت لعنت!
چادرمو زدم به کمرم و به قول مامان خدا بیامرزم عین این ه?ت?ه ها (لات ها) زدم بیرون: چرا حواست نیست بچه؟
یه چاقو که گوشه ی دیوار حیاط بود برداشتم و توپو خالی کردم و پرت کردم طرفش. والا! فکر کرده من اعصاب دارم.
انجمن شورای سبزی پاک کن ها دم در بودن و داد زدن: هو دختره! چکارش داری؟ بچه یتیمو می زنی؟
تو دلم گفتم شما خفه! فعلا من از همه یتیم ترم!
برگشتم تو خونه و به در تکیه دادم و سرم رو گرفتم تو دستام . همیشه این طور بودم ، اعصابم در حد شعبون بی مخ بود!
اخوی کفتر باز از بالای بوم اطلاع رسانی کرد: بچه ها جیم شین نادر داره میاد!
حالا مثلا نادر کدوم خریه اینا ازش می گرخن!
صرفا جهت اطلاع: نادر برادر مملی (مخفف محمد علی) بود، یعنی پسرای شمسی جووون صاحبخونه ی محترم من!
همون جور به در تکیه داده بودم که بی شرف با مشت افتاد به جون در: باز کن درو … د بهت میگم باز کن!
درو باز کردم و گفتم: بله؟ فرمایشی بود؟

دانلود در ادامه مطلب