نوول فا - شهری پر از رمان

رمان ملکه مافیا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان ملکه مافیا

رمان من درباره ی یک ملکه است که اصلاً لقب ملکه برازندش نیست . یه دختر عادی که می تونست مثل همه هم سن و سالاش، به راحتی زندگی کنه ؛ امّا انتقام یک مرد همه چیز زندگی اون رو عوض کرد. انتقامی که اگه نبود بانو، دلسا نمی شد و….مقدمه:ما هردو اشتباه کردیم…
هردو باهم سوختیم…باهم بردیم….باهم زندگی کردیم…و باهم عاشق شدیم…هر دو ما چیزی را خواستیم…که برای به دست آوردنش باید هم دیگر را فدا می کردیم…و حالا….درست زمانی که هردوی ما به آن چیز رسیدیم….یک طوفان….یک اتفاق….یک اشتباه….باعث می شود که هردویمان نابود شویم….تو می روی…و من می مانم…با یک دنیا غم….من ملکه بودم و هستم….
وقتی تاج را روی سرم قرار دادند…قسم خوردم که عاشق هیچ پادشاهی نشوم…اما تو پادشاه نیستی….

 

نام : ملکه مافیا جلد اول
نویسنده : DENIRA ( DELSA -98)
ژانر: اجتماعی…عاشقانه…پلیسی…معمایی…
ویراستار:Zhinous_Sh
طراح:نفیس

جلد دوم در حال تایپ: رمان استراتژی تلخ (جلد دوم ملکه مافیا ) |DENIRA

به نام خدا
سال ۱۳۷۰
بیست و پنج سال و چندماه پیش…
پیمان داخل راهروی بیمارستان راه می رفت و زیر لب به خودش و محسن بد و بیراه می گفت ، الناز تسبیح گران قیمتش را در دستانش می فشرد و هرچه دعا بلد بود را زمزمه می کر ، .پیمان کمی از اشک چشم هایش را پاک کرد و گفت:
-اگه بلایی سر ساقی بیاد خودم رو هیچ وقت نمی بخشم.
نیلوفر که در کل خاندان به گستاخ بودن معروف بود از جایش بلند شد و گفت:
-اگه بلایی سر ساقی بیاد با همین دستای خودم خَفَت می کنم…فقط اگه بلایی سرش بیاد…
الناز بازوی

 


مطالب محبوب
تبلیغات متنی