نوول فا - شهری پر از رمان

رمان نهال عشق من

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان عاشقانه ایرانی نهال عشق

دانلود رمان عاشقانه ایرانی نهال عشق من

رو به روی آینه قدی و بخار گرفته حموم ایستاده بودمو داشتم با تمام وجودم آهنگ توی یه دیوار سنگی رو میخوندم و ادای خواننده ها رو درمیاوردم.همون طور که داشتم میخوندم:
-کاشکی این دیوار خراب شه
منو تو با هم بمیریم
توی یه دنیای دیگه دستای همو بگیریم…
یه ضربه خیلی محکم به در حموم خورد و یه صدای آخ دنبالش اومد که مطمئنم صدای نیروانا بود.حدسم به یقین تبدیل شد چون نیروانا گفت:
-ای بمیری نیما…اگه گذاشتی بفهمم این درخچه تو این حموم وامونده چیکار داره میکنه چهل دیقس.اه…
نیروانا هی داشت غر میزد که نیما گفت:
-خوب کردم.تا تو باشی فال گوش وای نایستی … والا!
-حالا چرا جنتلمندانه رفتار نکردیو عین این گاوای از مزرعه در رفته در گوش من ما ما کردی که با اون شدت بخورم به در حموم؟آی استخونام لهید.
-ا?وا !تو که با وجود این همه حیوونای مختلف دورو برت مثلا:باران و شیوا و از همه مهمتر همون درخچه تو حموم باید خوب صدای مخصوص هر حیوونی رو بشناسی.حداقل دیگه باید صدای شیرو از گاو تشخیص بدی.
قیافه نیری دیدنی بودا…دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم.بلند خندیدم که نیروانا گفت:
-ای نهال مغز فندقی. آخه یکی نیست بگه ما کم سوژه داریم دست این پسرا حالا توام هی بخند.
بعد از چند لحظه دوباره گفت:
-نیما حالا تو چرا مثه ماست وایسادی داری منو نگاه میکنی؟خوب بیا دست منو بگیر بلندم کن دیگه! اه مرده
شور برده.
من که از صمیمیت بین داداشم و دخترعموم حسابی به وجد اومده بودم لبخند زدم و گفتم:
-اگه گذاشتین ما یه دوش آب گرم بگیریم و خستگی راه از تنمون دربیاد اسم خودمو میذارم ننه قمر!!!
بعد رفتم حولمو پوشیدمو درو باز کردم که دیدم هردوشون دست به کمر وایسادن و منو با نگاهی آمیخته با تعجب و تاسف نگاه میکنن.با تعجب پرسیدم:
-چیه؟مگه جن دیدین که اینجوری نگام میکنین؟
نیما-خواهر کوچولوی من..دوش یعنی ده دیقه یه ربع نه یه دفعه چهل دیقه آخه!
-خب حموم و آب گرم بهم آرامشی میده که دوس دارم.حالا تو چرا شاکی؟
-من غلط بکنم شاکی باشم.اصن من خر کی باشم که شاکی باشم؟
نیروانا دستشو تو سینش جمع کرد.

دانلود در ادامه مطلب


تبلیغات متنی