نوول فا - شهری پر از رمان

هر عهدی بستم پاش وایستادم

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان هر عهدی بستم پاش وایستادم نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

رمان-هر-عهدی-بستم-پاش-وایستادم-از-نگین-نریمانی

دانلود رمان هر عهدی بستم پاش وایستادم نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان :انای قصه من یه دختر تنهاوعاشق اونم مثل همه دختراروحش شکنندس ولی همیشه سعی کرده قوی باشه انای من ازخونوادش طرد شده بخاطر یه سوتفاهم بخاطر اشتباه یه نفردیگه عاشقه عاشق یکی که نمیدونه اصلا اینو دوس داره یانه؟

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده :از خونه میومدم بیرون به اقاغلام لیست چیزایی ک لازم داشتمودادم وب سمت ماشینم رفتم سوارشدم گازشودادم وب سوی دانشگاه رفتم توراه انقدتوفکربودم که اصن حواسم نبودک رسیدم، ماشین رو پارک کردم درحالی ک ب ساعتم نگا میکردم پله هاروبالارفتم پنج دیقه به شروع کلاس مونده بود مث همیشه بدون هیچ تاخیری رسیدم بااینکه ی ماه بود تواین دانشگاه تدریس میکردم ولی همه دانشجوهااخلاقمومیدونستن ومیدونستن رووقت خیلی حساسم وخودمم خیلی وقت شناس بودم واردکلاس شدم ی نگا کلی به دانشجوهاانداختم و بعدیه سلام خشک و جدی بدون هیچ حرف دیگه ای روصندلیم نشستم بعدیک ساعت و نیم ب کوب درس دادن پنج دیقه استراحت دادم خودم خسته نشده بودم بخاطربچه ها اون پنج دیقه رو هم تعیین کرده بودم تا بتونن ادامه کلاس رو باحوصله بگذرونن ازاول ورودم ب همشون ک کلا۳۵نفر بودن گفته بودم ک روزهای فرد ک بامن کلاس دارن تموم سه ساعت و بکوب درس میدم بجزپنج دیقه استراحت،،، یادمه گفتم ک هرکسی وسط کلاس موقع تدریسم خسته میشه ومیره ازاول نیاد.

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :

  • نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar – پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … [ دانلود ]

مطالب محبوب
تبلیغات متنی