نوول فا - شهری پر از رمان

دانلود رمان نگاه خاص او کامل 2

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹
دانلود رمان فتان خزر به قلم فرزانه شفیع پور
دانلود رمان فتان خزر
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد نوشته اعظم فهیمی pdf
دانلود رمان گذشته ام را یاد برد
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا
دانلود رمان نفوذی
دانلود رایگان رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی
دانلود رمان مستی و دیوانگی
دانلود رایگان رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان جذاب تیمارستانی ها نوشته مرجان فریدی
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رمان دنیای بی ثانیه
دانلود رایگان رمان تو فردای من باش با فرمت pdf
دانلود رمان تو فردای من باش
مهر چت

نویسنده

نویسنده

سلام دوستان عزیز . این چند وقته زیاد نمیرسیم به سایت سر بزنیم . تقریبا 2500 تا نظر داریم که هنوز تایید نشدن :) خیلی از دوستان درخواست همکاری دادن ولی گویا اصلا با سیستم وورد پرس اشنایی ندارن . ببینید دوستانی که قصد همکاری با ما رو دارند اول اینو توجه کنند که باید شرایط اینو داشته باشن که حداقل هفته ای سه روز در سایت فعالیت کنند و حداقل هفته ای 3 رمان کامل رو روی سایت قرار بدن . دوستانی که قصد همکاری دارن ایدی تلگرامشون رو در نظرات ارسال کنند (نظرات حاوی ایدی یا شماره منتشر نخواهند شد ) نام کاربری که شما انتخاب میکنید باید انگلیسی باشه . نام کاربری و رمز عبور مورد نظرتون رو توی نظرات قرار ندید فقط لگه شرایط بالارو داشتید ایدی تلگرام و درخواست نویسندگی توی نظرات سایت ارسال کنید . موفق باشید . ای دی تلگرام ادمین : mpero

دانلود رمان نگاه خاص او کامل ۲

دسته بندی : رمان عاشقانه جدید 2019 و 2018 تاریخ : یکشنبه 17 فوریه 2019

دانلود رمان نگاه خاص او

رمان نگاه خاص او

دانلود رمان نگاه خاص او کامل ۲

خلاصه:

دانلود رمان نگاه خاص او دختر داستان ما یه دختر سرد و یخیه، دلش مهربونه‌ها اما ظاهرش سرده. با یه نفر رو به رو میشه مثل خودش اما اون فرد زندگی دختر سرد ما رو تغییر میده. دختر ما دوباره میشه مثل قبلا، میشه یه دختر شر و شیطون با کلی شیطنت. اما یه اتفاقی میوفته که همه چی تغییر میکنه.

رمان نگاه خاص او

پیشنهاد ما به شما

همیشه زندگی اون جوری که ما می خوایم پیش نمیره،

گاهی خوشحالیم گاهی ناراحت و گاهی کلی گله داریم از این زندگی.

اما بعضی وقتا هم هست که یه چیزایی عوض میشه، مثل اعتقاداتمون، دنیامون و زندگیمون.

اما چرا همیشه باید از این جور تغییر ها ناراحت بشیم؟دانلود رمان نگاه خاص او

چرا هیچ وقت سعی نمی کنیم به این تغییر ها از یه دید مثبت نگاه کنیم؟ چرا می خوایم همیشه از همه چی گله کنیم؟

بیایم از هرچی که داریم خوشحال باشیم و با دید مثبت بهش نگاه کنیم. :):):):):):)

فصل یک:

صدای یه دختر اومد که با ذوق خاصی گفت:

“اول آرزو کن”

“منتظر چی هستی مایا؟”دانلود رمان نگاه خاص او

یهو انگار از یه جا به جای دیگه ای پرت شدم، توی یه خونه کوچیک و نقلی بودم،

دوباره صدای همون دختر اومد اما این دفعه با استرس گفت:

“کجا میری مایا؟”

“وایستا مایا نرو”

دانلود رمان نگاه خاص او

دوباره به یه جای دیگه پرت شدم، توی جنگل بودم تک و تنها، یهو از بین درختا دو جفت چشم عجیب دیدم.

جیغ بلندی از ترس کشیدم و یهو سیاهی مطلق.

به سرعت چشم‌هام رو باز کردم، توی اتاقم بودم مثل دیشب که برای خواب اومدم.

چند شبی بود که خواب های عجیب و غریب می دیدم اما نمی دونستم دلیلش چیه.

با سردی که حس کردم از فکر خوابم بیرون اومدم، پنجره اتاق باز بود

و هوای سرد زمستون اتاق رو سرد کرده بود.دانلود رمان نگاه خاص او

هر دفعه که مامان من رو می دید با حرص و چشم غره می گفت:

-دختر آخه کی توی زمستون تاپ می پوشه که تو می پوشی، کی مریض بشی خدا داند.

-حرص نخور مامان خوشگلم، بادمجون بم آفت نداره، من هیچیم نمیشه نگران نباش.

آه چقدر دلم برای مادر و پدرم تنگ شده بود، روی تخت نیم خیز شدم و

خواستم پنجره رو ببندم که نگاهم به ماه افتاد.

دانلود رمان نگاه خاص او

بارها نگاهش کرده بودم ولی نه اینقدر دقیق، چه زیبا بود و حس آرامشی

به انسان می بخشید! لبخندی روی لب هام نقش بست، دلم نمی خواست نگاه ازش بگیرم.دانلود رمان نگاه خاص او

انگار خیلی خیلی نزدیک بود، به طوری که اگه دست دراز می کردم می تونستم تو دستام بگیرمش.

با باد سردی که وزید نگاه از ماه گرفتم و بی میل پنجره رو بستم،

چقدر اتاق تاریک بود مثل این که باز مامان وقتی من خوابیدم چراغ خواب رو خاموش کرده.

چراغ خواب رو روشن کردم، عاشق رنگ چراغ خوابم بودم،

دانلود رمان نگاه خاص او

رنگ های مختلفی داشت مثل رنگین کمون بود و این نور فضای اتاق دوازده متریم رو زیبا می کرد.

نگاهم روی عروسک هایی که بالای تختم به دیوار وصل بودن افتاد؛ وقتش بود که عروسک ها رو بردارم.

دراز کشیدم اما تشنگی مانع خوابم بود، نمی تونستم از این تشنگی بگذرم تمام دهانم و گلوم خشک شده بود.

بلند شدم و از اتاق خارج شدم، کل خونه تاریک بود و منم که ترسو، با دیدن تاریکی ضربان قلبم از ترس روی هزار رفت.

باکس دانلود

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
864 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 184
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی